یکی جهانش را به آرامی میسازد، با دستهایی که زخمی ندارد.
دیگری در دل دود و سرعت، زندگی را به دندان گرفته و رها نمیکند.
یکی آرام است، دیگری آتش.
اما همیشه قرار نیست مرز بین دنیا ها پابرجا باشد.
گاهی تصادف، فقط برخورد دو ماشین نیست!
برخورد دو دنیا هم میتواند شروعِ داستانی باشد~
ژانر : رومنس ، اسمات
کاپل : ییجان/ییبوتاپ
📌وضعیت: پایان یافته.🔒💚📚
⏳آغاز: ۲۸ نوامبر ۲۰۲۰
⌛پایان: ۲۹ ژوئیه ۲۰۲۵.
⏰ بازنویسی: ---
I will never forget you 🔥
من هیچ وقت فراموشت نمی کنم❄️
«وقتی آتش و یخ عاشق میشوند...»
در جهانی پارهپاره از دود، درد و دشمنیهای کهن، دو شاهزاده در لباس جنگ به مصاف یکدیگر میروند... بیآنکه بدانند سرنوشت، طرحی دیگر در سر دارد.
شمشیرها میدرخشند، زخمها میسوزند، اما در میان شعلهها، دستی دراز میشود و عشقی ممنوعه، از دل نفرت زاده میشود.
از درون جنگ و خون، صلحی ممکن است پدید آید... اما بهایش چیست؟
این داستان عاشقانهایست در دل ویرانی، قصهی قلبهایی که میان آتش و یخ، تاریکی و نور، باید انتخاب کنند...
و شاید... عاشق شوند.
امیدوارم خوشتون بیاد و حتمایتم کنید ...
#S_M_H
با حضور کاپل های همیشگی، از جمله: جی۲ و ییجان💙❤️
#ییبوتاپ
#جنسنتاپ
وقتی وارد این دنیا شدم نمیدونستم باید انتظار چیو بکشم. اون شیطان بود یا فرشته؟ نمیتونستم تشخیص بدم.
دختری که یکم بعد اشنا شدن با گرایشش قید همه چیز و میزنه و به خونهی یه مستر میره تا رابطهی حضوری و تجربه کنه. اما اتفاقهایی که توی اون خونه میوفتن خیلی با تصوراتش فرق داره. گاهی وقتا کنجکاویت تو رو به جایی میرسونه که نباید
🔞این بوک دارای صحنه است🔞
مسری بودنِ لبخندش باعث شد گرده هایی از حال خوب به لب های ییبو هم بشینه ؛ به آرومی چند قدم به جلو برداشت و به جان نزدیک تر شد!
دست راستش رو ، روی گونه ی چپ پسر مقابلش قرار داد و با انگشت شست زیر چشم و گونه ی سه بعدی معشوقش رو نوازش کرد و در عین کنکاش صورتش زمزمه کرد
« سلامی دوباره ، زیبای من!»
ژانر : ریل لایف ، رومنس ، اسمات
کاپل : ییجان / ییبو تاپ
╮✮ کاپـل ❲ ییـجان␋ورس، کوانچنگ ❳
╮✮ ژانـر ❲ جنایی، خشونتآمیز، قتلزنجیرهای،
اسمات، عاشقانه ❳
╮✮ نویسـنده ❲ 𝑆𝑎𝑥_0𝑃𝐻𝑜𝑛𝑒 ❳
╮✮ ترجمه و بازگردانی ❲ 𝑀𝑎𝐻𝑑𝑖𝑠 ❳
بازگردانی از کاپل وگاس پیت. نسخه اصلی در واتپد آپلود شده
📚↷برشـی از متـن''
_به عنوان یک کارآگاه کارآموز، ژان خوب میدونست مسیر سختی رو در پیش داره. با وجود اینکه از ساعات کاری طولانی و خستهکننده و شب بیداریهای ممتد این کار خبر داشت، اما باز هم انتخاب اول و آخرش همین شغل بود.
_تنها چیزی که توقعش رو نداشت، ملاقات با وانگ ییبو بود. یه پسر دبیرستانی که ویژگیهایی دقیقا مخالف ویژگیهای شخصیتی خودش رو داشت. دقیقا چه چیزی باعث شده بود دلش بخواد ییبو رو کنار خودش نگه داره؟
_ییبو سعی میکنه توی پروندهی جدید و خبرسازی که به ژان سپرده شده، بهش کمک کنه. انتخابی که پایان متفاتی رو برای هر دوشون رقم میزنه...!
نویسنده: narikanyan
مترجم: Mahdis
ژانر: امگاورس، امپرگ، فلاف
تایپ: ییبو تاپ
4شات
ژان نگاهی هم به تست خودش انداخت. همون دو تا خط رو دید. به نتیجهی تست خیره شد. با خودش میگفت چنین چیزی امکان نداره اما... اون اصلا کی سر به هوا بازی در آورد که الان...؟
«یا خدا!!»
تگ چنل: (@NanHai520Fic)
╮✮ کاپـل ❲ وانگشیان␋وانگجیتاپ ❳
╮✮ ژانـر ❲ انگست، عاشقانه، معمایی ❳
╮✮ نویسـنده ❲ 𝑀𝑎𝐻𝑑𝑖𝑠 ❳
AU-canon divergence
઼ «گریه نکن عشق مامان! نترس. اینا که ترسناک نیستن. من و پدرت همشونو نابود میکنیم. تو فقط اینجا بمون و بخند. قول بده نفس مامان. نترس و لبخند بزن. طوری که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده. کسی نباید به تو شک کنه. من زود داداشتو پیدا میکنم و میام پیشت باشه؟»
«...قول میدم مراقب باشم. ولی زود برگردین. باشه؟»
«قول میدم نفسم. زود میام.»
من به قولم عمل کردم. خیلی سخت بود. برای یه بچهی وحشتزده که فقط میخواست تو آغوش مادر و پدرش آروم بگیره خیلی سخت بود؛ ولی من بهت قول داده بودم. تو چی؟ تو که خیلی خوشقول بودی. چرا بهم دروغ گفتی؟ اگر من سر قولم بمونم، برمیگردی؟
¤¤¤¤
«تو..! چه غلطی میخوای بکنی؟!»
«جلوی پیشگویی رو بگیرم.»
..............
میتونین از طریق چنل @NanHai520Fic به تمامی فایلهای این کار دسترسی پیدا کنین.
آپلود: هر دوشنبه ساعت ده شب
First love
تمام شده📗📕
درسته ...
من دوستش دارم ...
این پسر تنهای مغرور کم حرفو دوست دارم !
بعد چشماشو توی صورت ییبو چرخوند و توی ذهنش ادامه داد:
چشمای خوشگلشو که با علاقه نگام میکنه دوست دارم ...
دماغ خوشگلشو دوست دارم ، وقتی دلخور میشه ، چینش میده و اخم میکنه!
لبای خوشگل خوشمزه شو دوست دارم ، وقتی اونجوری منو میبوسه ...
ژانر: درام ،انگست ،بی ال
*هپی اندینگ*
ییبو تاپ