بیون بکهیون، یک روزِ عادی مثل روز های قبل از خواب بلند میشه و میفهمه تا آخرِ شب بیشتر زنده نمیمونه.
ژانر: انگست، رمنس، اسمات
کاپل: چانبک
پی نوشت: برای منی که احساسی دوست ندارم و نمینویسم خیلی یجوریه که اینو آپ کنم.. ولی امیدوارم خوشتون بیاد؟
پی نوشت۲: احتمالاً بقیه ی وانشات هامو توی همین کتاب آپ کنم.. پس به به ریدینگ لیستتون اد کنین و بدونین من با هربار آپ کردن در این کتاب، مشخصات کتاب رو با توجه به چیزی که آپ کردم عوض میکنم.
🐾
چانیول یه آلفای تنها و بدون جفته!
چطور میشه اگه یه روز یه امگای کیوت و تنها رو که از قضا حتی * مارک نداره * درحال جابه جایی به آپارتمان روبه روییش ببینه؟
🐾
ژانر: فلاف-ولف🐾
رِیتینگ: [M](+15)
کاپل:چانبک
نویسنده : woodlandsparrow
مترجم : Avina🐰
☕️﹌⃜﹌⃜﹌⃜𖥸🏀📸𖥸﹌⃜﹌⃜﹌⃜☕️
☕ وانشات: شاید با یک فنجان قهوه
🏀 ژانر: رمنس، درام، اسمات.
☕ کاپل: چانبک
🏀 وضعیت: کامل شده
☕️﹌⃜﹌⃜﹌⃜𖥸🏀📸𖥸﹌⃜﹌⃜﹌⃜☕️
با عشق برای روز چانبک 💕
Make me crazy | chanbaek 🫂
ژانر: اسمات / رمنس
وضعیت: کامل شده
.
.
این فقط یه وانشاته حقیقتا و جنبه ی داستان بلند رو نداره.. امیدوارم ازش لذت ببرین..
❌🚫 اگه با نوشته های اسمات مشکل دارین لطفا نخونیدش🚫❌
نظراتتون رو میخونم انتقاد و پیشنهاداتتونو به اشتراک بزارین 💞🌿
عنوان: سایرای🎴
ژانر: عاشقانه، جنایی، فانتزی، اسمات🎋
کاپل: چانبک، (شاید سورپرایز) 🩸
محدودیت سنی🔞
"خون! این دریاچه خون کف زمین از بدن منه! نمیتونم بفهمم دارم نفس میکشم یا نه. بدنم میلرزه. دهنم مزهی خون میده. یعنی مرگ همچین حسی داره؟ هیچ چیزیو نمیتونم واضح ببینم. اما هنوز صدای قاتلمو میشنوم..."
توی این روایت قراره براتون از تجربهی مرگ و زندگی دوبارهام بگم. بعد از کشته شدن اولین چیزی که به ذهنم میرسید انتقام گرفتن بود اما یه گره تو زمان... یه تصادف پیشبینی نشده همه چیزو عوض کرد. من بیون بکهیون، کیم جیهون سابق، اینجام تا براتون از تقدیر نه چندان معمولیم بگم...
(*سایرای: تو زبان ژاپنی چند واژهی مختلف برای توصیف "تولد دوباره" وجود داره و 再来 هم یکی از اوناس)