mellirora
- Reads 5,869
- Votes 1,196
- Parts 4
"پایان یافته"
نُه سال گذشت و همچنان همون احمق های باهوش موندیم...
همون دو نفری که فریب دادن همدیگه رو، توی یکی از شب های نسبتا سرد اول سال شروع کردند.
من به دوست داشته شدن تظاهر کردم و جونگین، به دوست داشتن..
pretend
[verb]:
رفتار کردن به گونهای که انگار چیزی درست است در حالی که در واقع می دانید که اینطور نیست.
ᶜᵒᵘᵖˡᵉ ˢᵉᵏᵃⁱ
ᴳᵉⁿʳᵉ ʳᵒᵐᵃⁿᶜᵉ ᵃⁿᵍˢᵗ
این چندشاتی، اولین داستان منه. ضعفهاش رو پای کم تجربگی من بذارید نه بیاحترامی به خودتون به عنوان مخاطب.♡