ihanaw's Reading List
79 stories
Duplicity [h.s] by happydays1d
happydays1d
  • WpView
    Reads 118,436,303
  • WpVote
    Votes 1,930,472
  • WpPart
    Parts 102
"Smoking is bad, you know." The placid voice speaks up from the distant dark corner, nothing to see but a tall silhouette and an orange glow of a cigarette cherry. "It's the least of my problems," I murmur with my own between my lips, proceeding to feel the stagnant debris valley my throat when I suck delicately. He exhales a chuckle of cynical amusement, his footsteps getting every step clearer to my eardrums until I eventually sense body heat burning my back. "And why is that?" He whispers over my shoulder, hands inviting themselves to grip the railing in front of me so I become a prisoner between his inked arms. I swallow. "Because you'll be the one to kill me first." // Aven Brooks is hired to take pictures for the world-renown punk rock band known today as Duplicity; hoping the experience gets her into her most elite-dreamed university. However, when her lenses accidentally capture more than just cheeky sound checks and performances, she comes to a horrifying discovery that Duplicity is anything but a band. Appalled and frightened, she's trapped. *HIGHEST RANKINGS* #1 IN HARRYSTYLES #1 IN ONEDIRECTION ALL RIGHTS RESERVED TO @happydays1d NOT ALLOWING TRANSLATIONS! CONTAINS VULGAR LANGUAGE / DRUG ABUSE / SEXUAL CONTENT / DESCRIPTIVE VIOLENCE / MENTAL HEALTH READ AT OWN RISK!
It's Zoey by JazzEdward
JazzEdward
  • WpView
    Reads 86,596
  • WpVote
    Votes 6,426
  • WpPart
    Parts 98
"جاي تو،خونه ي تو بغل منه! مگه از همون اول غير از اين بوده؟اين آغوش براي تو ساخته شده! چرا نميذاري من خونه ات باشم؟" 1 #Completed
Smut Book By Celeste ∥ اسمات بوک به قلم سلست 🔞🔥 by LiberteNovels
LiberteNovels
  • WpView
    Reads 71,105
  • WpVote
    Votes 1,573
  • WpPart
    Parts 15
توجه‼️این بوک حاوی محتواهای اسمات نقد اجتماعی🔞 با رده سنی +18 ئه؛ با احتیاط پیش برید. مجموعه‌ای از وان‌شات‌های اسمات به قلم سلست با کاپل‌ها و شخصیت‌های متنوع و ژانرهای جذاب و هیجان انگیز! ༺ Liberté Novels ༻ Name: Smut Book By Celeste نام داستان: اسمات بوک به قلم سلست Couple: It can be anything کاپل‌ها: متنوع ■ A Smut Book by Celeste ■
+15 more
Who are you? by ZiamsNation
ZiamsNation
  • WpView
    Reads 486,016
  • WpVote
    Votes 56,435
  • WpPart
    Parts 75
Highest ranking: #1 in fanfiction [complete] by sadafiiiii تو کی هستی؟ یه فرشته از قعر جهنم... زین مالیک پسری که حامله شد
Golden |°•Ziam Mayne•°| by ToMmoMayne
ToMmoMayne
  • WpView
    Reads 48,056
  • WpVote
    Votes 9,105
  • WpPart
    Parts 24
اشتراک بین آدم‌ها میتونه ناچیز باشه...یا عجیب یا بی‌ربط یا مرموز اشتراک اون‌ها ایستگاه اتوبوس و آفتاب سر صبح بود...
Yellow&red {Z.M}{completed}  by zahra_284
zahra_284
  • WpView
    Reads 137,866
  • WpVote
    Votes 14,426
  • WpPart
    Parts 74
Ziam Good story 🙂💛❤ زود قضاوت نکنید داستانو چون ماجرا داره! یه زندگی آروم از زیام که خب مشکلاتی هم سد راهشون میشه و اونجاست که باید برای موندن و جنگیدن یا جا زدن تصمیم بگیرن!
MiDnigHt SuN by loual28
loual28
  • WpView
    Reads 902
  • WpVote
    Votes 273
  • WpPart
    Parts 13
من ژاله‌ی پژمرده‌ی تبعید شده به عمق خاموشی‌ام و تو یگانه روزنه‌ی زندگی بخش گلبرگ‌های خشکیده و درمان ریشه‌های مرده و تن رو به افولِ این بذر خفته در نطفه!
medelive by loual28
loual28
  • WpView
    Reads 11,385
  • WpVote
    Votes 3,104
  • WpPart
    Parts 21
{°completed°} به نام ستاره‌های شمالی سرزمین سبز نگاهت پرستیدنی ترین معبود من، و قسم به پرتوان درخشان شفق نفس گیر لبخندت، امروز و فردا و تا به ابدیت؛ تا روزی که هفت آسمان به زانو نشیند و خورشید و ماه در تلاطم پرواز امواج اقیانوس آرام عشق بازی کنند، جسم و جان و روح و روانم را پیشکش نگاره‌ی افسونگر نرگسی‌های مست چشمانت میکنم. معجزه‌ی عمیق زندگی من:) «caver by: notoriouse_»
28th (L.S) by bebygun
bebygun
  • WpView
    Reads 109,835
  • WpVote
    Votes 17,904
  • WpPart
    Parts 47
مي بيني چرخش روزگار را؟ مي بيني؟ مني كه روزي در روياهايم تو را به آغوش مي كشيدم و در واقعيت از دور مي پاييدمت، حالا از آغوشت مي گريزم و در روياهايم به دنبالت مي دَوَم...! و تماشا كن مرا... مني كه عشقت را از دور ديدني مي ديدم و حالا... دريا دريا غرقت شده ام. ميداني، كاش لااقل آن روزها به جاي نقش كردن تصويرت ميان قاب دوربين، همانقدر يواشكي، بودنت را توي وجودم زنداني مي كردم؛ آخر اين "ديوانه"، هنوز هم به اندازه ي عمري برايت عشق دارد و... ديوانگي. "بيست و هشتمين"
little rose by feelslikepetrichor
feelslikepetrichor
  • WpView
    Reads 28,831
  • WpVote
    Votes 4,471
  • WpPart
    Parts 22
از جایی مینویسم که هری میتونه لگد های کوچیکی رو توی شکمش احساس کنه و دست های مهربونی که موهاش رو نوازش میکنن یا چشم هاش رو میبوسن و لبهای سرخی صداش میکنن: "هَزا..."