-تو که اسمم رو می دونستی؛پس چرا پرسیدی؟
-شاید چون دوست داشتم باهات حرف بزنم!
-تو چرا انقدر خوشحالی؟
هری هر بار که با لویی صحبت می کنه؛این سوال رو ازش می پرسه.
و لویی هم هربار یه جواب جالب می ده.
شاید بد نباشه یه نگاه به جواب های لویی بندازید.
cover by:mansurepotter
babyhoneyharry:
تو ازم خوشت میاد فقط چ ون چیزی که تو شلوارم هست رو میخوای
cockytommo:
نه، بخاطر این هم ازت خوشم میاد که تو اون شلوار یه دیک داری😏
.
.
.
هری کمبود اعتمادبنفس داره و از همهچیز درباره خودش متنفره. اما در وبسایتی برای پیدا کردن دوستان جدیدی بود، با لویی آشنا میشه. لویی اعتمادبسقف داره و اوایل، فقط می خواست هری رو به فاک بده. اما الان، فقط می خواد هری احساس زیبایی بکنه.
.
.
.
Written by: Idek_larryaf
Persian translation by: Shey-da
[Completed]
°•Highest Rankings•°
(OG)
#1 - larrystylinson
#1 - louistomlinson
#1 - toplouis
#1 : larry
Cover credit by : @writter_in_purple
_ازش فاصله بگیر درازِ تخمی!
+کوتوله جهش یافته بهتره دستت رو بکشی!
××××
_تو مجبورم کردی انتخاب کنم!
+و تو من رو انتخاب نکردی!
××××
فان، مارول، دی سی.
•| Completed |•
[Persian Translation]
نایل و هری بهترین دوستای همدیگه هستن و هری یک ساله که روی برادر ناتنی نایل، یعنی لویی، کراش داره
و در طرف دیگه لویی از هری خوشش میاد اما اون از کام اوت کردن و حرف های مردم می ترسه.
اما آیا لویی میتونه با ترسش مقابله کنه؟
Writer: @mychemicooll
لویی تازه به سن 24 سالگی رسیده و خیلی یهویی به امگا تبدیل شده.
ظاهرش کاملا تغییر کرده، حتی اخلاقش هم کمی تفاوت پیدا کرده.
هری یه آلفاعه و دیدن لویی به عنوان یه امگا از همون اول گیجش میکنه. اون بوی فوقالعادهای میده، خیلی خوشگله، اما هری استریته. همچنین لویی هم استریته، خب... حداقل این چیزیه که اون فکر میکنه.
اوضاع خیلی عجیب و غریب میشه وقتی که هری بطور ناگهانی لویی رو میت میکنه و همه چی عوض میشه. اوضاع بهتر میشه، یا بدتر؟
*تمامی چپتر ها از دید هری هستن
Persian Translation
The original story belongs to @pretzelsncake *-*
[Persian Translation] [complete✔]
لویی تاملینسون، بدترین امگایی هست که هر کس به چشم دیده.
اون امگایی هست که خودش رو موظف به تسلیم شدن و اطلاعت کردن از بقیه نمیبینه، و به نوعی اون توانایی مقاومت در برابر دستوراتِ تقریبا هر فردی رو داره.
هری استایلز پسری که از زمان تولدش یه آلفای واقعی بوده، اون به زودی میتونه جایگاه پدرش رو دریافت کنه، دقیقا به محضِ اینکه جفت شود.
اما چه اتفاقی رخ میده اگر هری یقین داشته باشه که لویی جفتِ حقیقیش هست؟ و چه اتفاقی میافته اگر لویی نخواد با اون جفت بشه؟
یا اینکه در طرف دیگر، جایی که هری و لویی عاشق همدیگر هستند ولی تمام تلاششون رو میکنن تا اون رو نشون ندن؟
جایی که لویی از هری دوری میکنه، در حالی که بقیه افراد به آلفاهاشون احترام میزارن؛ در این زمان هری نیز سعی میکنه خودش رو به لویی نزدیک نکنه تا به تصمیمات اون پسر احترام گذاشته باشه.
ژانر : امگاورس، عاشقانه، دبیرستانی
#1 - shortstory
#1 - harrytop
#1 - louisbottom
#2 - teenagers
#3 - werewolf
درسته اینجا دنیای جادویی هاگوارتزه ولی من مطمئنم خبری از جادو نبود وقتی به اون چشم ها خیره شدم...
هشدار: اگر پاترهد نیستید به هیچ وجه این بوک رو باز نکنید ( ͡° ͜ʖ ͡°)
💙💚
❤️💛
🌈