YasaminDastan's Reading List
63 stories
In His Eyes  by 00Libraaaaa
00Libraaaaa
  • WpView
    Reads 1,512
  • WpVote
    Votes 348
  • WpPart
    Parts 11
روی سیاره‌ای بیگانه به نام زولان، جایی که سربازای خشن و بی‌رحم برای شعله‌ور کردن خشم جنگی‌شون از رابطه‌ی جنسی استفاده می‌کنن، یه خدمتکار انسان قراره ژنرال ترسناک‌شون رو به زانو دربیاره. هری، تنها انسان توی یه اردوگاه نظامی بیگانه‌ست. حافظه‌ش به‌هم ریخته و نمی‌دونه چطور سر از زولان درآورده. فقط یه چیز رو خوب می‌دونه: اینجا قانونای سختی حاکمه. باید سرتو بندازی پایین، کارت رو انجام بدی، و مهم‌تر از همه، هیچ‌وقت توی چشم اربابا نگاه نکنی. اما یه روز سرنوشت‌ساز، همه‌چی عوض می‌شه. هری اتفاقی با ژنرال روبه‌رو می‌شه و بزرگ‌ترین قانون رو می‌شکنه: مستقیم توی چشمای یخی اون زل می‌زنه. همون‌جا یه چیزی توی نگاهش پیدا می‌کنه که همه‌چی رو براش تغییر می‌ده یه حس عجیب، یه کشش غیرقابل‌انکار. حالا هری باید تصمیم بگیره: در برابر این کشش مقاومت کنه و به زندگی سخت و پرخطرش ادامه بده، یا تسلیم بشه و بذاره ژنرال اون رو مال خودش کنه. توی دنیایی که جنگ در حال انفجاره و دشمن از هر طرف نزدیک می‌شه، یه انسان می‌تونه همه‌چیز رو زیر و رو کنه و سرنوشت خودش رو بسازه. اگه جرأتش رو داشته باشه، این فرصت مال خودشه... کاپل : لری نویسنده : لیبرا
The professor  by 00Libraaaaa
00Libraaaaa
  • WpView
    Reads 543
  • WpVote
    Votes 127
  • WpPart
    Parts 6
هری از اینکه نایل بهش میگه هیچ ابتکاری برای ماجراجویی نداره خسته شده، برای همین یه شب تو یه کلوب یه غریبه رو میبوسه. مشکل چیه؟ اون غریبه چیزی بیشتر یا کمتر از معلمش نیست... کاپل : لری لویی تاپ ژانر :bdsm ترجمه شده By :Libra
Pulse (l.s) by 00Libraaaaa
00Libraaaaa
  • WpView
    Reads 3,163
  • WpVote
    Votes 734
  • WpPart
    Parts 28
وقتی یه پسر خجالتی و باهوش که تو دنیای دیتا کار می‌کنه، یه‌دفعه دلِ معاون اجرایی خوش‌تیپ و محبوب شرکت رو می‌بره، اون کشش عجیب بین‌شون ممکنه هری رو وارد یه دنیای کاملاً جدید کنه دنیایی که تا حالا تجربه‌اش نکرده بود کاپل : لری تاپ /باتم : لویی تاپ ژانر : رومنس ،درام و bdsm By : Libra
𝗘𝗑𝗈𝖽𝗎𝗌 [ʟ.s] by orainberry
orainberry
  • WpView
    Reads 596
  • WpVote
    Votes 159
  • WpPart
    Parts 6
آنجا که هری، برای دفنِ زخم‌های دیرین، رهسپارِ لندن می‌شود؛ شهری که مهِ سردش بر شانه‌های خسته‌اش می‌نشـیند و سنگینیِ آبی‌ترین نگاه، چون طلسمی شیرین، بر جان فرسوده‌ی آن پسرک گره می‌خورد گویی گذشته با هر قدم از او فاصله می‌گیرد و شهری نو، با آغوشی از نور و سایه، سرنوشتش را دوباره می‌نویسد. - عاشقانه‌ای کلاسیك با لری استایلینسون. ‌
I Don't Ever Forget ~[L.S]~ by Shishimoon
Shishimoon
  • WpView
    Reads 9,385
  • WpVote
    Votes 1,883
  • WpPart
    Parts 24
[completed] + چرا فقط فراموش نمی‌کنی؟ _ چون نمی‌خوام. نمی‌خوام تو هم بری و تنها خاطره‌ای که ازت داشته باشم، آتیش گرفتن قلبم باشه. می‌فهمی؟ نباید بری، چون نمی‌خوام دنبالت بگردم.
The 30 Day smut challenge (L.s)Persian translate  by 00Libraaaaa
00Libraaaaa
  • WpView
    Reads 5,023
  • WpVote
    Votes 319
  • WpPart
    Parts 10
یه چالش سی روزه سکس بین یه زوج هات 💦 ترجمه شده کاپل :لری استایلینسون Libra
Dangerous Love(Larry Stylinson) by S_Larry_S
S_Larry_S
  • WpView
    Reads 67,180
  • WpVote
    Votes 5,948
  • WpPart
    Parts 18
اولين فن فيك من!! وقتي در زندگي لويي و هري يك اتفاق غير منتظره ميوفته!
Smart Sun(LarryStylinsonAU) by S_Larry_S
S_Larry_S
  • WpView
    Reads 106,659
  • WpVote
    Votes 11,547
  • WpPart
    Parts 26
Smart Sun is an original persian fanfic ... about Louis Tomlinson and his true LOVE , Harry Styles. it's for Iranian Larryshippers.... لویی تاملینسون استاد تازه ی دانشگاه از شدت استرس روز اول تدریس نمیدونه باید چکار کنه... یعنی چه اتفاقی میوفته وقتی باید با یه مشت جونور پررو سر کله بزنه...!?
love will tear us apart L.S by Larrycupcaks28
Larrycupcaks28
  • WpView
    Reads 7,423
  • WpVote
    Votes 835
  • WpPart
    Parts 29
"نباید مزه ی خوبش رو میچشید، وقتی میدونست هرگز نمیتونه اونو داشته باشه..." قرار بود فقط یک شب باشه. اما وقتی تمام دنیا به قرنطیه میره، لویی تاملینسون، خواننده ی معروف و محبوب، خودش رو حبس شده در قلعه ویندزور میبینه. در کنار شاهزاده هریِ لعنتی..... Not my story. Credit to: ilove1dbro
ESCAPADE. LS by Larrycupcaks28
Larrycupcaks28
  • WpView
    Reads 846
  • WpVote
    Votes 129
  • WpPart
    Parts 15
لویی تاملینسون ثروتمنده،خوشتیپه،ونسبتاً خوش اخلاقه، اما تنهاست. کمترازیک ماه دیگه، بهترین دوستاش،نایل و زین قراره ازدواج کنن. اما توی کارت عروسی نوشته شده که هیچکس بدون پارتنِر، اجازه شرکت درمراسمشون رو نداره! پس....لویی باید یه دوست پسر برای خودش جور کنه. وشرکت در مراسم عروسی تبدیل به یک ماجراجویی میشه!