mysweetheart🫂
65 historias
به نام نامه por ghnvti
ghnvti
  • WpView
    LECTURAS 8,786
  • WpVote
    Votos 2,133
  • WpPart
    Partes 52
سَلاماً عَلیٰ رِسائِلَ لَم تُرسَل خَوفاً مِن بُرودة الرَّد. سلام بر نامه ‌هایی که از ترسِ سردیِ پاسخ هرگز ارسال نشدند.
Tangled Up In You(L.S) por I_SHIP_OOPS_AND_HI
I_SHIP_OOPS_AND_HI
  • WpView
    LECTURAS 88,501
  • WpVote
    Votos 8,109
  • WpPart
    Partes 20
وقتی کسی که فکرشو نمیکردی زندگیتو به بهترین شکل ممکن زیر و رو میکنه :) Cover by : @itsCipher
You put the O in disorder [L.S] por larryy_the_best
larryy_the_best
  • WpView
    LECTURAS 38,878
  • WpVote
    Votos 6,847
  • WpPart
    Partes 21
اورگاسم.... این کلمه رو میبینین و فکر می‌کنین هاته... درسته؟ اشتباست. چی میشد اگه در روز تعداد متعددی اورگاسم داشتین؟ جلوی کلاس، معلماتون، دوستاتون....... مادرتون؟ هری استایلز یه پسر 17 ساله از بریتانیاست. به تازگی تشخیص داده شده که اون بی‌قراری ناحیه تناسلی (RGS) داره و حدس بزنین کی قراره یه پروژه درمورد این اختلال برای کلاس علوم پزشکیش انجام بده؟ لویی تاملینسون 18 ساله. تصور کنین اگه هنگام امتحان جبر و معادله ناله کنین، در این‌صورت اورگاسم براتون چطور به نظر میرسه؟ By: @louuuology
His Hazza (mpreg)(persian translation) por _yamna_
_yamna_
  • WpView
    LECTURAS 126,194
  • WpVote
    Votos 18,203
  • WpPart
    Partes 30
[Completed] " تو خیلی ریزه میزه و شکننده ای. من میخوام همونطور باهات رفتار کنم" لویی با یکی از فرهای هری بازی میکنه و لبخند میزنه " پسر پرفکت من. هزای من" " میگن تو مثل یه خدا راه میری. نمیتونن باور کنن من تو رو ضعیف کردم" .... لویی یه پانکه. معروف برای بی ادب و آزاردهنده بودن نسبت به همه. به استثناء هری استایلز.
Falling For the Bad Boy | L.S por fanfic2010
fanfic2010
  • WpView
    LECTURAS 49,533
  • WpVote
    Votos 10,374
  • WpPart
    Partes 49
Completed هري استايلز منزويه. هيچ دوستي نداره و اكثر اوقات براش قلدر بازي در ميارن. ولي لويي تاملينسون يه داستان جدا داره. اون محبوبه، بيشتر به خاطر اينكه ازش ميترسن، سه تا دوست صميمي داره و يه عالمه دختر كه به دست و پاش ميوفتن. تنها مشكل اينه كه هري يه كراش قوي رو لويي داره و هي از خوش ميپرسه "چرا من هميشه از پسراي بد خوشم مياد؟" نويسنده : @coincidentaldagger اين داستان رتبه های خوبی داشته اميدوارم خوشتون بياد :")
Flower boy  [L.S](Persian Translation) por PersianGayVodka
PersianGayVodka
  • WpView
    LECTURAS 67,260
  • WpVote
    Votos 15,684
  • WpPart
    Partes 85
[Completed] وقتی که هری اشتباهی وارد یه چت با چهار تا پسر دبیرستانی‌ای میشه، که هم مدرسه‌ای هستن. یا جایی که لویی از هری‌ با گل‌هایی در میان گیسوانش، خوشش میاد . Written by: @CarolAnnGladstone Translated by: @LoutheGolden & @P_mayne
Can't feel my face (l.s persian translation) [Completed] por ff_translation
ff_translation
  • WpView
    LECTURAS 72,412
  • WpVote
    Votos 10,643
  • WpPart
    Partes 33
" من گی نیستم! " به پاپاراتزیایی که دورم جمع شده بودن با داد گفتم. " بیخیال هری ، ما عکسارو دیدیم! " یکی از پاپا داد زد. " اون فگوت منو بوسید! " قبل از بوق زدن ماشین منم با داد بهش گفتم. اونا نمیتونن بدونن،من ضعیف دیده میشم و نمیتونم اینجوری باشم نه قبل از بزرگترین مسابقه م.
ฯMaRsHmaLLow wiTh CoFFee por Don_Mute
Don_Mute
  • WpView
    LECTURAS 67,520
  • WpVote
    Votos 11,758
  • WpPart
    Partes 17
៛Larry Stylinson Cute MPREG Short story៛ +تو قهوه تلخِ منی! ×تو ام مارشمالوِ صورتی منی! 🚫(Smut,Mpreg) θθθθθθθθθθθθθθθθθθθθθθ #1_gaylove #1_shortstory #2_cute
MR STYLES ( l.s persain translation) por ff_translation
ff_translation
  • WpView
    LECTURAS 205,398
  • WpVote
    Votos 27,577
  • WpPart
    Partes 33
" خب پس این منشی جدیدمه ؟ " آقای استایلز پرسید و یه ابروشو داد بالا‌. "بله " منشی قبلی جواب داد. آقای استایلز اخم کرد و به لویی یه نگاهی انداخت. " من انتظار ...یکی ... نمیدونم..بهتر داشتم ؟؟" "ببخشید آقای بی ادب.من کسی ام که از این به بعد قراره برنامه هاتونو مدیریت کنم.پس بهتره مراقب زبونتون باشین"
Adventures Of A FanCat por mansurepotter
mansurepotter
  • WpView
    LECTURAS 45,803
  • WpVote
    Votos 8,227
  • WpPart
    Partes 18
با قر دادن دمم به سمت لویی رفتم و جلوش ایستادم. "میدونی لویی،شکسپیر میگه 'پندی از دیوانگان:دوست بدار و فراموش مکن ! ' " با چشمای درشت و خنگول کیوتش باز بهم نگاه کرد. چرا انقدر این خنگه ؟ "باشه باشه،میفهمم تو الان خنگ شدی و هیچی نمیفهمی.میدونی بومپل کلادیوس فوکینگ تاملینسون چی میگه ؟" ابروهاشو بالا انداخت. "میگه برو دنبال هری استایلز و اونو مال خودت کن.هه "