My vkook
110 stories
MISTAKE by angila123
angila123
  • WpView
    Reads 88,155
  • WpVote
    Votes 7,472
  • WpPart
    Parts 19
اون شب تهیونگ بزرگترین اشتباه زندگی اش را انجام داد ، اون با وجودی که می‌فهمید جفتش کیه ، بازم باهاش خوابید ! و با وجودی که می‌فهمید نوه جئون ها رو بارداره بازم فرار کرد و پنهون شد اما هیچوقت فکرش رو هم‌ نمی‌کرد که تو یه روز رندوم وقتی در خونه شو باز میکنه با جفتش یا همون بابای بچش رو به رو بشه ! " برام مهم نیست باهام میای یا نه ولی قطعا بچم باهام میاد " " تو نوه جئون ها و وارث پک " فرزند ماه " هستی !" نام : اشتباه کاپل : کوکوی ژانر : امگاورس ، عاشقانه ، درام ، امپرگ ، هپی اند (:
اسیر دزدان دریایی 🔞 by moomkookv
moomkookv
  • WpView
    Reads 350,200
  • WpVote
    Votes 30,418
  • WpPart
    Parts 39
|• پایان یافته•| داستان درمورد کیم تهیونگ تنها پسر امگاست که به اجبار خانوادش وانمود به دختر بودن میکنه و از این اوضاع راضی نیست ... اما چی میشه تهیونگ از این زیبایی استفاده کنه و به دریا سفر کنه ؟ اگر گیر جئون جونگکوک بزرگترین دزد دریایی دریا بیفته چی ؟! هشدار : فول اسمات هست و برای بزرگتر ها پیشنهاد میشه 🔞 کاپل اصلی : کوکوی 🔞 ژانر : اسمات •~• امگاورس •~• اکشن •~• امپرگ وضعیت : پایان یافته 🌱
BROKEN |KV ver. by Helen___Aw
Helen___Aw
  • WpView
    Reads 459,016
  • WpVote
    Votes 48,938
  • WpPart
    Parts 41
[Completed] "به شوهرم نگو، ولی قراره ازش طلاق بگیرم" تهیونگ مست در حال گفتن این حرف ها به جونگکوک بود. کسی که در واقع شوهرش بود! Genre: romance, General, Drama, Slice of life Couple: Kookv Writer: ongiepills Translator: Helen___aw ⭐ورژن Vkook در اکانت موجوده. 🥇angst 🥇Lgbt 🏅boyxboy 🏅Kookv 🥇Fanfiction 🥇Jungkook 🥇fic 🥇taekook 🥇Romance 🥇جونگکوک 🥇ویکوک 🥇تهکوک 🥇فیک
𝗗𝗼𝗺𝗶𝗻𝗮𝗻𝘁 𝗢𝗺𝗲𝗴𝗮🐺༢  by ItcRhw
ItcRhw
  • WpView
    Reads 74,023
  • WpVote
    Votes 10,355
  • WpPart
    Parts 30
- 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: 𝖪𝗈𝗈𝗄𝗏 - 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: Romance, 𝖲𝗆𝗎𝗍, 𝖮𝗆𝖾𝗀𝖺𝗏𝖾𝗋𝗌𝖾, 𝖠𝗋𝗋𝖺𝗇𝗀𝖾𝖽 𝖬𝖺𝗋𝗋𝗂𝖺𝗀𝖾, 𝖣𝗋𝖺𝗆𝖺, 𝖠𝗇𝗀𝗌𝗍 جونگ‌کوک تنها امگای خاندان آلفامحور جئون و ننگ خانواده‌ش، برای حفظ اعتبارش مجبور می‌شه با تهیونگ، یه امگای سنتی و مطیع‌، ازدواج کنه و کاری غیرممکن انجام بده: تهیونگ رو حامله کنه و یه وارث آلفا بیاره! حالا دو امگایی که هیچ شباهتی به‌هم ندارن توی یه ازدواج اجباری گیر افتادن . . . 𝖨'𝗆 𝗈𝗇𝗅𝗒 𝗋𝖾𝗌𝗉𝗈𝗇𝗌𝗂𝖻𝗅𝖾 𝖿𝗈𝗋 𝗍𝗁𝖾 𝗧𝗿𝗮𝗻𝘀𝗹𝗮𝘁𝗶𝗼𝗻!
The Color of bloody lilies  by ImLeon
ImLeon
  • WpView
    Reads 100,442
  • WpVote
    Votes 9,848
  • WpPart
    Parts 31
"می‌دونی چرا زیر چشمت خال داری؟" "نه، تا حالا بهش فکر نکرده بودم." "احتمالاً تو زندگی قبلیمون من خیلی چشم‌هات رو می‌بوسیدم برای همین خدا الان این خال رو واسه من نشونه گذاشته که یادم نره، چشم‌هات رو چقدر دوست داشتم." The color of Bloody Lilies ɢᴇɴʀᴇ : Romance , Angst , Criminal , Smut , Political ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : Vkook ᴜᴘ ᴛɪᴍᴇ : Full ᴡʀɪᴛᴇʀ : Léon
​تپش (Pulse) by faeze615
faeze615
  • WpView
    Reads 33,456
  • WpVote
    Votes 3,318
  • WpPart
    Parts 25
[تکمیل] در دنیای پرهیاهوی بیمارستان «پرایم» جایی که صدای آژیر آمبولانس‌ها و تپشِ مانیتورهای قلب، موسیقیِ متنِ هر روزه بود... هیچ‌کس فکرش را نمی‌کرد که زیر آن روپوش‌های سفید و جدی، آتشی چنین تند شعله‌ور شود. جایی که زیر سایه رقابت و فشارهای کاری ناگهان عشق جوانه بزند... اسم فیکشن: ​تپش (Pulse) کاپل : تهکوک / یونمین ژانر: رومنس / پزشکی / اسمات / روزمرگی
𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐅𝐄𝐕𝐄𝐑 | تب خون by vk_scarlet
vk_scarlet
  • WpView
    Reads 4,835
  • WpVote
    Votes 618
  • WpPart
    Parts 16
+ عجب حرومزاده‌ای هستی دکتر. - ولی همین حرومزاده‌، تو رو عاشق خودش کرده. + کردی، بد هم کردی. ꞋꞌꞋ ⋆ ࿔ ∘ ࿔ ⋆ ꞋꞌꞋ - صدای قلبت رسوات کرده. + خیلی وقته که جلوی تو، این پادشاه بی‌آبرو شده. - پشیمونی؟ + جون می‌دم براش. - برای چی؟ + این رسوایی... ꞋꞌꞋ ⋆ ࿔ ∘ ࿔ ⋆ ꞋꞌꞋ پزشکی که قلب پادشاهش رو می‌بلعید، اما این پادشاه بود که بیشتر گرسنه می‌شد. عشقبازی تب با خون به کجا قرار بود برسه؟ 𝐍𝐀𝐌𝐄 " تب خون 𝐂𝐎𝐔𝐏𝐋𝐄 " ویکوک, کوکوی (ورس) 𝐆𝐄𝐍𝐑𝐄 "دارک‌رومنس, امگاورس, پادشاهی مدرن, جنایی, انگست, اسمات 𝐖𝐑𝐈𝐓𝐄𝐑 " یوکو 𝐒𝐓𝐀𝐑𝐓 " 1404/8/8 " چنل تلگرام: vkook_blood@
KUMOREBI - KOOKV by Alaric_Fiction
Alaric_Fiction
  • WpView
    Reads 57,647
  • WpVote
    Votes 6,966
  • WpPart
    Parts 15
≈ Couple ↬ KOOKV ≈ Genre ↬ Romance, Drama, Smut, Fluff, Omegavers ≈ Writer ↬ Alaric کیم تهیونگ در حالی که بخاطر نداشتن داروی کنترل هیت از درد هیت لعنتیش داشت به خودش می‌پیچید، مثل تمام هیت‌های دردناک گذشته‌اش جفت لعنت شده‌ای که هیچ اثری ازش نبود رو نفرین می‌کرد! کی از بازی سرنوشت خبر داره؟! تهیونگ حتی فکرش رو هم نمی‌کرد اون تماس اورژانسی زندگیش رو زیر و رو کنه! شاید پسر سی ساله‌ای که بخاطر یه سانحه رانندگی قراره زیر دست تهیونگ جراحی بشه، همون جفت مقدر شده‌ایه که تهیونگ شش سال تمام برای پیدا کردنش خودش رو به آب و آتیش زده...جراحی‌ای با احتمال موفقیت کمتر از سی درصد؛ برای راننده رالی‌ای که ماشین سواری مثل نفس کشیدن می‌مونه براش! +گفتم تو جفتمی؟! -چی میشه اگه جفتت باشم؟ جونگکوک عصبی خندید و با صدای بلندی گفت:چی میشه؟! فکر کردی قراره اتفاقی بیفته؟؟؟...آخ...هیچ...هیچ کوفتی قرار نیست بشه! فکر نکن حالا که جفت منی می‌تونی خودتو بهم بچسبونی! -خودمو بچسبونم؟! فکر کردی کی هستی؟ چی داری که یکی مثل من بخواد باهات باشه؟! جونگکوک سعی کرد بدنش رو از تخت فاصله بده و عصبی‌تر از قبل جواب داد:من... -بتمرگ! چشم‌های کور شده‌اتو باز کن ببین با کی طرفی جئون! من شبیه امگاهاییم که با دیدن جفتشون خیس میشن؟!
Trey || KookV by Nyctowx
Nyctowx
  • WpView
    Reads 334,706
  • WpVote
    Votes 45,736
  • WpPart
    Parts 26
[ TREY ] پایان یافته ژانر : فان / ورزشی / رمنس / اسمات کاپل : اصلی ؛ کوکوی - فرعی ؛ یونمین - شاید از من خوشت بیاد ولی تا وقتی که مجبور باشم دختر های مختلف رو از روت بلند کنم ، هیچ تغییری توی رابطه‌مون به‌وجود نمیاد کاپیتان بسکتبالیست ! 《توجه داشته باشین داستان دو ورژنه‌ست پس اگه ورژن جونگکوک تاپ و تهیونگ باتم نمیخونین به ورژن دیگه‌ش که تهیونگ تاپ و جونگکوک باتمه توی اکانتم سر بزنین. 》
Pegasus | VKook/KookV [COMPLETED] by MatildaTheWatson
MatildaTheWatson
  • WpView
    Reads 62,918
  • WpVote
    Votes 10,837
  • WpPart
    Parts 35
✧ پگاسُس | P̆̈egasus̑̈ ✧ [کامل‌شده] × رمان × ⋆ کاپل ↜ ویکوک / کوکوی ⋆ ژانر ↜ درام عاشقانه، کمدی، فلاف، روان‌شناختی ⋆ نویسنده ↜ 𝕐𝕦𝕞𝕖 ⋆ همه چیز از یه قدم زدنِ شبونه، توی یکی از خیابون‌های نه‌چندان معروفِ سئول شروع شد‌؛ و زمانی که تهیونگ در حالِ زمزمه کردنِ آهنگ‌ انیمیشن مورد علاقه‌ش -شرک- بود، می‌تونست قسم بخوره که یه نفر دیگه هم داشت همراهش آواز می‌خوند؛ "But you don't really care for music, do you?" و این‌جا بود که تهیونگ ساکت شد و فقط گوش کرد؛ یعنی کی بود که توجهش به موسیقی رو زیر سوال می‌برد؟ معلومه که تهیونگ خیلی به ترانه‌ها اهمیت می‌داد! اصلاً برای همین هم بود که دنبال اون صدا رفت، برای همین بود که ملاقاتش کرد؛ فیونا رو... پسر آوازه‌خوانی که شب به یک شکل بود و روز به شکلِ دیگر! کانال تلگرامی موسیقی‌های متن : @PegasusOST 🎶 × این رمان در کانال تلگرامی @BTS_FICTIONS منتشر شده. × #1 in btsarmy #1 in yaoifanfic #1 in lgbtfiction #1 in کیپاپ #5 in romance