جونگکوک وارث بدنام ترین امپراطوری مافیا در سرتاسر سئول
تهیونگ پلیس تازه کاری که از طرف تیمش برای نابودی این امپراطوری به عنوان مامورمخفی فرستاده شده
"قانون رو بلدبودی و بازی کردی، دونستن اینکه مغلوب شدی دیوانه کنندست."
♤♡◇♧
نویسنده این داستان Sugamins هست و من فقط ترجمه کردم.
🔞اخطار داستان رو حتما بخونید.
VMinKook
‼️ Full
داستانی به درون آدم ها.
داستانی درباره بکهیونی که با تنها پدر معتادش زندگی سختی رو میگذرونه، پدری که از کمترین محبت ها در حقش شروع کرد و تا تاریکی های بسیار پیش رفت.
بکهیونی که معمولا یا درحال گریه بود و یا کتک خوردن هایی که تمام بدنش رو کبود میکرد.
کبودی های که به جز درد جسمی، جنبه ی روحی هم داشت.
حالا بکهیونی که برای فرار از موقعیتش حاضره هر کجا بره و پسری که پناه گاه و ناجی اون میشه
اما...🚫
چی میشه اگر اون پسر ی مشکل بزرگ داشته باشه؟
یه مشکلی که برای همیشه زندگی بک رو تغییر میده!
مشکلی که شاید یه بیماری روانیتلقی بشه!
حالا این مشکل بکهیون رو هم غرقمیکنه یا سرنوشت راه دیگه ای پیش روی پاش میزاره؟
- خطقرمز ⛔ red line
وضعیت: کامل شده
ژانر: درام، روانشناختی، عاشقانه🔞 هیجانی
کاپل: چانبک. کایهون
از اون فیکاییک بعد از خوندنش عاشقش میشید:)
اخطار: خوندن این فیک به افراد زیر ۱۵ سال توصیه نمیشه!⚠️
***
نام فیک: جهنم تاریک🎭
ژانر: جنایی، ترسناک، عاشقانه
کاپل اصلی: کایهون
کاپل فرعی: چانبک، کریسهون، هونهان
نویسنده: تازا
[کامل شده]
***
اگه خودت و همزادت عاشق یه نفر بشید چه اتفاقی میوفته؟ توی این جنگ، تو پیروز میشی یا همزادی که از جهنم اومده؟🎴
***
+:دوباره میپرسم. چرا کشتینش؟
تنها صدایی که فضا رو پر کرده بود، سکوت بود...و لحظه ای بعد صدای گیج پسری که جایگاه متهم رو پر کرده بود.
+:همیشه میگفت قلبش برای منه ...نمیفهمم! پس چرا وقتی اونو از سینش دراوردم اینقدر ناراحتو ترسیده بود! مگ قلبش... برای من نبود!؟...💔
دنیای بکهیون چیزی جز قتل و بیماری های روانی نداشت تا قبل از اینکه محور زندگیش از جنون و اعتیاد، به چشم های وحشی پسری که پیانو میزد تغییر کنه
_______
یه پسر برهنه و خون الود تو چشم هاش میرقصید. چیزی شبیه اخرین رقص اکو به عشق نارسیس، قبل از اینکه ازش فقط یه صدا باقی بمونه که هر ثانیه بیشتر رو به افول میره...
کامل شده
چانبک، سکای
خشن، روانشناسی، رمنس، اسمات