تموم چیزی ک لویی بهش فکر میکرد ی پسر سفید با بال های کوچیک آبی بود!
اون همیشه اونو زیر نظر میگرفت و برق بالهای پولکیش و زیر نور خورشید تحسین میکرد!
BY:ARSHIYA
Louis top
هری استایلز وقتی تاریخ مرگشو از بیمارستان دریافت کرد، کارهایی که قرار بود تو این دو ماه انجام بده رو خیلی وقت پیش مثل لیست نوشته بود.
ولی وقتی نوبت به عمل کردنشون رسید، سرنوشتشو کاملا تغییر داد.
Tops!Louis
Bottom!Harry
Larry Stylinson AU Fanfiction
[Complete]
چرخدندههای مغز لویی شروع به حرکت میکنن.چرخدندههای شیطانیای که باعث شدن لویی یه نقشهٔ انتقام عالی از تیلور رو بکشه.دیگه نشستن و تحمل کردن کافیه.اگه تیلور میخواد لویی رو 'هرزه' خطاب کنه،اشکالی نداره،لویی هم مثل یه هرزهٔ واقعی رفتار میکنه. "میخوام یه چیزی بگم و شما هم به عنوان دوستام،وظیفه دارین که در هر صورت عاشقم باشین."
"این اصلا خوب نیست." نایل گفت و زین فقط ناله کرد.
"جریان اینه که...من میدونم ما این قانونِ مسخرهٔ 'واکنشی به حرفهای تیلور نشون نده' رو گذاشتیم.ولی اگه من بتونم از یه راه دیگه ازش انتقام بگیرم چی؟" لویی پرسید.اون منتظر جواب نموند،چون میدونست که دوستاش تا الان یاد گرفتن چارهای بهجز قبول کردن حرفهای لویی و همکاری کردن باهاش رو ندارن. "اگه دوستپسرش رو بدزدم چی؟"
یا،داستانِ لویی 'دزدِ دوستپسر' تاملینسون.
°Persian translation°
من اسیرش شده م ؛ اون زیادی تو حرفه ش خوبه..
هری استایلز ⬅ پلی بوی
فن فیکشن لری استایلینسون به همراه کمی زیام✌
داستان در پیج اینستاگرام larry_ff_translate هم آپ میشه
Best rank : #2 in fanfiction
لویی به همراه دوستش مایکل تو لندن زندگی میکنه. اون خودشه، و خودش کاملا پرسروصدا و پر هیجان ، پررو و بامزس...
و به این اشاره کردم که اون گی ه؟ یه عالمه تتو داره و زیاد فحش میده.
لویی بخاطر یه رابطه ای که خیلی بد تموم شده، با مشکلاتش سر و کله میزنه.
ولی چه اتفاقی میوفته وقتی مایکل با پسرای واندایرکشن دوست میشه، و اونارو به آپارتمانشون میاره؟
Persian Translation
The original story belongs to @pretzelsncake