Mingukkie
21 stories
𝑫𝒆𝒋𝒂 𝒗𝒖 by im_roro_
im_roro_
  • WpView
    Reads 42,957
  • WpVote
    Votes 7,109
  • WpPart
    Parts 39
𝐃é𝐣à𝐯𝐮 ژانر : فانتزی(خون‌آشامی) / تخیلی/عاشقانه "من...یه هیولام؟" "تو یه فرشته ای" بدون تردید جواب داد و به ارومی سرش و به سمت پسرک برگردوند. جیمین همچنان به سقف بالا سرش خیره بود. "ولی میتونم تبدیل به یه هیولا بشم" "نه تا وقتی که منو کنارت داری" بالاخره نگاهش و از سقف فرسوده که از سوراخ های کوچیکش پرتو های ضعیف نور به داخل درز کرده بود گرفت و به چشم های خسته جونگکوک خیره شد. "از دستم عصبانی؟" "انقدر زیاد که میتونم همه جا رو به آتیش بکشم..." به ارومی دستش و بلند کرد و با انگشت اشاره اش تره ای از مشکی های براق جونگکوک و به عقب فرستاد. "پس چرا انقدر ارومی؟" "چون واسه عصبانی شدن باید اول بخشیده بشم..." "بخشیدم...حالا ازم عصبانی شو!"
Hallow | kookmin by Cloudykm
Cloudykm
  • WpView
    Reads 1,820
  • WpVote
    Votes 382
  • WpPart
    Parts 7
آشنایی شیرینی که با مرگ دردناکی شروع شد.. پارک جیمین یکی از دانشمند های ناسا، حتی فکرش روهم نمیکرد که توی دیدار اول، قراره دلش رو به پسره دوسته سالخورده‌اش ببازه. Couple: kookmin Genre: Romance/angst/smut state:finished
Meraki | Jikook  by kimellarmy
kimellarmy
  • WpView
    Reads 2,038
  • WpVote
    Votes 181
  • WpPart
    Parts 5
به کالکشن مراکی خوش اومدین🎀 مراکی: انجام دادن کاری با روح، خلاقیت یا عشق؛ قرار دادن تکه ای از وجود خود، در کاری که با عشق انجام می‌دهی.✨ 📝وانشات، سناریو، فن آرت استوری و غیره... ♥️همه چی درباره‌ی جیکوک.
Salvatore by Ministories13
Ministories13
  • WpView
    Reads 166,322
  • WpVote
    Votes 24,606
  • WpPart
    Parts 59
(فصل اول فول💜)salvatore . ناجی . . . چطور شد؟چطور یکی میشه پاییز و بهار و تک تک ذره های هواش...تنها ترین الهه ی روی زمین...شکسته ترین...وقتی نبض بزنه اون نگاهش تو دونه دونه ی سلول های عصبیش... و فوران کنه اون حس سرخ داخل رگایی که یخ زده بود... حالا که داشت قدم برمیداشت سمت اون بهشت بی انتها...قدماش میلرزید...سست میشد...تحلیل میرفت هر چی که داشت غرور...ابهت...مردونگی...قسم خورده بود...به صداش...به چشماش...به روحش جلوی اون الهه ی جنگجو زانو زد و دستی به ساق پای سفید و خوشتراشش کشید و لذت مثل دارویی جذب سلول های تشنه ی تنش شد...ساق پاشو بالا اورد و بوسه هاش بودن که شروع شدن...از مچ تا زانو....و انگشتایی که روی رون سفیدش کشیده شد و همون فاصله ی هیجان انگیز و طی میکرد و حوله کنار میرفت و دیدش روی بهشتش کامل تر میشد اره این جئون جونگکوک بود زانو زده جلوی الهه اش دستایی که کنترل از دست میدادن دلی که عنان از کف داد و لبایی که تن سفیدی و لمس میکردن...تن سفید الهه ی هرزه اش...آفرودیته لعنتی که شده بود پاییز و بهار و ذره های هوایی که نفس میکشید آفرودیتی که با چشمایی خمار بند حولشو باز کرد و با پاهایی باز شده و پوزخندی منتظر حرکت بعدی سالوا شد جونگکوک__ناب ترین حضور زندگیم • • • کاپل اصلی : کوکمین • کاپل فرعی: یونمین.تهگی • ژانر: اکشن•هار
Salvatore: Res by Ministories13
Ministories13
  • WpView
    Reads 48,063
  • WpVote
    Votes 8,099
  • WpPart
    Parts 26
Salvatore : Res⛼(فول شده💜) . Return to seoul🦂 . فصل دوم salvatore . . ژانر:انگست•اکشن•بتریال•رومنس•اسمات . کاپل: کوکمین•تهگی . . خلاصه: کنار من میخوابی؟ تا گوشه ای از این توهم و تو دستات بگیری... من دارم به سمت پوچی میدوم... بدنت هوشیاری منو میگیره... و حرف های نا گفته حرف هایی که با خیره شدن به چشم هام توو ذهنت میچرخه و من... با من گریه میکنی؟ تا طلوع صبح... که پا بزاریم...روی تک تک نور های چشمک زن این شهر نفرین شده عزیزم...با من میمیری؟... . . . با من تا طلوع خورشید...گریه کن... . . . Savatore : Res . Return to seoul⛼ . . . ♡Mini stories♡
Jikook Oneshots by imcalico
imcalico
  • WpView
    Reads 29,939
  • WpVote
    Votes 2,994
  • WpPart
    Parts 22
[ تکمیل‌شده ] وانشات و سناریو از جیکوک؛ چپترهای جدید با قلمی پخته‌تر و بهبودیافته‌ ارائه شده‌اند. ⌝ کاپل: جیکوک - جیمین تاپ ⌞ ⌝ ژانر: عاشقانه، فلاف، اسمات و غیره ⌞ ⌝ تاریخ انتشار: جولای ۲۰۲۱ ⌞ لطفاً توجه داشته باشید شخصیت‌ها و اتفاقات داخل فیک، تماماً خیالی بوده و هیچ ارتباطی به شخصیت واقعی افرادِ نام برده شده، ندارند.
💜💫💮moge💮💫💜 by faezehrajaa
faezehrajaa
  • WpView
    Reads 85,473
  • WpVote
    Votes 17,344
  • WpPart
    Parts 56
+خواجه ایم،موگه ها کجای قصر رشد میکنند؟ _سرورم گیاهی به نام موگه در قصر رشد نمیکند +آه،فراموش کردم شما بهش میگید زنبق،زنبق دره ،توی دشت های زادگاهم بهار ها پر میشد از این گل. _سرورم ،متاسفم در قصر باغی از زنبق نداریم تنها یک شاخه وجود دارد اون هم به زودی پژمرده میشه ... . . . جیمین و جین تنها امگا های مرد کل کشور شیلا هستند،موجوداتی مقدس که کل شیلا آنها را ستایش میکنند اما با حمله ی قبیله ی جئون به این کشور تمام زندگی آنها زیر و رو میشود و جانگکوکی که نمیتواند از مخلوقی به زیبایی جیمین بگذرد گل موگه یا زنبق دره که با نام (گل برفی ) هم شناخته میشه . این گل عطر بسیار خوشی دارد . نماد این گل بشارت و خجالتی بودن است که به دلیل ویژگی ظاهری گل موگه انتخاب شده است . تو گل برفی من هستی ... 🥇jungkook 🥇Jimin Name:موگه Writer:fazy Genre :امگاورس ، تاریخی ، عاشقانه ، اسمات،امپرگ آپ:شنبه و چهارشنبه شروع فیک از تاریخ 1401/8/18
𝑴𝑶𝑼𝑳𝑰𝑵 𝑹𝑶𝑼𝑮𝑬 [𝑲𝑶𝑶𝑲𝑴𝑰𝑵] by panikamm
panikamm
  • WpView
    Reads 186,442
  • WpVote
    Votes 34,212
  • WpPart
    Parts 166
"مولن روژ" نویسنده: "پانیکا" ژانر: "جنایی،رمنس،انگست،اکشن،اسمات" کاپل: "کوکمین/جیکوک،سپ،ناممین،نامجین، چانبک" ~•~•~•~•~•~•~•~• با آرامش شمع مشکی رنگ رو روی سکو گذاشت: _از کدوم خدا حرف میزنی پدر؟ وجود خدا توی زندگی من حتی یک لحظه ام حس نمیشه! کشیش به آرومی لب باز کرد: _خدا برای هر کسی به اندازه ای وجود داره که اون شخص بهش ایمان داره، این یه رابطه دوطرفه است! جیمین پوزخند بی صدایی زد، گردنبند صلیبش رو لمس کرد و با کنایه گفت: _پس خدا پارتنر خوبی نیست! بعد از مدتی سکوت حرکت تثلیث رو انجام داد: _به نام پدر، پسر و روح القدس کف دست هاشو جلوی سینه اش بهم چسبوند و نرم زمزمه کرد: _به مردانی که امشب جونشون رو از دست دادن آرامش ببخش... مکثی کرد و با پوزخند ادامه داد: _پارتنر مغرور من! ~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~ وضعیت: پایان یافته
𝑰𝒏𝒔𝒂𝒏𝒊𝒕𝒚 | 𝑲𝒐𝒐𝒌𝒎𝒊𝒏 by sheri326
sheri326
  • WpView
    Reads 36,126
  • WpVote
    Votes 4,002
  • WpPart
    Parts 17
☆ووت و کامنت در حین خواندن فیک ، فراموش نشه☆ Name: Insanity Genres: smut dark romance drama psychological Couple: kookmin , vmin Channel: Everythingaboutbtss Writer: sheri Up Time: #Full [پارت ها طولانی هستند] ☆خلاصه☆ ●"جنون" شاید اسمش قشنگ باشه ، ولی پشت صحنه ای تاریک داره که برای هرکسی قابل رویت نیست جیمین داستان ما منتخب شده تا سر از نیمه ی تاریک شخصی که بیماری "جنون" داره در بیاره... ولی آخر داستان چی میشه؟ ●جیمین باید برای پروژه ی پایان نامش بیماری رو در تيمارستان به عهده بگیره و خوب شدن اون رو تضمین کنه... ولی آیا میتونه این پروژه رو به خوبی و خوشی کنار دوست پسرش تهیونگ‌ تموم کنه و با خیال راحت برای آینده اش برنامه ریزی کنه ! یا محو چشم‌های بیمارش میشه و ناخودآگاه خودش رو تسلیم خواسته هاش میکنه !؟ -------------------------------------------------------- ☆قسمتی از فیک☆ -کوک نکن ،مردم نگاهمون میکنن... سرش رو توی گودی گردن جیمین فرو برد -بزار نگاهمون کنن؛ در هر صورت اونها راجب عشق قضاوت میکنن و همونطور که بینیش رو روی گردن جیمین می‌کشید پوزخندی از سادگی پسر زود باور توی بغلش زد...
Silent Love by Ghazale90
Ghazale90
  • WpView
    Reads 33,521
  • WpVote
    Votes 5,663
  • WpPart
    Parts 27
[کامل شده] سرنوشت بازی های خیلی جالبی میتونه بکنه مثلا میتونه جیمین و جونگکوکی رو که دیوانه وار عاشق هم بودن رو بعد ۶سال جلوی مهد کوک وقتی هرکدوم منتظر بچه خودشونن روبه‌رو کنه ..... -هنوزم عاشقشی؟ +آره -چقدر؟ +مگه مهمه؟ -چرا نباشه؟ +برای نگه داشتنش کافی نبود کاپل:کوکمین ژانر:انگست،رمنس،مدرسه‌ای،اسمات