Larry
60 stories
Not Again? (L.S) by fatestylinson
fatestylinson
  • WpView
    Reads 45,314
  • WpVote
    Votes 8,266
  • WpPart
    Parts 31
هری به سمت لویی میره و دستهاش رو روی پهلوهای لویی میذاره. آرزو داشت میتونست لویی رو با نوک انگشتهاش بسوزونه همونجور که لویی با وجودش اونو میسوزوند. "دوباره نه،" هری وقتی تیشرت لویی رو بالا میده، تکرار میکنه. دستهای لویی بالا میاد وقتی که هری تیشرت رو از سرش رد میکنه، و بی‌توجه به سمت تخت لویی میندازتش. "من دوباره با تو نمیخوابم،" هری زمزمه میکنه. "حتما،" لویی میگه، لبهاش به گردن هری میچسبه که باعث میشه سرش رو کج کنه. "اگر تاثیری داره همینجور حرفت رو تکرار کن." هری ناخن‌هاش رو روی کمر لویی میکشه. "دوباره نه،" ناله میکنه. "این- این بار آخره." .یا. وقتی هری استایلز و لویی تاملینسون هم‌اتاقی هستند. اونا از همدیگه متنفرن. حداقل این چیزیه که خودشون فکر میکنن. Persian Translation The original story belongs to @aditistylinson
Baby Boy(Larry Stylinson) by nitara70
nitara70
  • WpView
    Reads 155,619
  • WpVote
    Votes 21,685
  • WpPart
    Parts 34
لویی به شماره ی اشتباهی پیام میده و زندگیش عوض میشه.
You're my masterpiece [L.s].[completed] by Beti_Tommo
Beti_Tommo
  • WpView
    Reads 177,546
  • WpVote
    Votes 25,908
  • WpPart
    Parts 32
Larry+a little bit of ziam 👬 Strong language ⛔ Drug using🚫 Smut🔞 #1 in, onedirection لویی از زندگی بیزاره و هری عاشق زندگیه.... یا، داستان نویسنده ای که شیفته یه استریپر میشه و استریپری که عاشق یه نویسنده میشه.
Being Tutored | L.S Persian translation by _MySoul
_MySoul
  • WpView
    Reads 239,956
  • WpVote
    Votes 22,666
  • WpPart
    Parts 43
هری به معلم نیاز داره وگرنه در غیر اینصورت نمیتونه کلاس سال بعدشو قبول بشه، اما آموزش قرار نیست درمورد یاد دادن درسهای مدرسه بهش باشه یا داستانی که توش لویی به هری یاد میده چطور به فاک بره. #2 in fanfiction all rights reserved to LarryGeneration. this story contain sexual tension
Playboy L.S (Persian Translation) by Iam_writing_here
Iam_writing_here
  • WpView
    Reads 326,030
  • WpVote
    Votes 35,716
  • WpPart
    Parts 47
من اسیرش شده م ؛ اون زیادی تو حرفه ش خوبه.. هری استایلز ⬅ پلی بوی فن فیکشن لری استایلینسون به همراه کمی زیام✌ داستان در پیج اینستاگرام larry_ff_translate هم آپ میشه Best rank : #2 in fanfiction
Dream [L.S] by itsidda
itsidda
  • WpView
    Reads 7,973
  • WpVote
    Votes 2,236
  • WpPart
    Parts 8
•completed•شاید یکی از بزرگترین تراژدی زندگی این باشد که معمولا کسانی که می توانند عشق را به بهترین شکل ممکن در کنار هم تجربه کنند سر راه هم قرار نمی گیرند. Larry stylinson
mask of lies  ( l.s persain translation)  by ff_translation
ff_translation
  • WpView
    Reads 89,796
  • WpVote
    Votes 11,219
  • WpPart
    Parts 19
لویی تاملینسون ، بازیگر معروف، باید وارد رابطه فیک با هری استایلز ،خواننده ی مشهور ، میشد. چی میشه اگه اون احساسات واقعی به خواننده ی جذاب پیدا کنه ؟ منیجمنتشون قبول میکنه ؟ رابطشون اونقدر قوی هست که تو سختی ها بجنگن ؟
Dracy's Diary by raanabrm
raanabrm
  • WpView
    Reads 10,177
  • WpVote
    Votes 2,129
  • WpPart
    Parts 55
دارسی دختر هری و لوییِ و تمام تصمیمات هری و لویی با توجه به احساسات و مراقبت از اون گرفته میشه اما با دخالت های مودست داستان از اونجایی شروع شده که هری و لویی مجبور شدن برای یه مدتی رابطشونو تموم کنن و دارسی پیش هری میمونه چون وابستگی بیشتری به هری داره اما هری و لویی مجبورن بخاطر دخترشون همچنان همدیگه رو ببینن اگه دوست دارین چیز تخیلی بخونین مثلِ خون آشام باشن یا گرگینه دم یا بال داشته باشن خب از این نوع ژانر خبری نیست قرار خودشون باشن با تک تک مشکلاتشون ،غم هاشون شادی هاشون... اگه دنبال چیزای تخیلی هستین یا انتطار دارین برای بعضی صحنه ها وارد جزئیات بشم😅 خب اگه دنبالِ این مدل چیزایی هستین، اشتباه اومدین این چیزا بهم حس امنیت نمیدن و از نظرم بی احترامی به حریمِ خصوصیِ آیدلمه اما قرار مرور خاطرات این چند سال باشه اما با پایانی خوش این اولین بارِ که دست به قلم میشم امیدوارم ازش خوششتون بیاد 💋 Follow for more video Instagram: @dracydiary
This House No Longer Feels Like Home (Persian Translation) by larents_iranff
larents_iranff
  • WpView
    Reads 163,242
  • WpVote
    Votes 16,409
  • WpPart
    Parts 18
هرى و لويى ٢٠ ساله كه باهمن، كه هرى خيانت ميكنه، و لويى ميشكنه، و هرى يك سال مهلت داره تا ازدواجشون رو درست كنه.
Eros Nemesis by ZaraSilvi
ZaraSilvi
  • WpView
    Reads 2,559
  • WpVote
    Votes 350
  • WpPart
    Parts 27
تاحالا تو اوج نفس کشدن احساس خفگی کردی دیگه چیزی حس نکنی تو خلسه گیر کنی سبک شده باشی ولی سنگینی حس کنی درست مثل اعماق اقیانوس چی میشه اگه اکسیژن تموم نشده باشه ولی تو زیر فشار جون بدی.... زندگی بعضی اوقات مثل غواصیه تو اوج بیچارگی یا باید راه اومده رو برگردیو بخاطر اوکسیژن کم بمیری یا باید به شنا کردن ادامه بدی و و در اخر زیر فشار اعماق جون بدی. عشق درست به زیبای طاوسیه که مار همچون پیچک به دور پایش پیچیده. زیبا اما مهلک +میدونی چیه برو از فردا لویی جونتو به فاک بده _رو نقطع ضعفم دست میزاری که عصبی تررم کنی اون برادرمه چرا نمیفهمی +هههه برادر چه جوکی 《این فف شامل الفاظ رکیک،شوخی های جنسی، و اسمات میباشد و برای همه مناسب نیست⚠️》