ZIAMs
26 قصة
eternal war   جنگ ابدی  بقلم Farapo21
Farapo21
  • WpView
    مقروء 41,702
  • WpVote
    صوت 6,871
  • WpPart
    فصول 48
[کامل شده] ziam 🔞 حالا اون اینجا بود ... در حالی که از دست رفتن باکرگی پسر ۱۶ ساله رو به روش رو تماشا میکرد ... بدون اینکه حرکتی کنه ‌‌‌... بدون اینکه نجاتش بده. **اسامی ذکر شده در داستان هیچ ارتباطی با اشخاص در دنیای واقعی ندارند و صرفا ، برای درک و لمس بهتر داستان به عاریه گرفته شدند**
sour apple [Z.M] بقلم kimissleo
kimissleo
  • WpView
    مقروء 154,201
  • WpVote
    صوت 23,923
  • WpPart
    فصول 129
[Complete] صداش پیچید که گفت: من حتی صدای نفساتو میشناسم چرا این موقع از شب بیداری بیب؟ خواب بد؟ جواب ندادم فقط دستمو محکم جلوی دهنم گرفتم و تا صدای هق هقم بلند نشه لیام دوباره گفت : تو جات توی بغل منه منم بدون تو خوابم نمیبره.... عزیزم برگرد... هرجایی که هستی خونه ی تو نیست.... برگرد خونه ت میشنوی زینی؟ من دوستت دارم... بی وقفه دوستت دارم.... برگرد بیبی.... دیگه نتونستم ادامه بدم و تماس رو قطع کردم و بلافاصله گوشی رو خاموش کردم.... https://telegram.me/dar2delbot?start=send_175PA4J
Z END بقلم niohiomio
niohiomio
  • WpView
    مقروء 34,126
  • WpVote
    صوت 8,106
  • WpPart
    فصول 35
اونا میگن "عاشق شدن کار آسونیه. قسمت سخت ماجرا نگه داشتن عشقیه که پیدا کردی." توی دنیایی که داره به آخر میرسه و به جای آدما زامبیا داخل خیابوناش راه میرن، این جمله معنای کاملا متفاوتی پیدا میکنه. A Ziam Story [Highest ranking: #1 - Horror] [Completed]
SYNDROME [ZiamFanfiction] بقلم Nazanin_0
Nazanin_0
  • WpView
    مقروء 116,677
  • WpVote
    صوت 19,344
  • WpPart
    فصول 52
COMPLETED Ranking #1 in Fanfiction -حداقلش من همینی ام که هستم، تو کی هستی پشت نقاب هات ؟! +من همون لعنتیم که قرار بود عذابت بدم، ولی نمیدونستم با عذاب دادنت خودمم نابود میشم !
Baby Boy [Ziam] بقلم Heyfaezh
Heyfaezh
  • WpView
    مقروء 203,862
  • WpVote
    صوت 28,083
  • WpPart
    فصول 54
" تو خیلی زیبایی، بیبی بوی. " | Ziam Mayne Fan-Fiction 2020 | Zayn Top | Completed
+4 أكثر
Travel To Love (Ziam) بقلم Setareeh181
Setareeh181
  • WpView
    مقروء 109,528
  • WpVote
    صوت 13,938
  • WpPart
    فصول 82
چهار ساله همه ازش متنفرن... پدر... مادر... برادر... حتی همه ی فامیل با نگاه های پر از نفرت دلش رو به درد میارن... فقط و فقط به جرم بی گناهی... بی گناهی که تو دادگاه همه گناهکاره... تا اینکه بالاخره بعد از چهار سال غریبه ای رو میبینه که از هر آشنایی براش آشنا تره... یا شاید هم آشنایی که از هر غریبه ای براش غریبه تره... خودش هم نمیدونه... ولی این میشه نقطه ی آغاز دوباره ای برای داستان زندگی اون...
fuck boy | per. ✓  بقلم jimsful
jimsful
  • WpView
    مقروء 129,387
  • WpVote
    صوت 16,618
  • WpPart
    فصول 60
fakeliampayne : عکس لختی ؟ niazkilam : راستش برام فرقی نداره می‌دونید لیام بزرگترین فاک بویی‌ـه که تا حالا دیدید. ©𝐅𝐚𝐤𝐞𝐳𝐚𝐢𝐧
Free Fall /Ziam~ By Atusa20 بقلم atusa20
atusa20
  • WpView
    مقروء 250,749
  • WpVote
    صوت 34,041
  • WpPart
    فصول 77
+چند وقته تو آموزشی ای؟؟ -سه ماه! یه پک به رول ویدش زد +از اینکه منتقل شدی ناراحتی؟ -نه ولی دوست دخترم میگه خیلی از ما دوری! +ما؟ -آره دیگه دوست دخترم حامله است!! #1 in fanfiction --------- Start : 28 jan 2018 Compelet: 19 july 2018
LIGHT RED بقلم Neruos
Neruos
  • WpView
    مقروء 82,069
  • WpVote
    صوت 13,073
  • WpPart
    فصول 46
I'm Devil And Evil Lust is In Your Veins Ziam Mayne ⌲ Fan-Fiction By: sören Update: Completed
splinter [complete] بقلم nveriia
nveriia
  • WpView
    مقروء 39,078
  • WpVote
    صوت 7,347
  • WpPart
    فصول 34
+but you hated me -i hate my self for hated you MAFIA
+21 أكثر