breathless
6 cerita
دستم رو بگیر -همه زندگیم رو هم oleh se_ne200
se_ne200
  • WpView
    Membaca 4,749
  • WpVote
    Vote 282
  • WpPart
    Bab 2
"چیکار میکردی،" لویی شروع میکنه و میدونه که این فقط بیشتر جریحه دارش میکنه "اگه این آخرین روزت روی زمین بود؟" هری یکم فکر میکنه، ابروهاش با تمرکز توی هم رفته ان و بعد یه جورایی باپرویی میگه "میرفتم چتربازی. خونوادمو میدیدم، دوستامو میدیدم." "دیگه چی، هری؟" ترجمه این http://archiveofourown.org/works/738802
For your eyes only [L.S] oleh banafsheh80
banafsheh80
  • WpView
    Membaca 39,695
  • WpVote
    Vote 7,762
  • WpPart
    Bab 37
[completed] عروسک باربی رفت. و همچنین پسری با موهای مشکی و مژگان بلند. همه میرفتند. what do you do when a chapter ends? Do you close the book and never read it again?
Hanahaki[L.S] oleh mansurepotter
mansurepotter
  • WpView
    Membaca 10,509
  • WpVote
    Vote 3,139
  • WpPart
    Bab 18
مثل زخم، مثل درد، مثل ماه نصفه و نیمه. [Completed]
Romantic Pornography[L.S] oleh warnox
warnox
  • WpView
    Membaca 23,843
  • WpVote
    Vote 4,270
  • WpPart
    Bab 12
[Completed] وقتی یه نویسنده‌ی سریال‌های آبکی تلویزیون روی خواننده‌ای که هر هفته توی بار مورد علاقش اجرا میکنه کراش داره و نمیتونه جلو بره و باهاش حرف بزنه چیکار میکنه؟ درست حدس زدید راجع بهش مینویسه! ششمین نوشته Cover by lovely @IWontBeTheOne
In Between [L.S] °Short Story° oleh florrasita
florrasita
  • WpView
    Membaca 5,824
  • WpVote
    Vote 548
  • WpPart
    Bab 6
_میشه از اینجا برم؟ ×کجا بری؟ مگه جایی رو هم داری که بری؟ _تو منو به زور نگه داشتی ، من نمیخوام اینجا بمونم، من نباید پیش تو بمونم ✓completed
Things We Said When We Were burried In The Soil oleh warnox
warnox
  • WpView
    Membaca 1,023
  • WpVote
    Vote 153
  • WpPart
    Bab 1
[Completed] Larry Stylinson فقط مرگ می‌تونه دو نفر رو از دست یه رابطه‌ی تاکسیک خلاص کنه. داستان کوتاه یک قسمتی