خیلی قشنگن
16 storie
ᴘᴀʀᴀᴅɪsᴇ || sᴏᴘᴇ di tierravlvr
tierravlvr
  • WpView
    LETTURE 15,199
  • WpVote
    Voti 4,314
  • WpPart
    Parti 28
[Completed] ~بوی ‌قهوه، کاغذ های نو، کلمات و جانگ هوسوکی که بهشتش‌ رو لابه لای اونها پیدا میکنه.‌‌
❆About You And Poems❆↔《Mini Fic》 di silvereyes_moonstone
silvereyes_moonstone
  • WpView
    LETTURE 12,717
  • WpVote
    Voti 1,427
  • WpPart
    Parti 7
جئون جونگ کوکِ ۲۵ ساله‌ایی که قلبش رو به استاد ادبیاتش میبازه...و اون استاد همیشه جدی که بوی عطر چوبش از فاصله ها میشد جونگ کوک رو دیوونه کرد؛به راحتی این دوئل رو میبره... ▪چندشاتی به مناسب تولد کوکی! ⟅Couple: Taekook ⟅Genre: romance,angest,smut🔞
Leica di BTSIR7_FF
BTSIR7_FF
  • WpView
    LETTURE 66,009
  • WpVote
    Voti 12,367
  • WpPart
    Parti 18
• Name : Leica 📷 • Couple : Vkook • Writer : Ziwon • Summary : یک دوربین! همه ی آنچه که سرنوشت برای گره زدن آن دو در سال ۱۹۵۱ نیاز داشت، یک دوربین بود و همه ی آنچه این گره را می گشود٬ جنگ؟ عاشقانه ای در دل جنگِ میان دو کره!🚢
Somebody to love | persian translate di ycsmlms_wtp
ycsmlms_wtp
  • WpView
    LETTURE 257,531
  • WpVote
    Voti 31,585
  • WpPart
    Parti 48
|تکمیل شده| دو وکیل در قرن ۱۹ میلادی به هم دیگه علاقه مند میشن اما مشکلات زیادی سر راهشون قرار میگیره. هردوی اونها متاهلن و جامعه ی اون زمان، درکی از عشق بین دو همجنس نداره...
Van Gogh was his god! • [Completed] di amaraaa_7
amaraaa_7
  • WpView
    LETTURE 97,493
  • WpVote
    Voti 15,901
  • WpPart
    Parti 45
•Name: Van Gogh was his god! •Couple: Vkook •Sub couple: Hopemin •Writer: Amara •Genre: Romance, Angst, smut •Channel: @papacita01 ~•Teaser: _چرا هیچ وقت از ته دلت نمیخندی؟ از اون لبخند‌هایی که به چشمات میرسن و برق خوشحالی رو توشون روشن میکنن! سرش رو تکون داد و از پنجره به زمستونی که سفره‌ی سفیدی و غم‌هاش رو روی سر شهر پهن کرده بود، خیره شد: _من تفاله‌های باقی مونده از تنهایی‌های یک نقاش دیوانه‌م... حاصل مرگ بی‌رحمانه‌ش توی تنهایی... چطور میتونم بخندم یا اشک بریزم وقتی فراموش کردم که چطوری باید زندگی کنم؟ من همه چیز رو فراموش کردم، دوست داشتن رو، فکر کردن، نقاشی کردن و حتی فریاد زدن... خیلی وقته مردم... مرده‌ها که لبخند نمیزنن!
What Is Love Like? di wowmelisa
wowmelisa
  • WpView
    LETTURE 169,787
  • WpVote
    Voti 18,615
  • WpPart
    Parti 64
ابتدا هیچ بود و هیچ، سپس خاموشی و جاوادن و بعد از آن سرزمین متحد.. اتحادی بر علیه عشق. نگاهم به آن طرف میدان افتاد، چشمانش مرا طلب میکرد و لبانش نامم را بر لب می‌آورد. نگاهم را دزدیدم، به سرزمینم چشم دوختم و بعد از آن به زمین سرد. دیگر چیزی برای از دست دادن نداشتم، از آسمان خون می‌بارید و میدان بوی خاک خون خورده می‌داد. به چشمان اشکین او نگاه کردم و بدون اندکی درنگ فریاد زدم، حمله! برای اولین بار می‌ترسیدم. ☄عشق شبیه چیه؟☄ ✦حتما مقدمه رو بخونید تا خلاصه داستان رو متوجه بشید✦ کاپل:یونمین_ویکوک_نامجین ژانر:تخیلی(گرگینه-خوناشام) ✷تمام شده✷ ᏯᏂᎯᎿ iᎦ lᏫᏉᏋ liᏦᏋ? Yoonmin Vkook Namjin
Seesaw | ᴊᴍ+ᴊʜ di kmoonlight77
kmoonlight77
  • WpView
    LETTURE 34,920
  • WpVote
    Voti 5,851
  • WpPart
    Parti 32
[-کامل شده-] 𝐉𝐢𝐇𝐨𝐩𝐞/𝐇𝐨𝐩𝐞𝐌𝐢𝐧 تو منو توی آغوشت داشتی اما من برای آغوش تو تا خود بیمارستان مثل دیوونه ها دویدم... [ و همه چیز از اونجا شروع شد که جانگ هوسوک مترجم و مانگاکای معروف توی یک تصادف بیناییش رو از دست داد...] *** ▪Name: Seesaw ▪Main Couple: HopeMin/JiHope (vers) ▪Side Couple: NamJin (vers) ▪Gener: Drama, Slice of life, Romance, Smut *** توجه داشته باشید که این داستان فقط افکارِ منِ نویسنده‌اس و اتفاقاتی که توی کتاب میفته هیچ ربطی به این اشخاص در زندگی واقعی نداره. این افراد مثل بازیگرهای یه سریال می‌مونن، استفاده از اسم و چهره‌اشون تنها برای برقراری ارتباط و تصور راحت‌تر شماست :) __________________________________
𝘍𝘳𝘪𝘦𝘯𝘥𝘴 /𝘛𝘢𝘦𝘬𝘰𝘰𝘬 ( 𝘊𝘰𝘮𝘱𝘭𝘦𝘵𝘦𝘥 ) di hailxie
hailxie
  • WpView
    LETTURE 715,481
  • WpVote
    Voti 99,626
  • WpPart
    Parti 56
یه آپارتمان داغون، دو تا پسر • Written by @keeruushii '
Jêon Chéf|Taekook di LiLiislisa
LiLiislisa
  • WpView
    LETTURE 3,595
  • WpVote
    Voti 586
  • WpPart
    Parti 1
-شِف...تا به حال کسی بهت گفته دستمال گردن قرمزی که به گردنت میبندی خیلی خوشگلت میکنه؟ میدونم جزئی از یونیفرم آشپزیته اما بیشتر از چیزی که فکر کنی بهت میاد... Jeon Chef 🥂 Wr: @LiLiNuxe Couple: Taekook Genre: Romance, Dram
𝑨𝑵𝑬𝑴𝑶𝑵𝑬|Taekook di LiLiislisa
LiLiislisa
  • WpView
    LETTURE 8,729
  • WpVote
    Voti 987
  • WpPart
    Parti 2
چند قدمی جلو برداشت و درست رو به روی پسر کوچک تر که روی صندلی نشسته بود زانو زد. با دست هاش پاهای جونگکوک رو به سمت خودش کشید و همونطور که بندِ بازِ کتونی هایِ اون پسر رو با دقت میبست زیر لب تکه ای از خاطرات گذشته رو زمزمه کرد: - جونگکوکِ من، همون پسر یک ساله ایه که وقتی انگشت های کوچیکش رو میگرفتم به زور باهام قدم برمیداشت تا راه رفتن رو یادبگیره. 𝑨𝑵𝑬𝑴𝑶𝑵𝑬 🌻 wr: @LiLinuxe Couple: Taekook Genre: Dram, Romantic