نگاهم کن
حتی با نفرت ..
حتی با درد ...
اما نگاهم کن تهیونگ ؛ اجازه نده اینطوری بشکنم.
لعنتی نگاهم کن بذار برای اخرین بار چشماتوببینم
سرتوبلندکن و بهم نگاه کن ؛ درد دارم اما بیشترازهمه قلبم تیرمیکشه
گفته بودم قلب منی تهیونگ؛ گفته بودم دردبکشی قلبم تیرمیکشه.لعنتی چجوری داری اینهمه درد میکشی که قلبم داره تیرمیکشه
با حرکت سر تهیونگ امیدوارانه چشمهای نمدارش رو بهش دوخت اما تهیونگ بدون اینکه نگاهی بهش بکنه آروم زمزمه کرد:
-دوستش ندارم
last time :آخرین بار
writer:floranike
genre:romantic-smut(+18)-drama-angest
couple:vkook
در بحبوحه جنگِ جهانی دوم، یک فرمانده ژاپنی و یک پسر کره ای باهم آشنا میشن که هر کدوم راز هایی رو پنهان کردن. چی میشه اگه اونا به اسرار هم دیگه پی ببرن؟
genre: Romance , Historical , Drama
چهل شبانه روز
و انسان آفریده شد.
خدا تعظیم خواست
انجام شد
در کمال ناباوری اما ایستاد کسی
شیطان
که معشوقه خدا بود.
❤︎꧁❤︎꧂꧁❤︎꧂꧁❤︎꧂꧁❤︎꧂꧁❤︎꧂❤︎
ژانر✵
رمنس، فانتزی
کاپل✵
تهکوک
امضا✵
الهه ای که عاشق ماه شد، آستریا.
کاور از دوست عزیزم
@MOONCHILD_leveretTK
یک پسر جوانِ ژاپنی که به خاطر مشکلاتی از توکیو به فرانسه سفر میکنه. اون پسر، پرنس چارمینگِ دیزنی لند پاریس به حساب میاد و به نظر میرسه که قراره سیندرلای خودش رو در دلِ شهر پاریس، زمانی که روی یکی از نیمکت های کافهی له دو مگو نشسته پیدا کنه!
- حالا که به قصر من اومدی باید بگم سیندرلا یه چیزی رو برای پرنس چارمینگ جا میذاره. توهم اینکارو برام بکن...چون من نمیتونم ازت تقاضای یه کفش شیشهای رو داشته باشم!
برای پرنس چارمینگ جوان و یاغیگر رو برویش چه چیزی رو باید جا میذاشت؟ او یک سیندرلا نبود که خواستهی پرنس رو براورده کند، پس چه چیزی رو باید برای احساسات پاک پسرک باقی میذاشت؟
Prince Charming And His Nose 👑🏰🎠
Couple: Vkook - Hopemin
Genre: Dram - Romance - Smut
Writer: @LiLinuxe
Channel: @V_Kooki
(های به ریدرها عزیزم لینک پارت های ویرایش شدش قرار گرفته در پارت اول لطفا اگه به این بوک برای خوندن فرصت دادید لطفا فایل های ویرایش شده اش رو چک کنید و لذت ببرید 💜)
کیم تهیونگ
حتی اسمشم باعث میشه سرتو بکبونی تو دیوار
کیم تهیونگ عنصریه که تنها کاری که بلده و میتونه انجام بده دردسر درست کردنه اونقدر سادس که خیلی راحت باورش میشه و چیزی متوجه نمیشه اون خیلیییی خله و قراره کلی از عمر اطرافیانشو تو شیشه کنه ......به نظرتون زندگی باهاش چه جوریه؟؟؟به نظرتون جیمین چه حسی پیدا میکنه وقتی باهاش روبه رو میشه؟؟
~~~~~~~~~~
Cup:Vmin-Namjin-Hopekook
|تکمیل شده|
دو وکیل در قرن ۱۹ میلادی به هم دیگه علا قه مند میشن اما مشکلات زیادی سر راهشون قرار میگیره. هردوی اونها متاهلن و جامعه ی اون زمان، درکی از عشق بین دو همجنس نداره...
[ completed ]
|زیبایی سیاه|
کاپل: ویکوک~ یونمین~ نامجین
ژانر: درام | رمنس| انگست | اسمات
مرد برگشت و تمام روح جانگ کوک رفت.
چهره ای رو دید که تمام عمر ازش نفرت داشت.
مردی رو دید که نمیخواست هیچوقت دیگه باهاش روبرو بشه.
مردی رو دید که زندگیش رو نابود کرده بود.
مردی که اسمش هم براش نفرت انگیز بود...
کیم تهیونگ... پسردایی شرورش...
[کامل شده]
"رَندی" داستان آدم هایی که گذشته شون اونها رو افسار گسیخته کرده.
¬افسارگسیخته ¬
___________________
_مطمئن باش توی اون اداره کسی رو به اندازه من پیدا نمیکنی که بخواد کل خشابش رو توی دهنت خالی کنه.... مراقب حرفات جلوی من باش عوضی، درسته مدرک قانونی برای قتل هات وجود نداره ولی خوب میدونم چه کارهای ازت بر میاد!
+میدونستی ابراز خشونت هم یه نوع عشقبازیه... قبیله مایا تو آفریقا این کارو میکنن.
Vkook story!
⚠️#1in bts fanfic
⚠️#1in Persian
⚠️#1in Action
"کوک... رونای تو واقعا بزرگن!"
ببر هایبرید بدون هیچ خجالتی اینو گفت و به خرگوش کوچولویی که داشت هویجش رو میخورد خیره شد.
پسرک با چشمای درشت شده اش پرسید"هیونگی میدونی چی بزرگتره؟"
پسر بزرگتر تلاش کرد تا افکار منفیش رو کنار بزنه. اون میدونست که بانیش معصوم تر از این حرفاست... "چی بزرگ تره جونگکوکی؟"
پسرکوچکتر هیجان زده جواب داد"معلومه، عشق من نسبت به هیونگی!"
ژانر: هایبرید/امگاورس/فلاف/اسمات/امپرگ
کاپل: ویکوک