:>
5 story
𝘿𝙤𝙡𝙡𝙝𝙤𝙪𝙨𝙚 𝙎1 بقلم BlackCat_Anna
BlackCat_Anna
  • WpView
    مقروء 81,102
  • WpVote
    صوت 7,092
  • WpPart
    أجزاء 23
|ᴄᴏᴍᴘʟᴇᴛᴇᴅ| من و سه خواهر ناتنیم برای خونه جدیدمون هم خونه نمیخواستیم! مخصوصا هم خونه های وحشتناکی که هر لحظه نقشه ریختن خونمون رو میکشیدن و به ما به چشم،عروسک های کوچولوی بی گناهی، برای خونه عروسکیشون نگاه میکردن... -این فیک دارای دو فصل میباشد 🥀
𝘿𝙤𝙡𝙡𝙝𝙤𝙪𝙨𝙚 𝙎2 بقلم BlackCat_Anna
BlackCat_Anna
  • WpView
    مقروء 49,100
  • WpVote
    صوت 4,587
  • WpPart
    أجزاء 18
|ᴄᴏᴍᴘʟᴇᴛᴇᴅ| • من رو یادت نمیاد؟! راستش از اینکه اون روز توی بیمارستان نجاتت دادم پشیمونم،فکرشو نمیکردم اینقدر باهوش باشی... ولی میدونی چیه؟ خیلی زودتر از اون چیزی که فکرشو میکنی تمام این خنده ها،شادی ها و لحظات محشری که با دوستات داری از بین میره... راستی جیسو چطوره؟! روح کوچولوی من بالاخره تونسته با مرگش کنار بیاد یا نه؟ بهتره بیشتر باهاش وقت بگذرونی، چون میدونی باید از الان خودت رو برای مرگ نابهنگامت آماده کنی جنی! به زودی دنبال تو هم میام کوچولوی باهوش! فقط یکم دیگه با دوستات خوش باش... لحظاتی سخت تر از خونه عروسکی در انتظارتونه! امضا : شبح آبی
Baby Daddy | PJM (Translation Ver ) بقلم mel_lannie
mel_lannie
  • WpView
    مقروء 48,053
  • WpVote
    صوت 6,667
  • WpPart
    أجزاء 37
"همه چیز از وقتی شروع شد که ازم خواست بچشو شیر بدم" جیمین با خماری بعد از مستی از خواب بیدار میشه و بدون اینکه چیزی از شب قبل یادش باشه بطور اتفاقی یه نوزادو کنارش میبینه . حالا اون باید بفهمه چطور باید با این موجود عجیب و غریب سر کنه درحالیکه درتلاشه تا زنده نگهش داره با کمک دختر بداخلاق و عبوس همسایه بغلی و برخلاف میلش ، اونا دنیای عجیب و غریب پدرو مادر بودن رو رمزگشایی می کنن . درهم برهم تر از این نمیتونه باشه با اجازه نویسنده ترجمه شده [ کامل شده ✔] ©taeyangtears
ʍɾ ɑɾɾօցɑղԵ ( Translation ver ) بقلم Reyhanehsadr
Reyhanehsadr
  • WpView
    مقروء 217,549
  • WpVote
    صوت 19,906
  • WpPart
    أجزاء 44
اون دختر به خاطر یه اسم از رفتن به مدرسه وحشت داره ! _ترجمه ی رمان دو جلدی ٫٫ آقای مغرور ٫٫ با مجموعا بیست و سه میلیون بازدید رو از دست ندید _
roommate بقلم mania013
mania013
  • WpView
    مقروء 15,423
  • WpVote
    صوت 2,032
  • WpPart
    أجزاء 14
داستان از اونجایی شروع شد که مجبور شدیم واسه موندن تو اون دانشگاه کوفتی در به در دنبال ی خونه بگردیم میدونین چرا چون اون خوابگاه کوفتی تر ظرفیتش پر شده... هی واسه چی به چهار تا پسر مجرد خونه نمیدن؟؟؟ ی داستان با هشت تا نقش اصلی؟ شایدم بشه گفت عشق به توان هشت⚡ شخصیت ها:بلک پینک_ بی تی اس