Savagelove001's Reading List
Истории 7
Mariinsky Swan | Hopemin на and_rome_da
and_rome_da
  • WpView
    Прочтений 1,433
  • WpVote
    Голосов 200
  • WpPart
    Частей 2
_آره جیمینا... تو گرمای روح پیر و یخ زده‌ی منی... تو گناه شیرینی هستی که با جون دل می‌خوامت و برات می‌جنگم. ⊹Writer ➺ Andromeda ⊹Genre ➺ Romance, Smut, Historical ⊹Couple➺ Hopemin
+ еще 14
 Kryptonite | Hopemin | Completed  на Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Прочтений 7,447
  • WpVote
    Голосов 1,544
  • WpPart
    Частей 10
داستان ما از یه خیابون بارونی شروع شد، وقتی یه قهرمان داشت تلاش میکرد وظیفه‌ش رو انجام بده، مثل هر داستان دیگه ای...کسل کننده و پر از امید... ____________ _ مگه با تو نیستم؟ _ به تو چه دیوونه؟ اصلا تو کی هستی؟ پسر با صدای بلندی داد زد و باعث شد تا مرد سر جاش بایسته. _ گوش کن، پریدن از اونجا ایده خوبی نیست. _ جدن؟ خودت تضمین میکنی؟ دستش رو بین موهاش فرو برد و با بی حوصلگی گفت. _ من باید برم خونه‌م. _ خب برو، کی جلوتو گرفته؟ _ ترجیح میدم آخرین صحنه ای که امروز دیدم صحنه خودکشی یه بچه نباشه! Couple: Hopemin 🌌 Genre: Dram, Romance, Smut Writer: Sylvie امیدوارم از این داستان لذت ببرید :)
+ еще 14
Red Lights | Vkook | Completed  на Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Прочтений 521,204
  • WpVote
    Голосов 53,257
  • WpPart
    Частей 61
_ اگه یه بار دیگه وقتی می‌خوام دهنتو به فاک بدم، خودتو عقب بکشی، بهت رحم نمی‌کنم. فهمیدی توله سگ؟ پسر کوچیک‌تر با لب‌هایی که از ترس می‌لرزیدن دست‌هاش رو روی زمین مشت کرد و جواب داد: _چشم... _ چشم، چی؟ _ چشم ارباب. -------- جئون جونگکوک پسر بیست و سه ساله ای که برای تغییر زندگی روزمره و کسل کننده‌ش، پا به رابطه ای عجیب با مهندسی سی ساله میذاره... پیج نویسنده: @sylvie_fic Couple: Vkook, Minsung Genre: Dram, Bdsm, Romance, Comedy, Smut 🔞🔥 Writer: Sylvie and Amara Editor: Amara
You're Mine на bangtan_fantan
bangtan_fantan
  • WpView
    Прочтений 101,274
  • WpVote
    Голосов 10,585
  • WpPart
    Частей 14
با حس دستای کسی که صورتشو نوازش میکردن اروم چشماشو باز کرد. اطراف شو از نظر گذروند و چشمش به غریبه ای که کنارش نشسته بود -تو کی هستی...! سعی کرد از رو تخت بلند بشه ولی پاهاشو دستاش محکم به تخت بسته شده بودن! با عجز نالید: -توروخدا باهام کاری نداشته باش +واقعا جیمین؟؟ تو فکر میکنی من بهت صدمه میزنم؟ غریبه دستاش رو بسمت گونش برد و نوازش وار روش کشید -به من دست نزن! +نمیدونی چقد منتظر بودم که اینجوری دوباره لمست کنم. روزهای آپ: سه شنبه ها Main couple : kookmin Sub couple : Yoonmin Genre : Angst - psycho - stalker Au Tr : Happiness
11:11 pm>>>sope на mahtahell
mahtahell
  • WpView
    Прочтений 48,102
  • WpVote
    Голосов 9,491
  • WpPart
    Частей 31
داستان از جایی شروع میشه که یونگی هر شب ساعت ۱۱:۱۱ از یه شماره ناشناس پیام دریافت میکنه ؛)
+ еще 7
You can call me DADDY  на phattmeh
phattmeh
  • WpView
    Прочтений 108,658
  • WpVote
    Голосов 12,995
  • WpPart
    Частей 28
چی میشه وقتی جین ۱۷ ساله در ازای بدهی پدر الکلیش به کیم نامجون فروخته میشه؟ . #bdsm . Fanfic start: 98.11.22 Ranks: #1 in slave
TigerBun🐯🐰 на sara860606
sara860606
  • WpView
    Прочтений 319,811
  • WpVote
    Голосов 50,028
  • WpPart
    Частей 57
"کوک... رونای تو واقعا بزرگن!" ببر هایبرید بدون هیچ خجالتی اینو گفت و به خرگوش کوچولویی که داشت هویجش رو میخورد خیره شد. پسرک با چشمای درشت شده اش پرسید"هیونگی میدونی چی بزرگتره؟" پسر بزرگتر تلاش کرد تا افکار منفیش رو کنار بزنه. اون میدونست که بانیش معصوم تر از این حرفاست... "چی بزرگ تره جونگکوکی؟" پسرکوچکتر هیجان زده جواب داد"معلومه، عشق من نسبت به هیونگی!" ژانر: هایبرید/امگاورس/فلاف/اسمات/امپرگ کاپل: ویکوک