•¬کاپل: چانبک | ویکوک
•¬ژانر: امگاورس | فلاف | اسمات | عاشقانه
•¬خلاصه:
فارغ از تمام پیچیدگیها و سختیهای زندگی، اون بیون بکهیون بود؛ امگای زیبایی که مدتهای طولانی در روزمرگیهای پر از آشفتگیاش، به دنبال آلفایی میگشت که با تمام وجود بهش عشق بورزه و بپذیرتش و از مخمصههایی که دچارشه نجاتش بده. بکهیون آرزو داشت تا آلفای جذاب و پولداری نصیبش بشه و اون رو از قرض و بدبختیهایی که تمامی نداشتن، نجات بده...
و روزِ بعدی، اون پارک بکهیونی بود که برهنه، در بازوان همسر سکسیاش حبس شده و برقِ حلقهای که چشم هر بینندهای رو خیره میکرد، سندِ واقعی بودن این ازدواج بود؛ در حالی که بکهیون هیچ چیزی از چانیول به یاد نمیاورد و تنها خاطرهای که به یاد داشت، خوابیدنِ شب قبل و آرزوش بود!
-من باید باور کنم که تو همسرمی پارک چانیول؟! باورم شه که ازدواج کردیم؟
═ ∘♡༉∘ ═
#Asteria
↳🌿 Genres໑
↲ امگاورس ~ درام ~ انگست
↳🍏 Couples໑
↲ هونهان ~ چانبک
↳🌿 Up Situation໑
↲ چهارشنبه
↳ 🍏Summary
این یه ماجراجویی ...شبیه قدم زدن توی جنگل سبز و پیدا کردن درخت سیبی که بلوط های تازه به شاخه های خشکیده اش بوسه میزنند یه ماجراجویی توی دل اقیانوسی که صدف هاش جای مروارید سیاه ، شکوفه های پرتقال دارند .
امپراطوری وانگ حالا دست لوهان ... پسری که قرار بود یه امگای نحس باشه . یه روزی همه تحقیرش میکردند و نفرت انگیز صداش میزدند ولی امروز اون کسی بود که وارث بعدی این امپراطوری ... اون برای اینکه یه آلفا بشه ... بال هاش رو شکسته بود .
🍊 #Fic #Ongoing 🍊
⟝ Writer 🦊Bluesfox
⟝ TL Channel ☄️ @Violinist_Fictions