(Completed)
خاطرات مبهم!
خاطراتی که باعث شد پسر بی گناهی مثل جیمین وارد بازیِ ناعادلانه ای بشه . بازیی که فقط مافیایی مثل جانگ کوک برنده میشدن .
جیمین فقط میخواست به خواسته اش برسه ، خواسته ای که برای براورده کردنش باید به جانگ کوک نزدیک میشد.
نزدیک شدن به جئون جانگ کوک ، رئیس بزرگترین باندِ مافیا یک تصمیم غلط بود ولی تنها راه بود. تنها راهی که جیمین رو به خواسته اش می رسوند تا جیمین بتونه تمام خاطرات لعنتیش رو به سرانجام برسونه.
--------------------
جانگ کوک: از پسرای بد خوشم نمیاد. پسرای بد باید تنبیه بشن دقیقا مثل تو که باید تنبیه بشی . بهت هشدار داده بودم پسر خوب و مطیعی باشی.
با دست ازادش گونم رو نوازش کرد.
+دوست ندارم پسر خوشگلی مثل تورو تنبیه کنم ولی متاسفانه از پسرای بد خوشم نمیاد حتی خوشگلش.
----------------'
#1kookmin
#1 jikook
#1gayfiction
#1 mafia
#1 fiction
#1 iran
#2 iran
#3fiction
Pain(فول شده💜)
.
.
ژانر: ریل لایف• انگست•هارت جیمین•تجاوز•رومنس•اسمات
.
کاپل: کوکمین
.
.
خلاصه: کسی از شما هست که پسر بیست و یک ساله ای و درک کنه که تو هوای سرد شبونه توو تراس اتاقش ایستاده؟کسی از شما پسر بیست و یک ساله ای رو درک میکنه که داره از درون منفجر میشه؟کسی از شما هست که بتونه پسر بیست و یک ساله ای رو که به بدترین شکل ممکن عاشق شده رو درک کنه؟کسی از شما میتونه عاشقی رو که میدونه هیچوقت به عشقش نمیرسه رو درک کنه؟شاید بگین آره...شاید براش دل بسوزونین...شاید...
این جئون جانگکوک بود...پسر بیست و یک ساله ی محبوب...گلدن مکنه گروه معروف بی تی اس...عشق میلیون ها دختر و مورد تحسین میلیون ها پسر...پسر به ظاهر خوشبخت و غرق در پول بنگتن...پسری که با تلاش به اینجا رسید...پسری که برای اولین بار وحشتناک ترین و زیبا ترین و عجیب ترین احساس رو توو زندگیش تجربه میکنه....
.
.
.
نویسنده: نیاز (مینی)
.
.
Salvatore : Res⛼(فول شده💜)
.
Return to seoul🦂
.
فصل دوم salvatore
.
.
ژانر:انگست•اکشن•بتریال•رومنس•اسمات
.
کاپل: کوکمین•تهگی
.
.
خلاصه: کنار من میخوابی؟
تا گوشه ای از این توهم و تو دستات بگیری...
من دارم به سمت پوچی میدوم...
بدنت هوشیاری منو میگیره... و حرف های نا گفته
حرف هایی که با خیره شدن به چشم هام توو ذهنت میچرخه
و من...
با من گریه میکنی؟
تا طلوع صبح...
که پا بزاریم...روی تک تک نور های چشمک زن این شهر نفرین شده
عزیزم...با من میمیری؟...
.
.
.
با من تا طلوع خورشید...گریه کن...
.
.
.
Savatore : Res
.
Return to seoul⛼
.
.
.
♡Mini stories♡
جونگکوک وارث بدنام ترین امپراطوری مافیا در سرتاسر سئول
تهیونگ پلیس تازه کاری که از طرف تیمش برای نابودی این امپراطوری به عنوان مامورمخفی فرستاده شده
"قانون رو بلدبودی و بازی کردی، دونستن اینکه مغلوب شدی دیوانه کنندست."
♤♡◇♧
نویسنده این داستان Sugamins هست و من فقط ترجمه کردم.
🔞اخطار داستان رو حتما بخونید.
VMinKook
(فصل اول فول💜)salvatore
.
ناجی
.
.
.
چطور شد؟چطور یکی میشه پاییز و بهار و تک تک
ذره های هواش...تنها ترین الهه ی روی زمین...شکسته ترین...وقتی نبض بزنه اون نگاهش تو دونه دونه ی سلول های عصبیش... و فوران کنه اون حس سرخ داخل رگایی که یخ زده بود...
حالا که داشت قدم برمیداشت سمت اون بهشت بی انتها...قدماش میلرزید...سست میشد...تحلیل میرفت هر چی که داشت غرور...ابهت...مردونگی...قسم خورده بود...به صداش...به چشماش...به روحش
جلوی اون الهه ی جنگجو زانو زد و دستی به ساق پای سفید و خوشتراشش کشید و لذت مثل دارویی جذب سلول های تشنه ی تنش شد...ساق پاشو بالا اورد و بوسه هاش بودن که شروع شدن...از مچ تا زانو....و انگشتایی که روی رون سفیدش کشیده شد و همون فاصله ی هیجان انگیز و طی میکرد و حوله کنار میرفت
و دیدش روی بهشتش کامل تر میشد
اره این جئون جونگکوک بود زانو زده جلوی الهه اش
دستایی که کنترل از دست میدادن دلی که عنان از کف داد و لبایی که تن سفیدی و لمس میکردن...تن سفید الهه ی هرزه اش...آفرودیته لعنتی که شده بود پاییز و بهار و ذره های هوایی که نفس میکشید
آفرودیتی که با چشمایی خمار بند حولشو باز کرد و با پاهایی باز شده و پوزخندی منتظر حرکت بعدی سالوا شد
جونگکوک__ناب ترین حضور زندگیم
•
•
•
کاپل اصلی : کوکمین
•
کاپل فرعی: یونمین.تهگی
•
ژانر: اکشن•هار