yizhan_10_85's Reading
9 قصص
Wangxian...The Untamed⁰²-Keeping the Promise 🪷 وفای‌به‌عهد بقلم i_am_SMH
i_am_SMH
  • WpView
    مقروء 23,407
  • WpVote
    صوت 1,009
  • WpPart
    فصول 5
📌وضعیت: درحال بازنویسی ✒️📚❤️ ⏳آغاز: ۵ فوریه ۲۰۲۱ ⌛پایان: ۲۶ اکتبر ۲۰۲۱. ⏰ بازنویسی: --- قسمت آخر The Untamed را به یاد دارید؟! لحظه‌ای که راه‌ها جدا شد، اما دل‌ها نه. وقتی وی‌یینگ نوای عشقشان را نواخت و لان‌وانگ‌جی آرام نامش را صدا زد... لبخند آخر، و پایان سریال. اما هیچ‌وقت فکر کرده‌اید بعد از آن چه شد؟ این روایت ادامه‌ی نانوشته‌ی همان پایان است؛ سه فصل تازه از جهانی که هنوز زنده است: Untamed⁰² - Untamed⁰³ - Untamed⁰⁴ و همه‌چیز از یک سؤال ساده آغاز می‌شود: «چرا به من کمک می‌کنی؟!» - از یه چیزی پشیمونم. - از چی پشیمونی؟! - توی شهرِ بی‌شب، من کنارت نایستادم. Season 2 of "Untamed" Title: "Keeping the Promise." -I'll never leave you alone again. Chapter Reference: -We broke up, but we decided not to be alone. فصل دوم «رام‌نشده» عنوان: «وفای به عهد.» -دیگر هرگز تنهایت نمی‌گذارم. مرجع فصل: -ما از هم جدا شدیم، اما تصمیم گرفتیم تنها نباشیم.
Necklaces بقلم Lifemariye
Lifemariye
  • WpView
    مقروء 7,586
  • WpVote
    صوت 2,051
  • WpPart
    فصول 44
داستان یک آشنایی، آشنایی که با یک تصادف شروع شد و کم کم قلب و سرنوشت دو پسر رو بهم پیوند زد ،آشنایی که باعث تغییر زندگی هر دو نفر شد. امیدوارم که این فیک رو دوست داشته باشید و با نظرات و لایکاتون حمایتش کنید *هپی اند* *ییبو تاپ* ژانر:* عاشقانه - درام -اکشن *
Memorist  [Completed ] بقلم suzy_writer
suzy_writer
  • WpView
    مقروء 8,964
  • WpVote
    صوت 1,283
  • WpPart
    فصول 14
یاد آور داستان شیائوجان آلفای قدرتمند پلیسی که در یکی از مهم ترین پرونده های جنایی اش متوجه می‌شود همسرش وانگ ییبو هم درگیر این پرونده است ....... . . بعضی وقت ها بهتره چیزی رو یاد آوری نکنی که باعث خورد شدنت میشه 💔🖤 . . داستان روز های جمعه هر هفته آپ میشه ژانر ؛ رمانتیک امپرگ امگاورس هیجان انگیز کاپل ؛ ییجان
Wonderwall بقلم merakiyz
merakiyz
  • WpView
    مقروء 22,946
  • WpVote
    صوت 5,118
  • WpPart
    فصول 97
𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: 𝐘𝐢𝐳𝐡𝐚𝐧 (𝐲𝐢𝐛𝐨 𝐭𝐨𝐩) 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: 𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐬𝐥𝐢𝐜𝐞 𝐨𝐟 𝐥𝐢𝐟𝐞, 𝐜𝐫𝐢𝐦𝐞 𝗪𝗿: 𝐚𝐫𝐢𝐞𝐬 -🔹️وضعیت: پایان‌یافته -🔹️خلاصه‌: شیائوژان هکر ماهریه که بعد از یک سال کار برای رئیس سختگیرش، تونسته اعتمادش رو جلب کنه و زمانش رسیده که به عمارت اصلی منتقل بشه؛ جایی که اسم یکی از ساکنینش بارها به گوشش خورده و کنجکاوی هکر جوان رو قلقلک داده: وانگ ییبو! اما اون پسر واقعا همون طوریه که ژان تصورش کرده...؟ سوال اصلی اینجاست، ژان میتونه یه زندگی عادی وسط غیرعادی‌ترین خونه‌ی شانگهای داشته باشه و درگیر چیزی نشه؟! •••••• معنی اسم داستان: Wonderwall یعنی فردی برای تو، که وقتی به خودت میای متوجه میشی که کل مدت داشتی ناخودآگاه به اون فرد فکر میکردی...
UNTAMAD  بقلم mhy_ken2
mhy_ken2
  • WpView
    مقروء 67,824
  • WpVote
    صوت 11,259
  • WpPart
    فصول 92
"پایان یافته" _UNTAMAD_ ماجرا از جایی شروع شد که شیائو ژان، روانشناس مشهور و موفق، قبول کرد تا مسئولیت روان درمانی وانگ ییبو رو به عهده بگیره. پسری که به هیچ چیز جز شب های طولانی و خیس با ژان فکر نمی‌کرد... 🎴ژانر: انگست/ روانشناسی/ اسمات ♨️ Writer: KN ♨️ Telegram Channel: @ukiyostory
ENCOUNTER بقلم ukiyostory
ukiyostory
  • WpView
    مقروء 33,167
  • WpVote
    صوت 7,729
  • WpPart
    فصول 52
─نام فیکشن:࿐🐺ENCOUNTER🐺࿐࿔ ─کاپل: ییـــژان ─ژانر: امپرگ، اسمات، خون‌آشامی گرگینه‌، رومنس، فانتزی ─نویسنده: ᴋɪᴍɴɪᴇʟʟᴇ88 ─مترجم: ꜱᴇʙᴀꜱᴛɪᴀɴ ─روز آپ: 5 شنبه ─یک بار ییبوی ده ساله توله گرگی رو دید که داشت وارد جنگل می‌شد، تا زیر نور ماه کامل دنبالش کرد و وسط راه متوقف شدن. توله گرگ متوجه حضورش نشده بود و به بچه‌ آدمیزاد زیبایی تبدیل شد. روز بعد، دوباره همون اتفاق افتاد. این اتفاق تا چند روز بعد ادامه پیدا کرد تا اینکه یک روز دیگه ازش خبری نشد. پسر تا دیروقت منتظر موند اما حتی پرنده هم پر نمی‌زد. بعد از برگشت به خونه‌‌، مادرش رو مجروح و جنازه‌ی پدرش رو روی زمین دید. بعد مشخص شد که گرگینه‌ها به اونها حمله کردن. از اونموقع از تمام گرگینه‌ها متنفر شد اما نتونست پسربچه‌ی زیبایی که وسط جنگل دیده بود رو جز اونها قراره بده. بعد از گذشت 12 سال، همینطور که کینه‌ی دیرینه‌‌ای که نسبت به گرگینه‌ها داشت تو دلـش حمل می‌کرد، بین خوناشام‌ها تبدیل بهترین قاتل گرگینه‌ها شد، قاتلی که هیچوقت نه دست پلیس‌های آدمیزاد بهش رسید و نه دست گرگینه‌ها. اما یک روز بهش ماموریت داده شد تا یه گرگینه رو بکشه، یه گرگینه‌ی درجه‌ یک که خیلی از اونها رو کشته بود. اما ییبو موفق به انجام مامویتش میشه؟! ➥All rights reserved to the original
Ruthless Savior  بقلم cpark00061
cpark00061
  • WpView
    مقروء 119,614
  • WpVote
    صوت 25,384
  • WpPart
    فصول 69
Ruthless Savior ناجی بی رحم 💥کاپل: چانبک 💥ژانر: روانشناسی_انگست_رمانس_اسمات_خشن_ددی کینک 🔞 💥خلاصه: بکهیون هنوز هفده سالش بود که مادر خوندش با ازدواج کردن با مرده پولداری به اسم پارک چانیول اون رو دوباره قربانی خواسته های خودش کرده بود. اون پسر مظلومی بود که حتی از نگاه سرد آقای پارک میترسید اما چی میشه اگه مادرش اشتباه بزرگی بکنه و بکهیون کسی باشه که به جای اون زن، مجازات میشه؟ پارک چانیول چطور قرار بود تاوان کار مادرشو ازش پس بگیره؟ اون مرد با بقیه فرق داشت. اون کسی نبود که به این سادگی ها خام حیله های اون زن بشه و به این سادگی ها کسی رو ببخشه!
+9 أكثر
🐾Don't Blame Me 🐾 بقلم exo_Bl_fiction
exo_Bl_fiction
  • WpView
    مقروء 22,754
  • WpVote
    صوت 3,803
  • WpPart
    فصول 49
✅️Completed 🐾 Don't blame me {!من رو سرزنش نکن}🐾 ژانر✔️ : رمنس ، خانوادگی ، کمی طنز ، معمایی ، اسمات ، امپرگ ، امگاورس ، ومپایر، روزمره ، روانشناسی کاپل ها✔️ : چانبک، ویمین و ... *************************تکه ای از فیک _اون پسره رو دوست داری؟ هوم؟ اره؟ فقط کافیه بهم... +نه یورا این طور نیست ... مگه نشنیدی اون اشغال بهش گفت هرزه ... _اگه این چیزیه که میخوای باشه نگو ... مثه خیلی چیزای دیگه که تو خودت میریزی و به کسی نمیگی... منم تظاهر میکنم قانع شدم ولی اگه برای بچه ها اتفاقی بیفته هیچوقت نمیبخشمت ... حالا میخواد بخاطر یه متجاوز باشه یا یه هرزه ... ...........................................................
" LOTTO "  [Complete] بقلم RayPer_Fic
RayPer_Fic
  • WpView
    مقروء 45,531
  • WpVote
    صوت 7,196
  • WpPart
    فصول 25
•¬کاپل: چانبک (اصلی) | شیوچن | کایسو | هونهان •¬ژانر: ددی کینک | اسمات | رومنس | انگست •¬خلاصه: - من خودت رو میخوام بک! خودکنترلی بکهیون فرو پاشید، دستش رو محکم روی میز کوبید و فریاد زد: - گرفتن جایگاه، موقعیت و معشوقم کم نبود؟ حالا برای مردانگی من برنامه ریختی؟ ⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯ - این، بکهیونه؟! بک شوکه اتصال لب ها رو شکست و فاصله گرفت، با چشمای گرد بهش نگاه کرد. - چانیول تو... طی یک حرکت بک رو زیر خودش کشید و روش خیمه زد، توی چشمای متعجب و بهت زدش خیره شد و گفت: - آره، عاشقت بودم! ⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯ - این، بکهیونه؟! - همیشه به کسایی که عاشقشونی به قصد کشت تجاوز میکنی؟ ⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯ - این، بکهیونه؟! چانیول با غرور لبخند زد و موهای لخت عروسکش رو نوازش کرد. - البته که بکهیونه، بیبی من. - چـ.. چطور؟! چانیول دستش رو روی رون بیبیش کشید و خیلی عادی گفت: - فقط یکم کنترل کنن رتبه ها: چانبک 🥇 کای 🥇 دی او 🥇 سهون 🥈 چن 🥇 و... ═ ∘♡༉∘ ═ #Thunder @exunder