•𝘍𝘪𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯•
[ خانواده های جونگکوک و جیمین برای دهه ها رقیب هم بودن و توی یه زندگی سرشار از ثروت و موفقیت غوطه ور شدن! اون دو از بدو تولد یاد گرفتن تا چیزی غیر از نفرت و کینه نسبت بهم احساس نکنن علیرغم اینکه که میدونن باید رقیب باشن نمیتونن جلوی کشش شدیدی که نسبت بهم دارن رو بگیرن. ]
▪︎ 𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦 : 𝘚𝘮𝘶𝘵 - 𝘍𝘰𝘳𝘣𝘪𝘥𝘥𝘦𝘯 𝘭𝘰𝘷𝘦 - 𝘌𝘯𝘦𝘮𝘪𝘦𝘴 𝘵𝘰 𝘭𝘰𝘷𝘦𝘳𝘴 - 𝘈𝘯𝘨𝘴𝘵 - 𝘏𝘢𝘱𝘱𝘺 𝘦𝘯𝘥
▪︎ 𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦 : 𝘑𝘪𝘬𝘰𝘰𝘬 - 𝘬𝘰𝘰𝘬𝘮𝘪𝘯 ( 𝘫𝘬 𝘵𝘰𝘱 ) - 𝘴𝘰𝘱𝘦
■ توجه :
- برای ترجمه این مولتیشات اجازه و رضایت نویسنده اصلی گرفته شده.
- کامنت و ووت فراموش نشه.
NAME:Commercial marriage [ full part ]
COUPLE: kookmin
Genre:Romance_Omegavers_angest
ازدواج تجاری
داستان یک امگا و یک آلفا که هیچ شباهت و تفاهمی با هم ندارد
و خانواده های که معتقدن ازدواج یک نوع تجارته
❎فیک و میخوام کلیشه ای جلو ببرم ولی ارزش خوندن داره
❎انتظار اسمات تو هر پارت نداشته باشید تعداد اسمات هاش خیلی کمی اگه به خاطر اسمات فیک میخونید باید بگم شرمندتونم ☺
~ شعلهی درون چشمهایت [کامل شده]
+ "انقدر میدرخشی که نورت داره اذیتم میکنه!"
- "اگه تو بخوای میتونم خاموش بشم تا چشمات آسیب نبینه!"
{ماجرای عشق جیمینِ بازیگر و پسر بدلکاری که توی یک روز بارونی با هم ملاقات میکنن}
◇•◇
کاپل: کوکمین
ژانر: بخشی از زندگی/ عاشقانه/ انگست/ اسمات 🔞
نویسنده: Fika
⛓🩸جنون خاکستری ⛓🩸
✵نویسنده : سرندیپیتی
✵ژانر : مافیا، هارش، اسمات، رومنس، انگست
✵کاپل : کوکمین
✵وضعیت آپ : اتمام یافته.
⛓🩸تکهای از داستان:
_واقعا فکر کردی میتونی از دست من در بری؟!
_چی؟
بدون داشتن ایدهای درباره اینکه چرا باید شخص غریبهای چنین جملهای رو با چنین لحنی بهش بگه با ترسی که به یکباره توی دلش نشست، بدون پلک زدن به مرد خیره شد.
با حس سنگینی نگاه پسر روی خودش، چشم از جاده گرفت و به جیمین داد.
پوزخندی زد و عینک دودیش رو از روی چشم برداشت.
با دیدن چشمهای مرد که با جدیت بهش دوخته شده بودن، سکوت کرد.
" تا حالا کسی رئیسشون و ندیده... نمیدونم تا چه حد درسته اما شنیدم چشمهاش دو رنگه، یکی مشکی و اون یکی طوسی "
=•=•=•=•=•=•=•=•=
⛓🩸خلاصه :
یک تلخی زننده، چیزی مثل جویدن بادام تلخ؛
حضور خواسته و ناخواسته جئون جونگکوک، رئیس مافیا و بزرگترین کازینوی شهر در زندگی پارک جیمین، پسری که ناآگاه از این تلخی، پا به این کازینو میذاره...
باید دید گره خوردن بَند زندگی پسرک به خاکستری وجود جئون جونگکوک چه سرنوشتی رو برای جیمین رقم میزنه...
برای وفاداری رها کردن....
به علت نجات شخصی با ارزش تر برای عام ....
صحنه سازی دردناک، که قلب های زیادی را شکست و نور امید را از بین برد ....
دریچه های عشق و محبتی که با آخرین دیدار بسته شدند......
رنگ هایی که به یک باره تیرگی بر آنها قلبه کرد....
چه اتفاقی افتاد..!
آیا ریسمان های تکه تکه شده سرنوشت دوباره بهم گره میخورند.......؟
قلم سرنوشت اینبار...چند صفحه را پر میکند؟! 📜
پارک جیمین که جز دوتا هیونگ کسی رو تو زندگیش نداره؛ بعد از آشنایی با یه شاهزاده عجیب زندگیش از این رو به اون رو میشه!!!
کاپل اصلی:ویمین
اسمات:نداره❌
ژانر:فانتزی|معمایی|عاشقانه|
پارت:47
وضعیت:کامل شده
این کار توی چنل @Vminhome اپ شده!!
𝐃é𝐣à𝐯𝐮
ژانر : فانتزی(خونآشامی) / تخیلی/عاشقانه
"من...یه هیولام؟"
"تو یه فرشته ای"
بدون تردید جواب داد و به ارومی سرش و به سمت پسرک برگردوند.
جیمین همچنان به سقف بالا سرش خیره بود.
"ولی میتونم تبدیل به یه هیولا بشم"
"نه تا وقتی که منو کنارت داری"
بالاخره نگاهش و از سقف فرسوده که از سوراخ های کوچیکش پرتو های ضعیف نور به داخل درز کرده بود گرفت و به چشم های خسته جونگکوک خیره شد.
"از دستم عصبانی؟"
"انقدر زیاد که میتونم همه جا رو به آتیش بکشم..."
به ارومی دستش و بلند کرد و با انگشت اشاره اش تره ای از مشکی های براق جونگکوک و به عقب فرستاد.
"پس چرا انقدر ارومی؟"
"چون واسه عصبانی شدن باید اول بخشیده بشم..."
"بخشیدم...حالا ازم عصبانی شو!"
نام قبلی: reminding me [داستان کامل شده]
مولتی شات [Completed]
ژانر: انگست، رمنس،، break up، اسمات، chaebol
《بخشی از فیک》
-"نمیتونم از این فکر که ممکنه ایندفعه آخرین دفعهای باشه که میبینمت دست بردارم. امیدوارم بدونی هیچوقت حتی قرار نیست طرح روی تیشرتت تو اون روزی که گفتی قراره ترکم کنی رو فراموش کنم"
.
.
+"اون داره شرابی که تو برای تولدم خریده بودی رو باز میکنه و من فقط دلم میخواد چشمامو ببندم و برگردم به اون شب."
.
.
﹝هیولا زیر تخت﹞
جیمین فقط یه پسر دبیرستانی بود که وقتشو با دوست دختر عزیزش میگذروند اما.. کی فکرشو میکرد با جلب توجه هیولای زیر تختش زندگیش از مسیر خوش و خرم در بیاد؟
کاپل: کوکمین
ژانر: تخیلی،رمنس،اسمات،ترسناک
وضعیت:اتمام یافته
نویسنده: پارک کارینا