تهیونگ و جونگ کوک با هم ازدواج کردن ولی جونگ کوک هیچ علاقه ای به زندگی با تهیونگ نداره... از این رو دختر دایی کوک که عشق اولش هم محسوب میشه با اینکه میدونه اون ازدواج کرده داره از آمریکا برمیگرده تا با هم نامزد کنن...
.
.
+ فقط میتونم از قلبم خواهش کنم که ببخشتت و ازت متنفر نباشه
.
+ دیگه هیچ حسی بهت ندارم... میفهمی؟
.
+ میدونم که دارم با بی رحمی تمام این حرفارو بهت میزنم... اما از اینکه تو این موقعیتی ناراحت نشدم...
این وضعیت پیش اومده تاوان تو بود...
تاوان کاری که با قلب شکسته ی من کردی
.
🦽Genre: Angst | Drama | M' preg | Romance | Slice of life |
|تکمیل شده|
سعی کن دوباره دستت رو بلند کنی تا دیگه انگشتت هم به اون دوست دختر کوچولوت نخوره...
این یه تهدید توخالی نبود، کیم تهیونگ میتونست حرفهاش رو عملی کنه!
جئون جونگکوک از اینکه شاهد تهدید شدن یکی از معشوقههای چاپلوسش توسط اون پسر تازه وارد بود نهایت لذت رو میبرد.
این داستان درباره کیم تهیونگه، کسی که مرکز توجه دوتا خواهر و برادر، جئون جونگکوک و جئون آرورا میشه کسایی که پسر و دختر بد مدرسه ان.
کاپل اصلی:کوکوی
کاپل فرعی:سپمین
ژانر:روزمره، مدرسهای، رومنس، اسمات
شروع اپ:2021/5/14
پایان اپ:2022/3/11
″credits to @TaeNiaV who wrote this beautiful fanfiction″
cover by: ADA
⛓برده تهیونگ بودن گردن کج میخواد و زبون کوتاه!
⛓چیزی که جونگکوک نداره...
----------------------------
- پس شاه دزد تویی! به کاهدون زدی... من هیچی ندارم!
+ تمام چیزی که میخوام رو به رومه... شاه دزد؟ گوشای من فقط با ید کلمه ددی رو از زبون تند و تیزت بشنوه جونگکوک...
---------------------------
+ وقتی میخوای به یکی بگی خیلی درگیرشی چی میگی؟
جونگکوک نگاهشو از لب های تهیونگ گرفت و با صدای خماری لب زد
- میگم نَسَخِتم...
ژانر : جنایی / مافیایی / اسمات / رومنس / ددی کینک / درام
کاپل : ویکوک / نامجین / یونمین