[کامل شده! ]
(تهیونگ پسریه که همه منتظرن یه امگای ضعیف بشه... اما سرنوشت داره به تک تکشون پوزخند میزنه)
_اینکه جز کدوم دسته قرار بگیرین به طور عمده بستگی به این داره که
پدرومادرتون جز کدوم بودن،یا اینکه اکثر اعضای خانواده متعلق به کدوم دستن.
واقعا یه چیز نسبیه...
⚠️#1in Vkook
⚠️#1in Taekook
⚠️#1in Omegaverse
⚠️#1in Rm
⚠️#1in Suga
⚠️#1in Btsfanfic
⚠️#1in BTS
🏹🕊
کیم تهیونگ، پسر شیطون و تخسیه که هیچوقت فکر نمیکرد تندیس زنده ای برای وجود یه افسانه بشه.
وقتی فهمید جنسیت ثانویه اش یه امگاست، تمام امپراطوری رو در شوک فرو برد.
سالها بود که از امگاهای مرد چیزی به جز خاطره ای دور باقی نمونده بود.
از طرفی پادشاه جئونی که بهترین هارو برای پسر عزیز و وظیفه شناسش میخواد، تصمیم میگیره تنها امگای مرد امپراطوری که اتفاقا مثل تمام امگاها روی شاهزاده جئون زیبا کراش داره رو برای پسرش خواستگاری کنه...
┈─┈─┈─┈─┈─┈
ᯊ @CAFEVKOOK ᯊ
+18 هشدار
کیم سئوک جین، وارث سر زمین چوسان؛ در کشتی در حال مسافرت به پیونگیانگ (بخش شمالی کره) بود که کشتی اش توسط کیم نامجون، بدنام ترین دزد دریایی شیلا معروف به شاهزاده ی هفت دریا مورد حمله قرار گرفت.
ورژن نامجین همین داستان خودم که تو پروفایل اصلیم نسخه لری و لویی استریتش رو گذاشتم!
نمیخواستم اونطرف زیادی شلوغ بشه ... مطمئن بشید که اون پروفایل رو هم فالو کنید!
فیکشن و فیکچت [کامل شده]
خلاصه: جونگکوک آیدول موفق کره جنوبیه که یه شب با کیم تهیونگ -یه دانشجوی ادبیات تو آمریکا- میخوابه. چند ماه بعد یه پیام دریافت میکنه که بچهش رو بارداره...
ولی جونگکوک بچهش رو میخاد⁉️
کاپل اصلی: کوکوی
کاپلهای فرعی: یونمین - نامجین
ژانر: امگاورس/ امپرگ/ انگست
نویسنده اصلی: Amy
_میدونی دوست نداشتنت مثل چیه؟
_مثل این میمونه که دریارو از ساحل بگیرن چون از ساحل بدون دریا فقط یه کویر میمونه...🌊
خلاصه:
مسکو داستانی عجیب از زندگی خون آشام هاییه که سرنوشت خودشون رو انتخاب کردن...
طبق قوانین جدیدی جهان به دو بخش تقسیم میشد...شمال برای خون آشام ها و جنوب برای انسان ها...
اما چی میشد اگه سرنوشت برده ای فرستاده شده از جنوب با سرنوشت خون آشام پر رمز و رازی که پسرخوانده ی شهردار مسکو بود گره میخورد؟
چه جنگ هایی قرار بود بر سر خون این پسر راه بیوفته؟
داستان پر فراز و نشیب مسکو رو بخونین...
پیج نویسنده: @sylvie_fic
کاپل:🔹️هوپمین_ویکوک🔹️
نویسنده: Sylvie 🌱
ژانر:سوپر نچرال،ومپایر،رمنس،اسمات 🔞⛔
پ ن: وجود برخی از ابهامات در مورد شهر مسکو کاملا طبیعیه و به دلیل نبود اطلاعات کافی در سایت های ایرانی ممکنه نویسنده ایراد هایی در متن داستان داشته باشه، اما تمامی مکان ها و شهر ها کاملا واقعی هستن.
فصل دوم: Moonrise
طلوع ماه...
توی شهری مثل مسکو چه معنایی میتونست داشته باشه؟
خون آشام ها فرزندان ماه بودن...اما چی میشد اگه ماه پای فرزندان ارشدش رو با ماجرا باز میکرد؟
تهیونگ سوبایانین شهردار فعلی مسکو، باید به همراه برادرش به جنگ با آشوب های آینده ی مسکو میرفت...
اما عشق...
طلوع دوباره ی ماه، طلوع دوباره اون پسر بود...
پسری که قرار بود دوباره قلب شهردار مسکو رو به بازی بگیره....
کاپل: هوپمین، ویکوک، نامجین 🥀
ژانر: خون آشامی، او مگاورس، رومنس، درام، اسمات 🔥
پیج نویسنده: @sylvie_fic
پ ن: این فیک ادامه ی فیک Moscow میباشد 💛
[ شیطان پرادا میپوشد. ] پایان یافته
ژانر : رمنس/ انگست / فانتزی / سوپرنچرال / اکشن / حاوی اسمات
کاپل : اصلی ؛ تهکوک - فرعی ؛ یونمین
"این چرخهی تکراری تا ابد ادامه داره و درمان عشق نافرجامی که هر روز و هر روز بهت یادآوری میشه، دست نیافتنیه! برای همینه که عشق برای ما درست نیست، ما نمیمیریم تهیونگ؛ هزار سال من رو حبس کن و من هزار سال و یک روز دیگه میام و میبوسمت. پس اگه م یخوای قیدم رو بزنی باید من رو بکشی."
-
عشق بین یک شیطانِ پرادا پوش و رییس مافیا بینهایت غیرقابلباوره؛ ولی اتفاق افتاده... یا شاید این هم یک بازی دیگه بود؟
تهیونگ با دقت به جون دادن گرگی نگاه کرد که همراه با ضربان قلبش ، نفس هاش هم قطع شدن.
سرش رو بالا گرفت و برای لحظه ای به ماه بالای سرش نگاه کرد .
اون هم نوع خودش رو کشته بود ، اما خودش رو گناهکار نمیدونست !
اون گرگ عاری از هر معصومیتی، سزاوار مرگ بود .
انگشتش رو به آرومی روی لبه ی تیز خنجرنقره ای که دستش بود کشید و وقتی دید چطور زخم انگشتش به سرعت ازبین رفت ، لبخند کمرنگی روی صورتش شکل گرفت .
فلز تنها چیزی بود که بهش آسیبی نمیرسوند .
تهیونگ در مقابل " فلز" آسیب ناپذیر بود .
تهیونگ در مقابل " نقره " آسیب ناپذیر بود .
-----
#Mine Wrriten By @softieparadise
Translated By #beth
-----
: متعــلق به من | نوشته شده توسط
@softieparadise
#Beth ترجمه از