بنگتوایس
18 stories
What's good with Secretary Chou? (Graphic Novel) by Zzzabog
Zzzabog
  • WpView
    Reads 4,881
  • WpVote
    Votes 426
  • WpPart
    Parts 21
Lee Taehyung, Manager of The Lee Corporation hates Chou Tzuyu, his younger brother's girlfriend, for years. Ms. Chou Tzuyu, one of his staff/employee under the Marketing Department has always been rebellious, troublemaker, careless, hard-headed and the talk of the town. But because she is Lee Jungkook's girlfriend, the next general Manager of the company (but a rebelious one too), she has always been forgiven. Taehyung always ends up becoming frustrated and having no choice but to just have a little patience. Everything turned upside down when one day, Tzuyu waked up with a different soul. A soul from the Joseon era(13th century), the soul of Lady Ja Yoo, the innocent, always clueless, slow spoken Princess who comitted suicide because her lover(Prince Taehyung) was killed, and she was forced to marry her lover's brother, Prince Jungkook. Will she able to have a happy ending in another life? While for Manager Taehyung, what will he do if one day the rebelious Chou Tzuyu suddenly becomes soft to him?
It's You | SaKook by juju_sk
juju_sk
  • WpView
    Reads 92,280
  • WpVote
    Votes 4,654
  • WpPart
    Parts 56
(COMPLETED) Sana wants to pursue her dreams but her father wants her to do the other way around. She wants to escape from her life and met Jungkook. They get well along together, but little did she know that her life will change drastically in that moment. Started: May 4, 2020 Ended: June 28, 2020
The Mafia Don's  » Sakook by stillwsana
stillwsana
  • WpView
    Reads 463,220
  • WpVote
    Votes 16,687
  • WpPart
    Parts 96
"I would exterminate every single human being in this planet until you and me are the only ones breathing, Sana." started on : June 11, 2019 ended on : June 7, 2020
𝙰 𝚏𝚎𝚠 𝚜𝚝𝚎𝚙𝚜 𝚊𝚠𝚊𝚢 𝚏𝚛𝚘𝚖 𝚍𝚎𝚊𝚝𝚑 by panizbayat
panizbayat
  • WpView
    Reads 87
  • WpVote
    Votes 18
  • WpPart
    Parts 4
دوست پسرم رئیس بزرگترین باند مافیا کره بود و من به پلیس گزارش دادم حالا هم برگشته...... ♡︎♡︎♡︎♡︎♡︎♡︎ ژانر : درام عاشقانه مافیایی ♡︎♡︎♡︎♡︎♡︎♡︎
+2 more
شروع من ، پایان تو 𝓜𝔂 𝓔𝓷𝓭 𝔂𝓸𝓾𝓻 𝓢𝓽𝓻𝓪𝓽 by JudyMJ1997
JudyMJ1997
  • WpView
    Reads 18
  • WpVote
    Votes 10
  • WpPart
    Parts 3
+تو حق داری این کارو بکنی....#اما این حق من نیست که حتی بعد مرگ معشوقه ات هم جایی توی قلبت نداشته باشم جانگ کوک سانا رو به خودش نزدیک تر کرد و آروم بوسیدش #اما من حق یه بوسه کوچیک ازت دارم حتی اگر جایی توی قلبت نداشته باشم
𝑭𝒂𝒕𝒆 𝑶𝒇 𝑳𝒐𝒗𝒆  ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ✓ by Oyun1485
Oyun1485
  • WpView
    Reads 14,554
  • WpVote
    Votes 3,058
  • WpPart
    Parts 60
[سرنوشت عشق | Fate Of Love] Genre : Romance, Slice of life Writer : Oyun EXO : Sehun , Luhan , Chanyeol , Yixing , Jongin , Baekhyun , Junmyeon TWICE : Tzuyu , Mina , Nayeon , Jihyo , Sana. : عشق دوم... [ این عشقِ خاصیه اینطور فکر نمیکنی؟! عشق دوم تونسته باعث بشه بعد از یه شکست دوباره به عشق ایمان بیاری... تونسته باعث بشه تو دوباره عاشقی کنی اونم درست وقتی که فکر میکردی دیگه هیچ فرصتی برای عشق وجود نداره... عشق دوم باارزش‌تر از عشق اول و قوی‌تره...این چیزیه که من بهش ایمان دارم... میخوام بگم...قبولش کنی یا نه... عشق دوم درست تو لحظه‌ی شروع... اولین عشق رو شکست میده] : شاید حق با تو باشه...اما عشق اول [اون هرگز فراموشم نمیکنه. اون نمیتونه وقتی برای اولین بار قلبش با دیدن چشمای کسی تند تپید رو فراموش کنه... اون اولین بوسه ای که تجربه کرد رو فراموش نمیکنه... اولین آغوش عاشقانه... اولین بارها فراموش نمیشن. میخوای برای داشتن کسی تلاش کنی که اولین بارهای زیادی رو باهاش از دست دادی؟] #1 Lay #1 اکسو #1 لی
Dreamer by zarzartala
zarzartala
  • WpView
    Reads 1,420
  • WpVote
    Votes 205
  • WpPart
    Parts 14
ژانر؛ کمدی، عاشقانه، جنایی خلاصه؛ یه دختر نه چندان معمولی در حالی هدف یه باند بزرگ مافیا میشه، که یه راز عجیب و غریب داره! #lay #sana #jhope #exo #twice #bts
+12 more
Me before you ♥︎ⓙⓚⓕⓕ♥︎ by lovely_U_R
lovely_U_R
  • WpView
    Reads 14
  • WpVote
    Votes 1
  • WpPart
    Parts 1
داستان از اونجایی شروع شد که یک دختر یهویی ظاهر شد و شد همه چیزش چطوری این اتفاق افتاد؟؟ چجوری اون دختر یهو انقدر براش عزیز شد؟؟ یعنی همچین چیزی امکان داره؟؟ خدا میدونه اون دختر باهاش چیکار کرد که به این روز افتاد دختری که با خاطر داشتن یک فوبیا باز هم براش شد تمام هستی و نیستیش (تمام اسم ها و مقعیت هایی که در این فنفیکشن استفاده شده اتفاقی بود و هیچ وجود واقعی نداره) کاپل ها: دختر و پسر سخصیت های داستان: بی تی اس، تی اکس تی، هواسا و سولار از مامامو، مومو از توایس. شخصیت اصلی: جونگوک ، ثمین (این اسم اتفاقی انتخواب شده هیچ دلیل خاصی درش نیست :)
One Last Time by Black_lotus_17
Black_lotus_17
  • WpView
    Reads 140
  • WpVote
    Votes 26
  • WpPart
    Parts 3
"جیهیو تو سن کم وارد محیطی شد که برای سن اون زیادی خشن و ترسناک بود! جایی که کشتن آدما و معتاد کردن مردم و رواج خلاف و فساد در جامعه مثل درس تدریس می شد. شکستن غرور آدم ها و خورد کردن شون بین همه، جیهیو از این محیط بدش میومد. و بعد از اون لقبی که بهش داده بودن. لقبی که اوایل با شنیدنش چشم هاش رو با انزجار می بست. ولی حالا همون چشم ها هم نسبت به این اسم عادت کرده بودند و هیچ تلاشی برای نشون دادن دنیای درونی جیهیو انجام نمی دادند. درست مثل اسمش روحی خشن و بی احساس پیدا کرده بود. اسمی که شاید تا آخر عمر دنبالش مثل طوفانی از شن حرکت کند. عقاب شکارچی..پرنده ای که با سریع ترین حالت ممکن شکار هاش رو در چنگال می گیرد." 彡𝐓𝐲𝐩𝐞: #𝐅𝐢𝐜 彡𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐁𝐨𝐲 𝐱 𝐆𝐢𝐫𝐥ଓ. 彡𝐍𝐚𝐦𝐞: #One_Last_Time ⊹ نام: #آخرین_بار 🐾🔥،، ╮ ژانر: اکشن؛عاشقانه؛درام؛هیجان انگیز؛روانشناسی❬☂❭ ╮ شخصیت‌ها: › #Twice ₌ ᴘᴀʀᴋ ᴊɪʜʏᴏ › #Soloist ₌ ᴋᴀɴɢ ᴅᴀɴɪᴇʟ › #Itzy ₌ sʜɪɴ ʀɪᴜᴊɪɴ › #Stray_Kids ₌ ʜᴡᴀɴɢ ʜʏᴜɴᴊɪɴ ╮ وضعیت: کامل شده. ミ 𝐀𝐮𝐭𝐡𝐨𝐫: #ʙʟᴀᴄᴋ_ʟᴏᴛᴜs 🦋,, ミ 𝐏𝐕 Telegram: @VL_Boom ミ 𝐀𝐮𝐭𝐡𝐨𝐫'𝐬 𝐃𝐚𝐢𝐥𝐲: @Black_Lo_tus ╭┈┈┈┈┈┈┈┈┈𑁍ࠬ┈┈┈ •°. @HOME_FICTION .°•
ꪶ Psycho ꫂ by Rain_FanFic
Rain_FanFic
  • WpView
    Reads 16,751
  • WpVote
    Votes 2,141
  • WpPart
    Parts 13
خلاصه : تهیونگ بیشتر از یک سال توی اخرین اتاق برج شرقی قرنطینه بود‌. جویی به عنوان کاراموز روانپزشکی کلینیک روانی به تهیونگ نزدیک میشه، کسی که به گفته دکترا دارای اختلال پارانوئیده و نمیتونه به کسی اعتماد کنه. اما این تمام قضیه نیست. همه چیز در مورد تهیونگ عجیبه. زمان هایی که بی قرار به ماه خیره میشه، نقاشی هایی که با خون روی دیوار میکشه و رفتار های ضد و نقیضش... کیم تهیونگ واقعا کیه؟! [به من میگن روانی ولی اونا چیزایی که دیدم رو ندیدن.. به من میگن دیوونه ولی اونا هر شب زندگیشونو رو با کابوس و فریاد سر نکردن.. به من میگن شیطان ولی اونا دردی که من حس کردم رو حس نکردن.. آره من روانیم.. اگه معنی روانی بودن اینه که چشماتو رو به حقیقت باز کنی پس من روانیم! من روانی ای بودم که قلبش با تاریکی تسخیر شده بود، کسی که روحشو به شیطان فروخت. و در آخر من فرشته ی سقوط کرده ای بودم که تو بال های پروازش شدی و به آسمون برش گردوندی...] فیک ~ [Psycho] ~ روانی! BTS 'Taehyung' - Twice 'Tzuyu' Story By : Code01🌿