با دست های لرزان به بازو هایت چنگ بزن و خودت را در اغوش بگیر.
به صدای غم انگیز موسیقی مورد علاقت گوش بده و ارام اشک بریز.
در این دنیای خاکستری تنها بنفش کبود تو ترکت کرده و حالا رنگی در بین هاله های تیره وجود ندارد.
ناخن هایت را در پوستت فرو کن تا حداقل رنگ سرخ خون، دنیایت را از یکنواختی دربیاورد.
نوشیدنیه سرد و تگریت را بنوش رو از درصد الکلش لذت ببر.
کمی دود و بعد قرص ارامش بخش و ارامش...
به همین سادگی.
~COMPLETED~
به دنیا اومدن تو یه قصهی نوشته شده...
زندگی کردن با یه سرنوشت مقدر شده...
و مردن توسط یه محکومیت از پیش تعیین شده...
.
.
.
اما اون هیچوقت نمیدونست در پایان راه، به شروع خودش میرسه...
~ZIAM~
~Short Story~
~High Fantasy~
~Parallel World~