hastiiss's Reading List
7 stories
The fate after you (سرنوشتِ بعد از تو) by saeede1996
saeede1996
  • WpView
    Reads 1,756
  • WpVote
    Votes 246
  • WpPart
    Parts 11
« این داستان پشتوانه تاریخی دارد » √کامل شده . . . + دوستم نداشتی ؟ هیچوقت دوستم نداشتی؟ تو چشمام زل بزن و بگو... چانیول، سرد تو چشمهای سبز رنگ بکهیون غرق شد. _ من هیچوقت دوستت نداشتم بک... هیچوقت... حالا خیالت راحت شد؟ برو... از اینجا گم شو و برو بککک! . . . ژانر : تاریخی، درام، رومنس، انگست و تراژدی کاپل: چانبک و با حضور لوهان، سوهو و سهون.
BLOODY FOOTPRINTS by NARCOKIM
NARCOKIM
  • WpView
    Reads 12,814
  • WpVote
    Votes 3,012
  • WpPart
    Parts 38
𝕮𝖔𝖚𝖕𝖑𝖊: ChanBaek, KaiBaek 𝕲𝖊𝖓𝖗𝖊: Drama, Romance, Smut, Harsh, Sad end «من قدم هات دنبال کردم چانیول، ولی چرا پاهام می سوزن؟» من، امید توی چشم هایتو دیدم. درونش زندگی کردم و به جودت ایمان داشتم. تو قرار بود زندگیم بسازی. یه زندگی رویایی که من درونش همه چیز داشته باشم. نه اینکه برام جزیره ای بسازی که تنها ادم داخلش من و تو باشیم.
🪐🔮𝚂𝚊𝚟𝚒𝚘𝚛🔮🪐ناجـی by Seboom_l
Seboom_l
  • WpView
    Reads 34,791
  • WpVote
    Votes 10,337
  • WpPart
    Parts 54
🪐🔮𝚂𝚊𝚟𝚒𝚘𝚛🔮🪐 •~تمام شده~• 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞:𝑊𝑒𝑟𝑒𝑤𝑜𝑙𝑓,𝑂𝑚𝑒𝑔𝑎𝑣𝑒𝑟𝑠𝑒,𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒,+17,𝐒𝐦𝐮𝐭,𝐻𝑎𝑝𝑝𝑦 𝑒𝑛𝑑~🌸 Release days: Wednesdays💕✨ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞:𝐶ℎ𝑎𝑛𝑏𝑎𝑒𝑘~(𝑠𝑢𝑟𝑝𝑟𝑖𝑠𝑒) 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫:𝑆𝑒𝑏𝑜𝑜𝑚_𝐿 𝐒𝐲𝐧𝐨𝐩𝐬𝐢𝐬: _:ایـن رو متوجـه میشـی که مـن یه آلـفای لعنتیم؟🐺🪐 موهای کوتاهش رو بهم ریخت و بعد از اینکه روی چشم های پاپی مدلش فرود اومدند ، چشم غره ایـ به اون دراز عصبانـی داد...🍂🌧️ +:آلـفای لعنتی،میدونـی که به چپم نیـست که چی هستی🌙🌗 نفس عمیقی کشید و به سرخ شدن اون دراز نگاه کرد.💕 +:زمیـن رو درسـت طی بکـش احمـق! آلـفا به نشانه اعتـراض هقـی زد و با کلافـگی زمیـن رو محکـمتر طـی کشیـد...👀 #Savior #Chanbaek #Omegaverse #alpha #omega
ஜ۩۞۩ஜبلک هورس ஜ۩۞۩ஜ by Zizi7787
Zizi7787
  • WpView
    Reads 13,452
  • WpVote
    Votes 2,653
  • WpPart
    Parts 18
ژانر : اکشن ، اسمات ، کاپل: چانبک ، کریسهو ، کایسو ،هونهانی. هر دو زیر باراش شدید باران نفس نفس میزدن،چانیول اسلحه اش را به سمت بکهیون گرفته بود،تصمیم داشت امشب یک چیزی از بک بگیره یا زندگیشو، یا روح پاکشو. _ ازت متنفرم بیون بکهیون. _ اما من حتی دلیلش نمیدونم. _ تنفر دلیل نمیخاد، بهت ده ثانیه وقت میدم، تصمیم بگیر، امشب یک دوراهی داری یا باید جونت به من تسلیم کنی، یا باید جزوی از افراد باند من بشی. بکهیون از این حرف چانیول و از تنفر نگاهش به خودش لرزید، قطره اشکی که از چشمش افتاد لابه لای باراش بارون گم شد اما از نگاه تیز چان دور نموند. _ نمی تونم. بکهیون عاجزانه اینو گفته بود اما این دقیقا چیزی بود که چانیول میخواست،عجز،ناتوانی و غم نگاه بکهیون.اسلحه رو به سمت قلب بکهیون نشونه گرفت. _ ده ثانیه ات شروع شد دکتر، زیاد وقت نداری.
My Husband's GirlFriend by BySandMan
BySandMan
  • WpView
    Reads 89,780
  • WpVote
    Votes 18,166
  • WpPart
    Parts 24
🗽 کامل شده🎠 بیون بکهیون و پارک چانیول دو سال پیش توی یه روز آفتابی به بهونه ی مسافرت، در یکی از جزایر استرالیا ازدواج کردن. ولی هیچکس جز یه سری دوستای معدود از این اتفاق خبری نداره و همه فکر میکنن دو تا دوست هم خونه ن بکهیونی که یه پچه مایه دار ولی مستقله و چانیولی که یه پسر قویه چون تموم این سالا هیچ خانواده ای نداشته و خانواده ی بکهیون تقریبا خانوادش بودند... ولی چی میشه اگر به اصرار خانواده ی بکهیون بخوان براش همسری انتخاب کنند؟
ஜ۩۞۩ஜ2بلک هورس ஜ۩۞۩ஜ by Zizi7787
Zizi7787
  • WpView
    Reads 9,549
  • WpVote
    Votes 1,890
  • WpPart
    Parts 15
((فصل دوم:کامل شد)) ⛓بیون بکهیون رزیدنت نابغه ی جراحی که تمام وقتش توی بیمارستان و اتاق عمل میگزرونه ،به خاطر فضولیش سر از جایی در میاره که نباید اونجا باشه،پارک چانیول رییس یکی از بزرگ ترین باندهای مافیایی کره است که یک دکتر جراح اشتباهی سر از باندش در میاره و چیزهایی که نباید میفهمه‼️ ~ -تقاص انتقامتو،عشقت پس داد پارک چانیول،تو منو انداختی توی آتیش انتقامت،بدون اینکه فکر کنی چه بلایی سرم میاد اسلحه رو به دستم دادی،اون روز من مردم،بیون بکهیون رو اون روز تو کشتی.! کاپل:چانبک،کایسو،کریسهو ژانر:ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ,sᴍᴜᴛ,ᴀᴄᴛɪᴏɴ ᴍʏsᴛᴇʀʏ نویسنده:Zizi
My Fucking ex husband🍷[Chanbaek , Vkook] by sababyun
sababyun
  • WpView
    Reads 2,742
  • WpVote
    Votes 372
  • WpPart
    Parts 4
> Mini fic |🍷my fucking ex husband🍷| « خب میدونی اون لعنتی یه توله سگ وحشی عه ! » « اون دوتا واقعا کنار هم جذابن » « جذاب !! اون دوتا روانی ان !بقیه میگن بخاطر اینکه انقدر عاشق همن میخواستن همدیگرو بکشن ؟!!!باورت میشه ، اون دوتا مثل دشمنای خونی هستن ! دشمنای خونی ای که هفت سال ، تمام روزهاش باهم سکس داشتن » « واو دوتا رقیب که باندای بزرگ قاچاق موادو اصلحه دارن و هفت سال عاشقانه وار باهم میخوابیدن » « عاشقانه وار نه! دیوانه وار... »