Favorites Hanieh
26 قصة
Jini's Reallife😍 بقلم Mariajin1994
Mariajin1994
  • WpView
    مقروء 9,693
  • WpVote
    صوت 823
  • WpPart
    فصول 6
بوک وانشاتای رییل لایف جینی😍 تنها وقتی نزدیک از دست دادن چیزی باشی،دنبالش میدوی
《Indemnity》 بقلم kimnegoot
kimnegoot
  • WpView
    مقروء 363,789
  • WpVote
    صوت 37,692
  • WpPart
    فصول 41
تهیونگ و جونگ کوک با هم ازدواج کردن ولی جونگ کوک هیچ علاقه ای به زندگی با تهیونگ نداره... از این رو دختر دایی کوک که عشق اولش هم محسوب میشه با اینکه میدونه اون ازدواج کرده داره از آمریکا برمیگرده تا با هم نامزد کنن... . . + فقط میتونم از قلبم خواهش کنم که ببخشتت و ازت متنفر نباشه . + دیگه هیچ حسی بهت ندارم... میفهمی؟ . + میدونم که دارم با بی رحمی تمام این حرفارو بهت میزنم... اما از اینکه تو این موقعیتی ناراحت نشدم... این وضعیت پیش اومده تاوان تو بود... تاوان کاری که با قلب شکسته ی من کردی . 🦽Genre: Angst | Drama | M' preg | Romance | Slice of life |
+15 أكثر
𝐌𝐘 𝐒𝐈𝐒𝐓𝐄𝐑'𝐒 𝐂𝐑𝐔𝐒𝐇 |𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕| بقلم chihiriin
chihiriin
  • WpView
    مقروء 209,333
  • WpVote
    صوت 30,702
  • WpPart
    فصول 36
|تکمیل شده| سعی کن دوباره دستت رو بلند کنی تا دیگه انگشتت هم به اون دوست دختر کوچولوت نخوره... این یه تهدید توخالی نبود، کیم تهیونگ میتونست حرف‌هاش رو عملی کنه! جئون جونگکوک از اینکه شاهد تهدید شدن یکی از معشوقه‌های چاپلوسش توسط اون پسر تازه وارد بود نهایت لذت رو میبرد. این داستان درباره کیم تهیونگه، کسی که مرکز توجه دوتا خواهر و برادر، جئون جونگکوک و جئون آرورا میشه کسایی که پسر و دختر بد مدرسه ان. کاپل اصلی:کوکوی کاپل فرعی:سپمین ژانر:روزمره، مدرسه‌ای، رومنس، اسمات شروع اپ:2021/5/14 پایان اپ:2022/3/11 ″credits to @TaeNiaV who wrote this beautiful fanfiction″ cover by: ADA
Dark sky/Vkook بقلم sad-moon102938
sad-moon102938
  • WpView
    مقروء 709,513
  • WpVote
    صوت 69,737
  • WpPart
    فصول 54
⛓برده تهیونگ بودن گردن کج میخواد و زبون کوتاه! ⛓چیزی که جونگکوک نداره... ---------------------------- - پس شاه دزد تویی! به کاهدون زدی... من هیچی ندارم! + تمام چیزی که میخوام رو به رومه... شاه دزد؟ گوشای من فقط باید کلمه ددی رو از زبون تند و تیزت بشنوه جونگکوک... --------------------------- + وقتی میخوای به یکی بگی خیلی درگیرشی چی میگی؟ جونگکوک نگاهشو از لب های تهیونگ گرفت و با صدای خماری لب زد - میگم نَسَخِتم... ژانر : جنایی / مافیایی / اسمات / رومنس / ددی کینک / درام کاپل : ویکوک / نامجین / یونمین
  𝚂𝙷𝙾𝚃 𝙾𝙵 𝙱𝚃𝚂  بقلم Sopeloverever
Sopeloverever
  • WpView
    مقروء 12,684
  • WpVote
    صوت 963
  • WpPart
    فصول 11
Oneshot . Multishot . Scenario Namjin . Sope . Vkook Have a nice shot🥂
IT STARTED IN A WRONG SENT|| VKOOK بقلم kim_bunny2020
kim_bunny2020
  • WpView
    مقروء 268,342
  • WpVote
    صوت 41,707
  • WpPart
    فصول 41
«کامل شده» «فیکشن ترجمه ای» «اون موقعی که داری داخل تنهاییات غرق میشی و امیدتو از دست دادی در کمال ناباوری دستی تورو میگیره و به سمت خودش میکشونه» +هی من برگشتم _کاش برنمیگشتی +اوه بیبی وقتی اینطور میشی رو دوست دارم کاپل اصلی:ویکوک ژانر:انگست_کمدی_درام_اسمات_هپی اند_امپرگ نویسنده:Malditadiash مترجم:kim_bunny2020 𝗧𝗢𝗣=𝗧𝗔𝗘𝗛𝗬𝗨𝗡𝗚 𝗕𝗢𝗧𝗧𝗢𝗠=𝗝𝗨𝗡𝗚𝗞𝗢𝗢𝗞
+10 أكثر
𝐁𝐚𝐛𝐲𝐬𝐢𝐭𝐭𝐞𝐫, 𝑷𝒂𝒓𝒌 بقلم DrunkyDante
DrunkyDante
  • WpView
    مقروء 10,711
  • WpVote
    صوت 1,943
  • WpPart
    فصول 7
پارک جیمین پرستار کودکیه‌ که از طرف شرکت خدمات خانگی وانگ به خونه مین‌ یونگی فرستاده میشه تا از سه‌قلوهاش مراقبت کنه. جیمین نمیدونه جهنم خانواده مین دقیقا یعنی چی. سه تا پسر کیوت که عاشق خرابکاری و دردسرن یا پدر مجردی که روی پرستار بچه‌هاش یه کراش بزرگ داره؟ -یونمین- کوکوی- نامجین- _________ Cover by @yasi-tana
TOKYO. بقلم 110013bh
110013bh
  • WpView
    مقروء 21,827
  • WpVote
    صوت 3,191
  • WpPart
    فصول 20
_من میدونم که اونشب کجا بودی! من میدونم که دوستم داری! +دوست ندارم،دیگه نه! _داری دروغ میگی چون دلت میخواد که دروغ بگی! +میتونم ازت یه درخواستی بکنم؟ _اره بگو. +لطفا دهنتو ببند! ((فیک های بیشتر توی اک))
I know you want it to echo in your house When he calls me mom بقلم SilverIsHere07
SilverIsHere07
  • WpView
    مقروء 12,678
  • WpVote
    صوت 1,568
  • WpPart
    فصول 16
کاپل : کوکوی ، نامجین ، یونمین. ژانر : امگاورس ، امپرگ ، انگست ، هپی اند. خلاصه داستان : جونگکوک و تهیونگ جفت همن! یک روز تهیونگ حامله میشه.. دوتاشون خیلی خوشحال میشن!... اما... دوست تهیونگ هیون شیک میاد و ازش میخواد همراهش ب امریکا بیاد.. تهیونگ دودل میشه و نمیدونه چیکار کنه..... اما... 8 ماه از زایمان تهیونگ میگذره ک تهیونگ تصمیم میگیره همراه هیون شیک بره امریکا.. جونگکوک هر کاری میکنه نمیتونه تهیونگ راضی ب موندن بکنه! پس تهیونگو از خونه‌ش بیرون میکنه و 9 سال تمام پسرشون کیهیون و تنها بزرگ میکنه!. اما جونگکوک هنوز تهیونگ و فراموش نکرده!!!! تهیونگ برمیگرده تا پسرشو ببینه.. بعد از 9 سال!! اما جونگکوک بعد از اینکه کیهیون تهیونگ و دید میزاره تهیونگ باهاشون زندگی کنه؟؟؟! کیهیونِ 9 ساله چیکار میکنه تا پدر مادرش اشتی کنن؟؟؟ جونگکوک بعد از فهمیدن اینکه تهیونگ ناراحتی قلبی داره چیکار میکنه؟؟؟؟ اگه میخواید بدونید با من همراه باشید (◍•ᴗ•◍)