*Fanfic*
182 stories
𝗥𝗲𝗶𝗴𝗮│𝖪𝖮𝖮𝖪𝖵 by Hansuoh
Hansuoh
  • WpView
    Reads 44,365
  • WpVote
    Votes 4,838
  • WpPart
    Parts 14
˓˓ Фанфики‌ ‌ ‌ ‌𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: 𝖪𝗈𝗈𝗄𝗏 ‌ ‌ ‌ ‌𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: 𝖮𝗆𝖾𝗀𝖺𝗏𝖾𝗋𝗌𝖾, ‌ ‌ 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾, 𝖥𝗅𝗎𝖿𝖿, 𝖢𝗈𝗆𝖾𝖽𝗒 ‌ ˓˓ сводка‌ ‌‌ ‌ ‌ ⋆ «مشکل اساسیِ تهیونگ توی تمام زندگی‌اش، جنسیت ثانویه‌اش بود. آلفای مغلوبی که به امگاها جذب نمی‌شه؟ چه دردسر بزرگی؛ اما جای نگرانی وجود نداشت تا وقتی که دوست‌پسرش هم یک آلفا بود. یعنی رابطه‌ی اون دو نفر قرار بود به کجا برسه؟!» ⋆ Канал: @Hansuoh‌ ‌
Love me again by Dreamer_A7
Dreamer_A7
  • WpView
    Reads 86,986
  • WpVote
    Votes 11,355
  • WpPart
    Parts 27
Love me again Couple : Vkook Genre : Romance . Angst . Omegavers . Smut . Mpreg « موهایش شب ، چشم هایش همیشه بارانی ، دست هایش سرد ، لب هایش بدون حس و نگاهش خیره به مکانی مبهم و بی انتها ، او سالها منتظر کسی بود که رهایش کرده بود ، منتظر اویی که برگردد و ....» داستان زندگی مشترک عاشقانه ای که بعد از چهارسال به پایان رسیده ، اما در قلب همین داستان قدیمی به پایان رسیده ، حکایتی جدید شروع خواهد شد ... حکایت جدیدی که با یک انقلاب در دنیای پزشکی توسط محقق و دانشمند نوروساینس کیم تهیونگ آغاز خواهد شد ....! محققی که تراشه ای خلق کرده ، برای زدودن تروماهایی که حاصل ترک شدن توسط امگای زیباروش ، هستن ! اما این دانشمند هرگز تصور هم نمی کرد خلق همچین تراشه ای چه پیامد هایی در زندگیش خواهد داشت ...!
The Forbidden Marriage/vkook by stalker_Army
stalker_Army
  • WpView
    Reads 10,459
  • WpVote
    Votes 1,409
  • WpPart
    Parts 18
ازدواج ممنوع ژانر:عاشقانه،کمدی،تاریخی،اسمات،درام،امگاورس،آمپرگ وضعیت:درحال آپ کاپل:ویکوک،سکرت روز آپ:نامشخص همسر ولیعهد هفت سال پیش فوت میکنه و قانون منع ازدواج از هفت سال پیش تا به الان همچنان پابرجاست،مردم و کارکنان قصر که از این موضوع خسته شدن به دنبال پیدا کردن همسری برای امپراطورن، اما امپراطور همچنان به دنبال عشق از دست رفتش درگیر پسری میشه که ادعای بصیرت الهی داره! 🚫برگرفته از سریالی به همین اسم 🚫این نوشته صرفا یک داستان است و هیچ ارتباطی با شخصیت های واقعی این دنیا ندارد!
Strange Start [vkook] by mobinaashabi
mobinaashabi
  • WpView
    Reads 29,845
  • WpVote
    Votes 3,892
  • WpPart
    Parts 22
«شروع عجیب» "درحال آپ..." کیم تهیونگ معتقده که به‌جز کارش و دخترش عاشق هیچکس نمی‌تونه باشه... اما وقتی جفت حقیقی‌تون رو پیدا می‌کنید مهم نیست نظرتون راجبش چیه به هرحال نمی‌تونید اون رو با کسی به غیر از خودتون ببینید! این داستان یک عشقِ پر ماجراست... . ✨️بخشی از متن فیکشن: تهیونگ اروم روی جونگ‌کوک خزید و با گرفتن مچ پاهاش، دستور داد: - وقتشه پاهات رو برای آلفا باز کنی، امگا. جونگ‌کوک که از لذت شنیدن امگا، گرگ بی‌قرارش از خود بی‌خود شده بود، با حس کردن خیسی بیش از حد شلوارش، ناله‌ی بلندی کرد. - هیش‌... بهتره صدات رو کنترل کنی. تو که نمی‌خوای رز کوچولو با صدات از خواب بیدار شه کارامل! ژانر: امگاورس، اسمات، رومنس،کمدی زمان‌آپ: جمعه_ منظمه کاپل: ویکوک(ورژن کوکوی داخل پیج) ●wrιтer: #mobina & #Camomile 𝑩𝑳𝑨𝑪𝑲 𝑺𝑾𝑨𝑵
⌠ Apocalypse¹, آخرالزمان ⌡ by Quiwel_
Quiwel_
  • WpView
    Reads 173,615
  • WpVote
    Votes 17,015
  • WpPart
    Parts 74
« آخرالــزمان; مردگان برمی‌خیزند » ‌| کامل شده | _تو از موتورم سواری گرفتی، درحالی که می‌تونستی خیلی راحت با صاحبش انجامش بدی، جوجه‌پلیس! _فکر می‌کنم به‌عنوان یک موتور سوار، بتونی راحت‌تر سواری بگیری، کیم! - _بهتره حواست به زبونت باشه، وگرنه توی بد دردسری میفتی. _من عاشق دردسرم عوضی، من رو از چی می‌ترسونی؟ -‌ جئون‌جونگکوک، افسری بی‌تجربه اما جسور که زیر غبار شهر جنگ‌زده و بمب‌خورده، هدفی جز مبارزه کردن نداره، خودش رو مقابل سردسته‌ی جیب‌برهایی می‌بینه که ‌به هیچ‌چیز جز موتورِ زیر پاهاش و سیگارهایی که دود می‌کنه، اهمیت نمی‌ده. اون‌ها نفرت رو داخل رگ‌هاشون حس می‌کنن، حتی با اینکه جنازه‌ها و ساختمون‌های درحال فروپاشی، زندگی‌شون رو تهدید می‌کنه. غرور، از نگاه‌های تند و تیز هردو مثل سایه‌ای روی شهر افتاده؛ اما درنهایت نگرانی‌ها و اتفاقات مرگبار، جنگ و گریز از دست جنازه‌های پوسیده، هردو پسر رو میون چنگالِ ناآشنای عشق گیر می‌ندازه. حالا جدالِ واقعی، بین قلبِ شیفته‌ی خلافکار و دلدادگی افسر، اتفاق میفته. ژانر ⤶ اکشن، انمیز تو لاورز، هیجان‌انگیز، عاشقانه، اسمات!
Runaway by haniehislamy
haniehislamy
  • WpView
    Reads 22,487
  • WpVote
    Votes 1,838
  • WpPart
    Parts 5
[ فراری ] Cuple : KookV Genre : Omegavers , Smut , Dark Romance , Mpreg , Harsh , 🔞 جونگکوک بعداز اینکه متوجه گرایش‌ِ عجیبِ منشی‌ نوجوونش میشه ، باهاش یه رابطه‌ی قراردادیِ یک ساله رو شروع میکنه.... چی میشه اگه تهیونگ بخاطر یه سهل‌انگاری ، برخلاف قوانین رابطه ی قراردادیش با جونگکوک ، باردار بشه و حالا قرار بود چه بلایی سرش بیاد ؟؟ اون دونفر گرچه که بدن‌های برهنه‌ی همو خوب بلد بودند اما...... هیچی از زندگیِ هم نمیدونستند.... ! این رابطه میتونست بعد از آشکار شدن رازهاشون ادامه پیدا کنه؟ تهیونگ چیکار میکرد ؟ میموند تا اون آلفا هر بلایی که میخواد به سرش بیاره ؟ _ بازی بدی رو شروع کردی تهیونگ.... اگه ازم دور بشی میکشمت...تو همیشه باید جلوی پام باشی لعنتی ! ********* + تو فقط بهم لبخند زدی...‌ و من کل زندگیمو دو دستی بهت تقدیم کردم ...‌ انگار توی تمام زندگی تاریکم منتظر یه لبخند از یه نفر بودم تا جلوش زانو بزنم و به عنوان خدای خودم بپرستمش..... اما من همیشه فراری بودم.... از آدمها ... از احساسات... از آینده.... من فرار میکنم ازت اگه توی قفس نگهم نداری ! چون ‏اون قسمتی از من که سعی میکرد آدمها رو نگه داره کاملا از بین رفته.... من فرار کردم از خودم... از تو... از حقیقت... _ حدس بزن قراره باهات چیکار کنم توله‌ی فراری !؟؟ ********* برای آشنایی با روند داستان به پارت
positive hell «Vkook» by zoom_in_story
zoom_in_story
  • WpView
    Reads 2,558
  • WpVote
    Votes 268
  • WpPart
    Parts 1
وان‌شات✨🌺🌈 آلفا کیم تهیونگ با وجود دوتا پسر دوقلو، هیچ‌وقت فکر نمی‌کرد شنیدن دوباره‌ی کلمه‌ی «مثبته» ان‌قدر ترسناک باشه؛ ولی وقتی همسرش جونگ‌کوک، با چشم‌های خشمگین و عصبانی‌اش بیبی‌چک رو بالا گرفت و غرید: «مثبته!» فهمید این کلمه می‌تونه شروع‌کننده‌ی یک جهنم باشه. یک جهنمِ مثبت... کاپل: ویکوک، سپ ژانر: فلاف، امگاورس، امپرگ، کمدی
Clown  by callmedeesse
callmedeesse
  • WpView
    Reads 28,986
  • WpVote
    Votes 4,699
  • WpPart
    Parts 26
تهیونگ امگایی که از بچگی مخالف سرسخت نابرابری جامعه بود به سختی کار میکرد و تصمیم داشت تا جایی که میتونه مسیر متفاوتی از چیزی که به عنوان یه امگا باید باشه بره اما همه چیز با پیدا شدن جفت آلفاش بهم ریخت؛ اینکه اون آلفا یه دلقک بود که توی تمام مهمونی و جمع‌ها همه رو سرگرم میکرد همه چیز رو بیشتر بهم میریخت. **** Couples : kookv Genre :Romance-Omegaverse-smut Writer : Déesse
Mi Rubí || Vkook by TEKO_FIC
TEKO_FIC
  • WpView
    Reads 16,138
  • WpVote
    Votes 1,033
  • WpPart
    Parts 6
ارثیه ی دو پسر عمو ثروتمندترین شرکت های زنجیره ای جهان بود ، اما گویی ثروت قفسی طلایی برای عشقشان بود ، عشقی آتشین که در قلبشان شعله می کشید اما در تاریکی ناگفته ها پنهان بود ، ناگفته ای که بر زندگی شان سایه افکنده بود ، گویی تمام رنگ ها از دنیای شان رخت بربسته بود و تنها خاکستری غم و تردید باقی مانده بود _ می تونی بهم بگی عشق چه رنگیه؟ + به رنگ یاقوت سرخ _ چرا همچین فکری میکنی؟ + چون لب های سرخت، وقتی رد بوسه هام روش شکوفه زده، درست مثل یه یاقوته که چشم هام رو غرق لذت و برق نگاهم رو برای تصاحبش به جنون می رسونه ، میخوای بدونی چرا میگم سرخ؟ چون چشیدن طعمش مثل یه شراب سرخ مست کننده ست و منو وادار می کنه تا در سکوت، مثل یه معبود بپرستمش Name : Mi Rubí || یاقوت من Capel : Vkook , Yoonmin , Namjin Genre : romance , omegaverse , school lif , angst , au , mpreg , little mafia
Dark Omega|vk| by AVINA1061
AVINA1061
  • WpView
    Reads 14,086
  • WpVote
    Votes 280
  • WpPart
    Parts 2
امگای تاریک🩶 کاپل:ویکوک🩶 ژانر:امگاورس🩶ازدواج اجباری🩶انگست🩶اسمات🩶 زمان آپ:پنجشنبه ها🩶 بازگردانی:🩶Anika rezaei🩶 نویسنده:نور🩶 برشی از داستان: _ازت توقع ندارم منو به اندازه تنها فرزندت دوست داشته باشی یا تمام گذشته رو فراموش کنی اما بهم لطف یک شانس دوباره رو بده امگای من _به نظرت یه پیاله ی شکسته و خورد شده به شکل اولش برمیگرده؟ پیج بازگردان عزیز:@Anikarezaei