[completed]
خلاصه: این ازدواج اجباری برای جونگ کوک، اونم توی کشور هموفوبیکی مثل کره سم بود. نمیدونست چطوری از اون موقعیت فرار کنه. نمیدونست چطور شجاعتش رو جمع کنه و مخالفت کنه. فقط میدونست که هرچقدر بیشتر مقاومت کنه، بیشتر توی این منجلاب فرو میره...
ژانر : ازدواج اجباری - عاشقانه - انگست - هپی اند
کاپل : ویکوک (تهکوک) - نامجین - یونمین
شروع : 1400.1.1
پایان : 1400.4.30
✨Best rankings✨
#1 Vkook
#1 BTS
#1 Farsi
#1 jungkook
#2 فارسی
#1 تهیونگ
🏹🕊
کیم تهیونگ، پسر شیطون و تخسیه که هیچوقت فکر نمیکرد تندیس زنده ای برای وجود یه افسانه بشه.
وقتی فهمید جنسیت ثانویه اش یه امگاست، تمام امپراطوری رو در شوک فرو برد.
سالها بود که از امگاهای مرد چیزی به جز خاطره ای دور باقی نمونده بود.
از طرفی پادشاه جئونی که بهترین هارو برای پسر عزیز و وظیفه شناسش میخواد، تصمیم میگیره تنها امگای مرد امپراطوری که اتفاقا مثل تمام امگاها روی شاهزاده جئون زیبا کراش داره رو برای پسرش خواستگاری کنه...
┈─┈─┈─┈─┈─┈
ᯊ @CAFEVKOOK ᯊ
[ کیم تهیونگ مزخرفه ] پایان یافته
ژانر : فان / درتی تاک / رمنس / تکست / اینستاگرام / امپرگ
کاپل : اصلی - ویکوک ؛ فرعی - سپمین ، نامجین
وقتی که جونگکوک بی حواس نظرش رو درمورد یوتیوبر معروف کیم تهیونگ جلوی میلیون ها از فن هاش توی لایو یونگی میگه!
Original story by @vvantae95
translated by @Nyctowx
پ.ن. کار خیلی قدیمیایه پس انتظار یک قلم بی نقص نداشته باشید.
A Hybrid Story (Kookv)
خواندن این فیکشن عواقبی نظیر بالا آوردن رنگین کمان و اکلیل و دچار شدن به مرض قند را به دنبال دارد. از این رو، از خوانندگان عزیز خواهشمندیم تمامی عواقب کار خود را به عهده بگیرند.
لطفا با 'منطق' وارد نشوید. متشکرم.
----------------------------------
◾ (در حال آپ)
تایم آپ: نامشخص
کاپل اصلی: کوکوی
ساید کاپل: یونمین/نامجین
ژانر: فانتزی، فلاف، کمدی، زندگی روزانه، +18❌
[ خونه ] پایان یافته
ژانر : فان / روزمره / تکست / اینستاگرام / رمنس / اسمات
کاپل : اصلی ؛ تهکوک - فرعی ؛ یونمین ، نامجین
به نظرتون یک آدم عاقل میره به یک آدم ناشناس پیام بده و بگه که چجوری با دوست پسرش بهم بزنه؟ نه! تهیونگ هم عاقل نیست.
پ.ن. کار خیلی قدیمیایه پس انتظار یک قلم بی نقص نداشته باشید.
تهیونگ با دقت به جون دادن گرگی نگاه کرد که همراه با ضربان قلبش ، نفس هاش هم قطع شدن.
سرش رو بالا گرفت و برای لحظه ای به ماه بالای سرش نگاه کرد .
اون هم نوع خودش رو کشته بود ، اما خودش رو گناهکار نمیدونست !
اون گرگ عاری از هر معصومیتی، سزاوار مرگ بود .
انگشتش رو به آرومی روی لبه ی تیز خنجرنقره ای که دستش بود کشید و وقتی دید چطور زخم انگشتش به سرعت ازبین رفت ، لبخند کمرنگی روی صورتش شکل گرفت .
فلز تنها چیزی بود که بهش آسیبی نمیرسوند .
تهیونگ در مقابل " فلز" آسیب ناپذیر بود .
تهیونگ در مقابل " نقره " آسیب ناپذیر بود .
-----
#Mine Wrriten By @softieparadise
Translated By #beth
-----
: متعــلق به من | نوشته شده توسط
@softieparadise
#Beth ترجمه از