kimvictor00's Reading List
Истории 125
wall breaker на magicalbean1
magicalbean1
  • WpView
    Прочтений 359,343
  • WpVote
    Голосов 49,351
  • WpPart
    Частей 76
جئون جونگ کوک پسری که خانواده ش رهاش کردن و توی یه روستا بزرگ شده و بعد بعنوان برده به پادشاه فروخته میشه... و دقیقا کدوم پادشاه وقتی چوسان روی دست شاهزاده ی خوناشام ارباب کیم میچرخه... کسی که همه از شنیدن اسمش وحشت دارن! و درست وقتیکه کیم تهیونگ میخواد از خونش استفاده کنه میفهمه که اون یه دورگه ی خوناشامه! _باید تبدیل بشه... وگرنه میمیره! اگه به این ژانر علاقه دارین میتونین این داستانو امتحان کنین♡ با ورود شخصیتای جدید فیک مهیج تر میشه♡ بنا بر این از دستش ندین♡ #vkook #yoonmin #namjin Best rankings #1 teahyung🎖 #1 comedy🎖 #1 jungkook🎖 #2 bangtan⛧ #3 romance✔ #6 namjin✔ #4 vkook✔ #6 yoonmin✅ #22 bts✅ # 1 نامجین🎖 # 1 جونگ کوک🎖 # 1 بنگتن🎖 # 1 تهیونگ🎖 # 2 یونمین⛧ # 2 ویکوک⛧ # 7 فارسی✔
٭ Black wine ٭ на glanda_kv
glanda_kv
  • WpView
    Прочтений 251,871
  • WpVote
    Голосов 16,326
  • WpPart
    Частей 36
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ خلاصه؛ کیم تیهونگ یه امگا و هیبرید شیطون و کرمو که یه جا بند نمیشه و همیشه درحال آتیش سوزوندنه. چی میشه اگه جئون جنگکوک بزرگترین و خطرناکترین رئیس مافیا عاشقه اون فسقلی بشه و ازش مراقبت کنه؟؟. ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ کاپل اصلی: کوکوی. کاپل فرعی: یونمین، نامجین. ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ ژانر: امگاورس، انگست، عاشقانه، هپی اند، اسمات. ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ وضیعت: تمام شده _______________________________ ✦•.•✧با Black wine همراه باشید✧•.•✦ _______________________________
خسرو: رمان تاسیان на Phanagoria_epub
Phanagoria_epub
  • WpView
    Прочтений 270
  • WpVote
    Голосов 38
  • WpPart
    Частей 14
فن فیکشن تاسیان: خسرو ---------------- نویسنده: س. ب. ب راوی/ زوج ها: سعید و مریم زوج فرعی: امیر و شیرین ------------------ خسرو، روایتی نانوشته ای است از دل روزهای پرهیاهوی قبل از انقلاب؛ جایی که عشق و وظیفه در هم گره می خورند. سعید، ماموری با نقابی دوگانه و مریم، دختر با قلبی پر از رویا، هردو در گرداب توطئه، خیانت و حقیقتی ناگفته گرفتار می شوند. این داستان که بر اساس طرح سریال تاسیان- به قلم و کارگردانی تینا پاکروان از شبکه نمایش خانگی فیلیمو- از دید سعید و مریم بازنویسی و تغییر داده شده است، کشف دوباره لحظاتی است که می شد از دل تاریکی زاده شده، نور و رنگی به خود بگیرند. خسرو داستانی دیگر، با نگاه و روایتی دیگر است از چیزی که در لا به لای نگاه ها، نامه ها و سکوت ها شکل می گیرد؛ سایه ها و نورهایی که می شد در دل تاریخ روشن شوند؛ یا برای همیشه در تاریکی بمانند. لازم به ذکر است که این نوشته، تنها یک فن فیکشن یا داستان خیالی است که بر اساس طرحی از سریال تاسیان، توسط یکی از طرفداران آن نوشته شده است. تمامی حق و حقوق قانونی و معنوی طرح فیلم نامه اصلی و سریال به تینا پاکروان و فیلیمو تعلق دارد و این متن صرفا یک داستان غیررسمی است که برای طرفداران سریال نوشته شده است. از نقاط قوت سریال می توان به داستانی عاشقانه و جذاب، روایتی رنگا
𝖠𝗋𝖼𝖺𝗇𝖺 ᭡  на Hansuoh
Hansuoh
  • WpView
    Прочтений 36,701
  • WpVote
    Голосов 4,616
  • WpPart
    Частей 9
𐙚‌ ‌‌ 𝖭𝖺𝗆𝖾: 𝖠𝗋𝖼𝖺𝗇𝖺 ‌ ‌ ‌ ‌ ‌𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: 𝖪𝗈𝗈𝗄𝗏 ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: 𝖮𝗆𝖾𝗀𝖺𝗏𝖾𝗋𝗌𝖾, ‌ ‌ ‌ ‌ 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾, 𝖢𝗈𝗆𝖾𝖽𝗒, 𝖲𝖼𝗁𝗈𝗈𝗅 𝗅𝗂𝖿𝖾, 𝖣𝗋𝖺𝗆𝖺 مراسم ازدواج امگا و انیگمایی که هیچ‌کس حتی فکرش رو هم نمی‌کرد جفت هم باشن، تعیین شده بود و اون دو نفر نباید تا قبل‌از پیوند رسمی‌شون هم رو ملاقات می‌کردن؛ اما کی می‌تونست جلوی جونگ‌کوک رو بگیره که به دیدن امگاش نره و به بهانه‌های مختلف نبوسدش؟ البته یه مشکل جدی هم وجود داشت؛ جونگ‌کوک به‌عنوان جفتی که هنوز به تهیونگ اعتراف نکرده بود، بیش‌ازحد مالکانه و بی‌پروا رفتار می‌کرد. شاید امگای آلبالو نباید برای تحریک‌کردنش پیشنهاد به‌هم‌زدن ازدواجشون رو می‌داد‌؟ «کی می‌تونه جلوی من رو بگیره اگه بخوام ردت کنم و بی‌خیال این ازدواج بشم؟» «توی روی جفتت وایستادی و همچین سؤالی می‌پرسی امگا؟» ⚝ Telegram: ‌@Hansuoh
His To Ruin | KookV на cjjasal
cjjasal
  • WpView
    Прочтений 94,872
  • WpVote
    Голосов 12,497
  • WpPart
    Частей 25
دو نوع انسان تو دنیای جئون جونگکوک وجود داشت. اونایی که ازش وحشت می‌کردن و اونایی که زخمی می‌شدن چون فکر می‌کردن نیازی به ترسیدن نیست. اون سرد بود و محاسبه‌گر، جوان‌ترین رئیس مافیا، با دست‌های تتو شده و چشم‌هایی مثل یخ. جونگکوک با دیدن التماس و خونریزی آدم‌ها تکون هم نمی‌خورد. خیلی وقت بود که شکسته بود. و بعد کیم تهیونگ اومد. با پلیورهای نرم و ناز، شکلات‌‌های تمشکی، و سوال‌هایی که هیچکس جرات پرسیدنشون رو نداشت. "چرا سوکجین هیونگ گفت می‌خوای من رو بخوری؟ آدم‌ها رو گاز میگیری؟" جونگکوک نمی‌دونست که می‌خواست از اون پسر محافظت کنه، یا نابودش کنه تا فقط نزدیک نگهش داره. Couple: Kookv. Genre: Romance, mafia, comedy, smut. Author: MaryBTS2013. Translator: Asal. روزهای آپ: دوشنبه و پنجشنبه ___________________________________________ This is a Persian translation of a fanfiction by (MaryBTS2013), All credit goes to the original author. I'm only responsible for the translation.
I Want A Husband (Kookv) на Chihiro_D
Chihiro_D
  • WpView
    Прочтений 321,827
  • WpVote
    Голосов 39,493
  • WpPart
    Частей 18
←⁩ شوهر می‌خوام تمام‌شده. ✔️ «همه‌ی امگاهای فامیل ازدواج کردن و فقط من موندم؛ این وسط گردن‌گیر دوست‌پسرم هم خرابه! من شوهر می‌خوام، دردم رو به کی بگم؟» تهیونگ احساس می‌کنه یه نفر طلسمش کرده، چون بختش به‌طرز عجیبی بسته شده؛ و این درحالیه که خواستگار پولدار و خفنش رو به‌خاطر دوست‌پسر گردن‌نگیرش رد می‌کنه و بعداً به شدت پشیمون می‌شه... کاپل: کوکوی، ناممین ژانر: عاشقانه، کمدی، اس.مات، امگاورس، فلاف
Silence & shadow|سکوت و سایه на writerokiko
writerokiko
  • WpView
    Прочтений 83,796
  • WpVote
    Голосов 8,873
  • WpPart
    Частей 27
درحال آپ📌 -اوه... اون خیلی زیباست! چطور تونستم اذیتش کنم؟ -حرومزاده لعنتی! یه تار مو از پسرم کم شه خودت و سیاستتو به آتیش میکشم! -عجیبه... پسر منه و تو پسرم صداش میکنی؟ -وقتی تو براش پدری نکردی لازمه که کسی دیگه پدرش باشه! -چرا ابرک صدام میزنی؟ -چون با دیدنت یاد بارون می افتم... *** سئول زیر سایهٔ سیاستمدارهای فاسد و قدرت‌های پشت‌پرده خفه شده؛ و در دل همین آشوب، جونگ‌کوک و شش نفر از نزدیک‌ترین همراهانش تبدیل به کابوس شبانه‌ی دنیا میشن. گروهی که با برنامه‌ریزی دقیق و بی‌رحمانه، یکی‌یکی مهره‌های اصلی فساد رو حذف می‌کنن و پلیس فقط ردّی از مرگ پشت سرشون پیدا می‌کنه. پسر هفده‌ساله‌ای به اسم کیم تهیونگ که هیچوقت توی زندگیش حرف نزده. پسر بچه ای که هیچ نقشی تو فساد شهر نداشته؛ فقط اشتباهش توی دنیا این بوده که به خانواده‌ای وصل بوده که قدرت دستشونه و به دست شکارچیان مرگ دزدیده می‌شه. جونگ‌کوکی که همیشه یخ‌زده، محاسبه‌گر و بدون ترحم کار کرده، وقتی با سکوت سنگین تهیونگ و نگاه‌های درهم‌شکستۀ اون روبه‌رو می‌شه، چیزی تو وجودش از ریتم می‌افته. کی فکرش رو می‌کرد جونگکوک دلیل حرف زدن اون پسربچه لال باشه؟ 𝑵𝒂𝒎𝒆: silence & shadow 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: angst, Smut, kink, BDSM, age gap 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: kookv 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: okiko
MY YOUr 🐺🌘  на writerMisha
writerMisha
  • WpView
    Прочтений 15,846
  • WpVote
    Голосов 2,589
  • WpPart
    Частей 53
فیک مای یور زمانی که توی جنگل باران خورده با شدت میدووید و خزهای خیس خورده اش با هر باد تکان میخورد ،،، با حس بوی خون که با بوی شیرینی ترکیب شده بود ، از حرکت ایستاد. گرگی که در سکوت زخم بزرگ روی دستش لیس میزد با چشم های براق از ترس به آلفا زل زد . قبل از بیهوشی انگار در بوی اقیانوس مرد غرق شد .... و زندگی که برای همیشه تغییر کرد. ;;;; کیم تهیونگ پسر ۲۵ ساله‌ی مجسمه‌سازی که رهبر پک تیگو هست و بقیه پک ها به عنوان قدرت اصلی قبولش ندارن و جئون جونگ‌کوک بتای ۳۷ ساله‌ای که مشاور پک جئون‌ها با قصد قبلی به پک تیگو میره. اما چرا آخرش هم برای فرار به اونجا پناه می‌بره ؟ ؛؛؛؛ کاپل: تهکوک ، یون‌مین ، چانبک ژانر : امگاورس ، اسمات ، عاشقانه نویسنده: Misha این فیک داخل چنل تلگرام هم آپ میشه
Arzhel | Vkook  на kvkimjk
kvkimjk
  • WpView
    Прочтений 9,305
  • WpVote
    Голосов 902
  • WpPart
    Частей 21
خلاصه داستان : جئون جونگ کوک پسری که به کتاب خوندن علاقه داره ۲۳ سالشه خانواده اش شاغلن و به همین خاطر بیشتر مواقع تنهاست و بیشتر مواقع کتاب میخونه یا با دوستش جیمین درمورد عموی جذابش که سال هاست روش کراش داره صحبت میکنه و هیچ وقت نشده که به حسش اعتراف کنه تهیونگ عموی ناتنی جونگ کوک که توی فرانسه بارتندره و هر چند سال یکبار به کره میاد برای دیدن خانواده اش. برشی از داستان : -این صحنه جزو سناریو های هر شبم بود. -حالا من سناریو هات رو برات واقعی میکنم آرژل. ✘ اتمام یافته
Heir of Love на Jinavkook7
Jinavkook7
  • WpView
    Прочтений 3,547
  • WpVote
    Голосов 851
  • WpPart
    Частей 18
"_عقلتو از دست دادی تهیونگ؟ به همجنس خودت علاقمند شدی؟" "_کجای این کار گناهه؟ مگه عشق دست خود آدمه هیونگ؟ " "_بگو... بگو که دارم کابوس میبینم و این واقعیت نداره...بگو که قرار نیست چشمات کسی جز من رو ببینه، دستات تن کسی جز منو لمس کنه و لبات، روی لبای کسی جز من بشینه... بگو که قرار نیست نیلوفر آبیتو ترک کنی شاهزاده من." "_گریه نکن قلبم... میخوای تو بارون چشمات غرق بشم که حتی آسمون هم بفهمه چقدر عاشقتم؟" ⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒ عشق؛ زیباترین احساسی که ندانسته به جانت میوفته و داخل قلبت جوانه میزنه و وقتی به خودت میای، میفهمی نمیتونی ریشه اش رو ببری. عشقی ممنوعه و تلخ در کل تاریخ، میان شاهزاده و رعیت...قلب هایی که ناخواسته و ندانسته به هم پیوند میخورن و حالا...چه کسی میدونه قوانین بی رحم دنیا چه برنامه ای برای آن دو مرد جوان در نظر داره و قلم سرنوشت، قراره چطور داستان عشق اونا رو بنویسه؟ ⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒ ♛Couple: Vkook, Yoonmin ♛Genre: Romance, Dram, Historical, Smut, Royal ♛Ending: Happy end ♛Writer: Stella ♛Chanel: @Vkook_temple7