یک دورگه ی حرامزاده و مایه ی ننگ خاندان سلطنتی چطور ممکنه تونسته باشه توجه ولیعهد الف ها شاهزاده آلبیون رو جلب کنه؟
آیا زندگی واقعا قراره با شاهزاده ی دورگه مهربون بشه؟یا اینهم یک تله ی شوربختانه ی دیگه است که تنها دلفریب به نظر میاد؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
یک فیک فانتزی نامجین چون فیک نامجین به اندازه ی کافی نوشته نشده!
وو ییفان، بازیگر و مدل سرشناس، و کیم جونمیون، پزشک پر مشغله، از همون لحظه اولی که تو دوران دبیرستان با هم آشنا شدن از همدیگه متنفر بودن. اما حالا بعد از مرگ صمیمی ترین دوستاشون باید برای نگهداری از بچه هاشون کنار هم باشن.
ییفان اصلا از این قضیه راضی نیست و جونمیون هم فاصله ای با به قتل رسوندن ییفان نداره و مسلما نگهداری از سه تا بچه اصلا کار آسونی نیست!
کمدی ترین فیکشن واتپد
فیکشــن: جــینجــر ginger
کاپــل: ویـکـوکــ VKOOK
ژانـر: ددی کینــک ، فلــاف ، اسمــات ، رمنــس❤️ ، کمــدی
نویسنـده: مهتــا
روز آپ: هر دوشنبه به صورت منظــم!
═════════════════════════
خــلاصــه:
جئــون جونگکـوک صاحــب غــذاخــوری کوچیــکیه که کســب و کارش بعد از باز شــدن رستــوران بزرگـی درســت مقــابل غذاخوریش کســاد شده!
صاحــب رستــوران رقیــب، جــوانی به اســم کیم تهیــونگ که با گرایشــات جنســی متفــاوت از جونگـ کـوک درخواســت میکنه تا در ازای اینکه بیبیــش بشه و زیــرش بخــوابه، کســب و کار خانوادگیــش رو نجــات بــده!
آیا جونگکـوک تخــس و لجبــاز، آوارگــی رو به خوابیــدن زیر ددی تــه ترجیــح میده و مثل همیشــه با داد و فریــاد حقــش رو میگیره یا مثل یه پاپی کیــوت به آغــوش تهـیـونگ پنــاه میبــره؟!
═════════════════════════
Inappropriate | نا مناسب (نا درست)
خلاصه:
کیم سئوک جین یه پدر تنهاست که تلاش میکنه دو پسر نوجوونش، جیمین و یونگی رو بزرگ کنه. جین به سختی کار می کنه تا یه زندگی خوب واسه اونها فراهم کنه.
تو تمام این سالها به تنهایی عادت کرده وقتی تنها چیزی که میخواد، ارتباط برقرار کردن دوباره با پسراشه چون توی این سال ها، زمان های زیادی رو صرف کار کرده و برای نزدیک شدن به پسر هاش زمان کافی پیدا نکرده بود. با این حال بزودی وقتی پسر بزرگش، یونگی با کیم نامجوون روبه رو میشه و زندگیش از این رو به اون رو میشه
نامجون معروف به جـون روز به روز بیشتر خونه ی اون ها میمونه. البته سئوک جین نتونسته متوجه توجه فزاینده نامجون به خودش بشه و یونگی هم روز به روز بیشتر به اون پسر می چسبه و اون رو تمام مدت پیش خودش تو خونه نگه می داره.
چه اتفاقی میافته وقتی جون نتونه این میل شدید و مخفیانه ش رو نسبت به این مرد زیبا پیش خودش نگه داره و به سمتش قدمی برداره؟
یونگی به شدت عاشق جون میشه... درحالی که جون به شدت میل به بودن با پدرِ دوست پسرش رو داره...
هیچ اتفاق بدی نمیتونه بیوفته، درسته؟
هشدار:
این کتاب دارای مطالب حساسیه و حتی ممکنه بنظر بعضی (مثل اسم کتاب) نا مناسب یا زشت و خجالت آور بیاد. اگه مطالب زیر باعث میشه معذب بشید داستان رو نخونید حتی اگه تعریفش
فصل دوم 'Randy'
همه آدم ها توی زندگیشون به خوب بودن فکر میکنن.
اما فکر کردن هیچ وقت کافی نیست جئونی
هیچ وقت!
Made in pain!
________________
توجه ⚠️
این داستان قصد توهین به هیچ دین، شخص، مکان و... ندارد. تمامی مطالب ذکرشده تنها به این اثر تعلق داشته و وجود خارجی ندارند🚫
جونگکوک وارث بدنام ترین امپراطوری مافیا در سرتاسر سئول
تهیونگ پلیس تازه کاری که از طرف تیمش برای نابودی این امپراطوری به عنوان مامورمخفی فرستاده شده
"قانون رو بلدبودی و بازی کردی، دونستن اینکه مغلوب شدی دیوانه کنندست."
♤♡◇♧
نویسنده این داستان Sugamins هست و من فقط ترجمه کردم.
🔞اخطار داستان رو حتما بخونید.
VMinKook
ناشناس: هنوز نمیتونم باورت کنم.ما سه سال باهم قرار میزاشتیم. سه سالِ لعنتی ،این هیچ معنی ای برات داشت؟ خب، برای من داشت. من اون همه زمانو صرف تو کردم وقتی میتونستم کار بهتری کنم
هیچ ایده ای نداری چقدر ازت متنفرم
جونگکوک: آم
جونگکوک: شماره اشتباه؟
****
[Completed]
Toptae
Bottomkook
Taekook
Namjin
Yoonminseok
[Translated]
#1 in vkook🥇
#1 in taekook🥇
Back To You •< Vkook >• [ Completed ]
جونگکوک معاون یک شرکت توی سئول که متوجه میشه رئیس بخشی که توش کار میکرد عوض شده و جایگزین اون کسیه که از شعبه ی دئگو انتقالی گرفته...
و حالا باید به کیم تهیونگ دوست پسر سابقش که دو سال پیش باهاش کات کرده بود بگه رئیس..
ᴡʀ: @vk_vita @Moonlike_Rmy 사이데 🌙
ɢᴇɴʀᴇ: ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ. sᴍᴜᴛ 🔥
Start: 20/03/2020
End: 01/04/2020
**کامل شده**
تا حالا حس کردید کاش خیلی درگیر کسی یا چیزی که عاشقش هستید نمی شدید؟
کاش به دوست داشتنش از دور بسنده می کردید؟
تا حالا پیش اومده از تصمیمتون عمیقا پشیمون بشید؟
این ها دقیقا احساسات این روزهای جینه.
جین از تصمیمی که سه سال پیش برای ازدواج گرفته، پشیمونه! خیلی پشیمون!
ولی دقیقا زمانی که حس میکنه وقتشه که این گره ی پوسیده که سرنوشتشون رو به هم متصل کرده و زمانی با عشق، با نهایت اشتیاق و با دست های خودشون زدند رو برای همیشه باز کنه؛ سر و کله ی یه معجزه پیدا میشه!
یه معجزه که از بین دست های پنج تا موجود کوچولو و دوست داشتنی قل میخوره وسط زندگیشون.
معجزه ای که یه گره ی جدید به نام"پدر شدن" کنار گره پوسیده ی عشقشون میزنه و سرنوشتِ زوج ما رو باز هم به هم متصل نگه میداره!
البته که با کمک دست های کوچولوی ناجی های کوچک.
#1 in namjin
#1 in jimin
#1 in taehyung
#1 in jin