My favourite
9 stories
You lied bởi ofjnls
ofjnls
  • WpView
    LẦN ĐỌC 30,054
  • WpVote
    Lượt bình chọn 3,496
  • WpPart
    Các Phần 18
•jenlisa fanfiction •وقتی که جنی به هم گروهیاش دروغ میگه که با دوست‌پسرش کای عضو گروه معروف اکسو بهم زده و لیسا تنها کسی هست که از این موضوع باخبر میشه. جنی از لیسا می‌خواد که این راز رو بین خودشون نگه داره، اما آیا لیسا قراره به جنی کسی که مخفیانه عاشقش هست کمک کنه و اجازه بده عاشق آدم دیگه‌ای به جز اون باشه؟
+12 tag khác
Lyrics  bởi Hananeh00A
Hananeh00A
  • WpView
    LẦN ĐỌC 22,595
  • WpVote
    Lượt bình chọn 2,015
  • WpPart
    Các Phần 82
های بچز اینجا لیریک کره ای رو به فارسی مینویسیم ^-^ یعنی متن تلفظ~ منبع: koreanlovestar4 و خودم بیشتری هارو خودم نوشتم و بعضی هارو هم که از این وبلاگ برداشتم(اجازه گرفتم ازشون) رو ادیت کردم چون تلفظ هاشون فرق داشت یکم...😬
Jenlisa Au bởi Nicotrol
Nicotrol
  • WpView
    LẦN ĐỌC 46,755
  • WpVote
    Lượt bình chọn 4,633
  • WpPart
    Các Phần 17
+ بیا بریم سر قرار ! - من آدم قرار گذاشتن نیستم ! + یعنی ؟ - یعنی اگه پاپیچم بشی سر از تخت در میاری . + کی گفته من با ابنکه زیر تو باشم مشکلی دارم ؟ مجموعه ای از au های جنلیسا Started 2020/06/21
✪Evil Love : Chaelisa❂ bởi KitCatChuu
KitCatChuu
  • WpView
    LẦN ĐỌC 24,121
  • WpVote
    Lượt bình chọn 1,885
  • WpPart
    Các Phần 24
ژانر : 『اسمات، تخیلی، خوناشامی، رمنس』 کاپل : 『چهلیسا.جنسو』 خلاصه : 『لیسا مانوبان، ملکه ی خوناشام ها و سرزمین زیرزمینیه اما هرگز یک بیمار سادیسمی نیست.گرچه کسی حرفش و باور نمیکنه و پرستارش، پارک رزان، هم مستثنی نیست.لیسا توسط بهترین دوستش از تاج و تختش پایین کشیده شد و به عنوان یک بیمار سادیسمی جایی درون تیمارستانی نحس، گرفتار شد.اما ملکه ها از تراژدی متنفرن.پس لیسا تصمیمی میگیره، تاج و تختش و پس بگیره.و...آیا کسی هست که ندونه، یک بیمار بدونه پرستارش قادر به انجام هیچ کاری نیست؟』
god of darkness. bởi stillArcane
stillArcane
  • WpView
    LẦN ĐỌC 40,865
  • WpVote
    Lượt bình chọn 5,067
  • WpPart
    Các Phần 35
completed. - ذهن هایمان درگیر تاریکی‌ست. رویاهای بی سرانجام تنفری عمیق که منشاء آن را هرگز پیدا نمی‌کنیم. سکوت و لبخندی دردناک، تنها یادگار از ما به این دنیاست. دنیایی که ما در آن سالیان پیش مرده‌ایم، تنفس تکراریمان، دلیلی پوچ است برای فریب دادن خودمان تا به دیگران بفهمانیم هنوز زنده ایم. - ژانر: درام، دارک، تخیلی، اساطیر یونان، اسمات. - کاپل: جنلیسا، چهسو. 🏅#1 _ imaginary 🏅#1 _ god 🏅#1 _ sad 🏅#1 _ dark start: 20 april 2020. end: 29 june 2020. (در حال ویرایش...)
+19 tag khác
𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝑷𝒊𝒏𝒌 𝑺𝒉𝒐𝒕𝒔✔ bởi LesyeuxdeMilly
LesyeuxdeMilly
  • WpView
    LẦN ĐỌC 29,295
  • WpVote
    Lượt bình chọn 1,702
  • WpPart
    Các Phần 17
کتابی که داخلش داستان های کوتاه از دخترای بلک پینک قرار میگیره که با اضافه کردنش به لایبرری تون، میتونین هر هفته یه داستان جذاب که یا نوشته میشه یا ترجمه شدن رو بخونین و ازش لذت ببرین! [لیست وانشات های داخل کتاب به همراه کاپل،ژانر،.. در اینترو پارت قرار گرفته]
~Myhornycat{jenlisa}~ bởi reyhanekimm
reyhanekimm
  • WpView
    LẦN ĐỌC 99,007
  • WpVote
    Lượt bình chọn 11,293
  • WpPart
    Các Phần 30
جنی یه هیبرید گربه که رها میشه و تا به سن قانونی نرسیده نمیتونه تبدیل به یه انسان شه و توی یه شب بارونی که خیلی ترسیده به پست یه پادگان نظامی دختران میرسه و اونجا گیره یه رییس خشن و سردی میوفته که هیچ کس جرعته رد شدن از کنارشو نداره! 𓊈کامل شده 𓊉 Genre:"comedy_hard_smut_cute" Couple:"jenlisa_chaesoo" Writer:"kimhwayung✒"
Forbidden Love (Vkook) bởi V_R_VKOOK
V_R_VKOOK
  • WpView
    LẦN ĐỌC 2,042
  • WpVote
    Lượt bình chọn 335
  • WpPart
    Các Phần 8
Couple : Vkook ,... Genre : Angst , Romance , fantasy, Smut, Drama Written By :💜V_R_VKOOK💜 °~°~~°~~~°~~~°~~~°~~~°~~~°~~~°~~°~° تمام تنم می لرزه ... از زخم هایی که خوردم ! من تموم شد ام ... شکسته ام ... می فهمی ?! از تویی که عاشقت بودم ! از تویی که سرمای چشمات قلب منو گرم می کرد ! از تویی که فکر می کردم برخلاف بقیه ی ادم های زندگیم منو برای خودم می خوای ! اما یادم نبود ... که عشق پاک فقط مال قصه هاست ! :')
The Seclusion ( Vkook ) || Season 1✔️ bởi V_R_VKOOK
V_R_VKOOK
  • WpView
    LẦN ĐỌC 10,377
  • WpVote
    Lượt bình chọn 1,116
  • WpPart
    Các Phần 24
Couple : Vkook , ... Genre : Angst , Rmance , Smut , Fantesy , Mpreg , Omegavers . By : 💜V_R_VKOOK💜 °~°~~°~~~°~~~°~~~°~~~°~~~°~~~°~~°~° روی صندلی اشپزخونه نشوندمت , چاقویی برداشتمو بی توجه به چشم های متعجبت خراشی روی دستم کشیدم . _چقدر درد داره ?! دردشو برام توصیف کن کوک ! +این کارو نکن تهیونگ! با همون چاقو روی دستم خراشی میکشم _این چی ?! این چقدر درد داره ! مقایسشون کن . + نکن ... جونگکوک ... داره میبینه ... _ بزار ببینه ... ببینه با خودخواهیاش چقدر به منی که میگه عاشقمه صدمه زده , فکر میکنه با پنهون کردن دردش و تحمل کردنش به من اسیب نمیزنه , اما نمیدونه دردش صد برابر بیشتر از اسیب زدن به خودمه ...