beautiful stories
4 stories
•Fading• [L.S]  by SeTaRe4
SeTaRe4
  • WpView
    Reads 221,908
  • WpVote
    Votes 31,847
  • WpPart
    Parts 48
[Complete] لویی زیبایی رو، ترکیب رنگ‌ها و جنس‌های مختلفی که حس ظرافت رو درون آدم‌ها به‌وجود میارن، میشناسه. اون درحالی که داره توی دانشگاه فشن میخونه، هر روز این ترکیب‌ رو میبینه. برش لباس‌ها، رنگ پارچه‌ها، پیچیدگی‌ طرح‌ها، همهٔ این‌ها کنار هم قرار میگیرن تا یه‌چیز زیبا رو بسازن. ولی وقتی که یه دانشجوی علوم با پاهای بلند و لبخندی که چال‌ گونه‌هاش رو به نمایش میزاره قبول میکنه که مدل لویی بشه، لویی میفهمه که تازه زیبایی رو پیدا کرده. هری فکر میکنه لویی فقط به کسی نیاز داره که بهش ثابت کنه چقدر زیباست. °Persian Translation°
Hot chocolate by farrytales
farrytales
  • WpView
    Reads 1,076
  • WpVote
    Votes 195
  • WpPart
    Parts 6
دوست داشتن بعضی آدما مثه خوردن شکلات داغِ داغ می‌مونه
Maggy,the planet of mine(2) by farrytales
farrytales
  • WpView
    Reads 15,771
  • WpVote
    Votes 2,509
  • WpPart
    Parts 20
من میدونم که همه چیزوسیاه وسفیدمیبینی. پس برات یه آسمون آبی شفاف میکشم:) -آبی،تروی سیوان-
Forgotten by _merniam_
_merniam_
  • WpView
    Reads 6,065
  • WpVote
    Votes 577
  • WpPart
    Parts 25
+منو فراموش کردی...نه؟ -نه تو فراموش شده بودی... +میدونی الان چه حسی دارم؟ -آره...قلبت دیگه نفس نمیکشه ، مغزت میگه که میتپه ولی نه‌...نمیزنه چون شکسته +اتفاقا میتپه ولی یادش رفته که خونی توش نیست ، مثل تو فراموش کرده که من روحی ندارم...ای کاش قلبمو میشکوندی... ولی روحمو کشتی... پوزخند زد: +قاتل فراموشکار