Jeonjungkook:اون بهترین دوستمه،جیمین
Parkchiminnie:این جلوی تورو از اینکه تو
اینستاگرام بهش بگی میخوای باهاش بخوابی نگرفت.
Jeonjungkook: ...
///
-تهیونگ و جونگکوک عاشق همن،ولی خیلی احمقن که ببیننش.
[translated]
[Completed]
"تو دزد توت فرنگی های باغ بابابزرگمی؟"
ابروش رو با شیطنت بالا انداخت و جوری که انگار هیچ اهمیتی به حضور الفای کله فندقی نمیده توت فرنگی نشسته رو بین دندون هاش گیر انداخت:
"قراره دعوام کنی؟ "
"آره!"
"پس نه، من دزدی که عصر ها بعد از مدرسه میاد و به باغ بابابزرگت حمله می کنه نیستم. مطمئن باش."
توی اون لحظه جونگکوک فقط حس میکرد میخواد امگای روبهروش رو هم مثل درخت های اطرافش توی زمین بکاره؛ البته با کَلهاش.
°°°°°°°°°°°°°°°°
𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: AU -رمنس - امگاورس - روزمره - اسمات- ددی کینک
𝐍𝐚𝐦𝐞: نآز | 𝗡𝗮𝘇
𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: کوکوی - هوپمین
𝐔𝐩 𝐓𝐢𝐦𝐞: هفتهای یک تا دوبار
کیمتهیونگ، پسر انسانی هست که پدر دائمالمستش اون رو توی قمار به جئون جونگکوک، ومپایراصیل زاده میبازه.
همسر کیم وحشتزده پسرش رو از خونه فراری میده ولی خودش و شوهرش، در اتیشسوزی از بین میرن.
جئون که پسر بچهی انسان رو پیدا میکنه اون رو در کاخ خودش نگه میداره و روز به روز پسربچه بزرگ تر میشه و .....
_ تو برای موندن در کنارم هیچوقت هیچ تلاشی نکردی .. برای
لحظه ای فراموش کردم که تو همون آدم احمقی هستی که بین
عشق و غرورش ترجیح داد غرورشو از بین ببره اما لحظهای
عشقشو با وجود یه طرفه بودنش کنار نذاره!
•°•°•°•
با خریدن خونه موسیو کار توسط جناب پارک ، مسیر زندگی همسایه هاش، که دو دوست صمیمی هست دچار تغییر میشه ...
یکی برای عشق ناخوانده ای ک به قلبش نفوذ پیدا کرده ، پژمرده میشه ...!
و دیگری برای احساس دل انگیزی ک مهمون تن و روحش شده به شکوفه های بهاری تبدیل میشه ...!
𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆 : 𝑫𝒓𝒂𝒎 - 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆 - 𝑺𝒎𝒖𝒕 - 𝑨𝒏𝒈𝒔𝒕
𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 : 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌 - 𝑲𝒐𝒐𝒌𝒗
𝑶𝒕𝒉𝒆𝒓 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆𝒔 : 𝑻𝒂𝒆𝒉𝒏𝒏𝒊 - 𝑯𝒐𝒑𝒆𝒎𝒊𝒏
☆ووت و کامنت در حین خواندن فیک،فراموش نشه☆
Name: Greedy
Couple: KookV
Genres: Historical . Drama . Romance . Angst . Classic . Smut
Channel: Everythingaboutbtss
Writer: sheri
Up Time: نامشخص / متوقف شده
"بیا به هم قول بدیم اُلیوِر ، بیا تو زندگی بعد برای هم باشیم ، جایی که نه رد خونی باشه و نه جنگی ... جایی که مجبور نباشم با دستهای خونی صورت سردت رو قاب کنم فرمانده ی من ...بیا به هم قول بدیم ... قول بدیم که این عشق نافرجام رو اونجا ادامه بدیم..."
----------------------------------------------------
-از من توقع نداشته باش که میون این همه کشت و کشتار ، عاشقانه دستت رو بگیرم و به کشورم پشت کنم!
-توقعی ندارم...دیگه ندارم ، فرمانده !... من برای داشتنت جنگیدم ولی فکر کنم کافی نبوده...حداقل اونقدری نبوده که من رو به عنوان معشوقه ات بپذیری...انگار که تو فقط جنگ رو توی خون ریختن میبینی ، درحالی که من حتی برای یک نگاهت هم جنگیدم...جنگیدم و نفهمیدی...هیچوقت نمیفهمی...
و این آخرین حرفهای ماتئو رو به فرمانده ای بود که صدای شکستن قلبش تا فرسخ ها به گوش میرسید...
_ هنوز بوی تو ب مشمامم میرسه...
_این رابطه خیلی وقته تموم شده
_ تو به من خیانت کردی...
_ته من دوستت دارم...
_ کوک...
ژانر: سد/اسکات/وروولف/هپی اند/رازآلود/درام/هیجانی
" فقط بگو خدا تو را برای من ساخت یا مرا برای تو ویران کرد؟ "
- 𝗇𝖺𝗆𝖾: 𝗍𝗈𝗌𝗄𝖺
- 𝖼𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: 𝗄𝗈𝗈𝗄𝗏
- 𝗀𝖾𝗇𝗋𝖾: 𝗋𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾, 𝖺𝗇𝗀𝗌𝗍, 𝗌𝗅𝗂𝖼𝖾 𝗈𝖿 𝗅𝗂𝖿𝖾, 𝗌𝗆𝗎𝗍
- 𝖺𝗎𝗍𝗁𝗈𝗋: 𝗉𝖺𝗋𝗂𝗒𝖺
- 𝗌𝗍𝖺𝗍𝗎𝗌: 𝗈𝗇𝗀𝗈𝗂𝗇𝗀
چی میشه اگه تهیونگ سه تا بچه گربه کوچولو رو تو راه برگشت از مدرسه ببینه اونم درحالی که کنار بدن بی جون مادرشون خوابیدن و بخواد نگهشون داره؟؟
چجوری قراره این موضوع رو به مادرش که به گربه ها حساسیت داره بگه؟
اون مرد خوشتیپی که از ناکجا سر راهش سبز شد و گفت ی بچه گربه میخواد میتونه کمکش کنه؟؟؟؟
شاید منظورش از بچه گربه چیز دیگه ایه!!!!
کاپل : کوکوی