dixemo's Reading List
3 příběhy
NO LIMIT •|ziam|• COMPLETED od mayda_fanfic
mayda_fanfic
  • WpView
    přečtení 707,462
  • WpVote
    Hlasy 94,527
  • WpPart
    Části 122
Highest ranking : #1 in fanfiction For more than four continuous months -داری محدودم میکنی! +نه... فقط دارم عاشقت میکنم. -نمیخوامش! +دست تو نیست... دست هیچکس نیست.
Whelve [Completed] od blueVaruna
blueVaruna
  • WpView
    přečtení 1,029
  • WpVote
    Hlasy 252
  • WpPart
    Části 8
[کجای این جهان پنهان شدی؟ فرای آب ها؟ فرای خشکی ها؟ فرای این دنیا؟ تو کجایی درد و درمون من؟] [Hunhan] Written by: [Farya.] Cover: @prds_stories [Farya. 2021]
Van Gogh was his god! • [Completed] od amaraaa_7
amaraaa_7
  • WpView
    přečtení 97,552
  • WpVote
    Hlasy 15,907
  • WpPart
    Části 45
•Name: Van Gogh was his god! •Couple: Vkook •Sub couple: Hopemin •Writer: Amara •Genre: Romance, Angst, smut •Channel: @papacita01 ~•Teaser: _چرا هیچ وقت از ته دلت نمیخندی؟ از اون لبخند‌هایی که به چشمات میرسن و برق خوشحالی رو توشون روشن میکنن! سرش رو تکون داد و از پنجره به زمستونی که سفره‌ی سفیدی و غم‌هاش رو روی سر شهر پهن کرده بود، خیره شد: _من تفاله‌های باقی مونده از تنهایی‌های یک نقاش دیوانه‌م... حاصل مرگ بی‌رحمانه‌ش توی تنهایی... چطور میتونم بخندم یا اشک بریزم وقتی فراموش کردم که چطوری باید زندگی کنم؟ من همه چیز رو فراموش کردم، دوست داشتن رو، فکر کردن، نقاشی کردن و حتی فریاد زدن... خیلی وقته مردم... مرده‌ها که لبخند نمیزنن!