بهترین‌ها
Истории 63
𝐤𝐞𝐫𝐟𝐮𝐟𝐟𝐥𝐞 𝓵.𝓼 [𝓶.𝓹𝓻𝓮𝓰] на oioiii_honi
oioiii_honi
  • WpView
    Прочтений 4,615
  • WpVote
    Голосов 829
  • WpPart
    Частей 19
[completed] اگر میدونستم یخ چشم هات اینچنین من رو گرفتار میکنه.. هیچوقت نگاهت نمیکردم عزیزم..
𝐂𝐨𝐥𝐝 𝐋𝐢𝐭𝐭𝐥𝐞 𝐇𝐞𝐚𝐫𝐭 [𝐋.𝐒] на StylinsonVersion
StylinsonVersion
  • WpView
    Прочтений 10,627
  • WpVote
    Голосов 1,821
  • WpPart
    Частей 32
لویی امگای خوش قلبی که رد گذشته‌ی سختش روی روحش مونده، تنها با پسر کوچولوش که آلفاست زندگی می‌کنه. چند ماه بعد از طلاق از همسر سابقش، لویی با هری آشنا میشه، آلفایی با سابقه‌ی نظامی که یه پیشنهاد عجیب به لویی میده. در عوض یاد دادن آشپزی به هری، اون حاضر میشه از پسر لویی، آبراهام، نگهداری کنه. لویی واقعا نمی‌تونست به همچین پیشنهادی نه بگه. 𝑳𝒂𝒓𝒓𝒚 𝑺𝒕𝒚𝒍𝒊𝒏𝒔𝒐𝒏 𝑨𝑩𝑶 𝑭𝒂𝒏𝒇𝒊𝒄𝒕𝒊𝒐𝒏 𝑴𝑷𝑹𝑬𝑮
Formula1 [L.S] н�а fa3exi
fa3exi
  • WpView
    Прочтений 1,397
  • WpVote
    Голосов 339
  • WpPart
    Частей 8
بذار یک توصیه‌ای بهت بکنم؛ دنبال چیزای عادی در ادمایی که با رانندگی در مسیر مارپیچ جون خودشون رو به خطر می‌ندازن، نباش!
Sun Ain't Gonna Shine Anymore [L.S] на sizartaDowneyJr
sizartaDowneyJr
  • WpView
    Прочтений 66,677
  • WpVote
    Голосов 14,239
  • WpPart
    Частей 60
لویی مرگه. دستاش قاتله، چشم هاش خطره و لبخندهاش دروغ... هری زندگیه، دستاش هنره، چشم هاش آرامشه و لبخندهاش واقعی. ترکیب قشنگیه اما پایان قشنگی هم داره؟ #loveislove #larrystylinson
He Was Blue на Larry_hell
Larry_hell
  • WpView
    Прочтений 281,170
  • WpVote
    Голосов 25,342
  • WpPart
    Частей 49
.. -میدونی اولین باری که دیدمت چی توجهمو جلب کرد؟ سرمو تکون دادم.. برگشت و به پشتش خوابید.. بعد اینکه با ورنون از پیشم رفتین اولین چیزی که تو ذهنم جرقه زد این بود.. -OH he was blue.. لبخند زدم و چرخیدم سمتش.. -چشمات همون رنگ آبیه مورد علاقم بودن و تو همون لحظه که بهشون فکر کردم یه چیزی رو حس کردم که دوستش داشتم و بعد همینطور ادامه پیدا کرد..تااینکه اون شب از نزدیک چشماتو دیدم.. -کدوم شب ؟؟ سرشو برگردوند سمتو خندید.. -همون شبی که بوسیدمت..
Las Vegas [L.S] на fa3exi
fa3exi
  • WpView
    Прочтений 837
  • WpVote
    Голосов 207
  • WpPart
    Частей 5
"جایی که لویی بارتندر یک -پاب.بار منطقه‌ی پایین شهر شیکاگو- دانشجوی با استعدادی که به بی استعدادی معروفه. بیشتر خلاق بود تا شبیه یک دانشجوی عادی باشه. یکی از دانشجوهای ترم اخر رشته‌ی کامپیوتر. و هری دانشجوی پزشکیه، تمام سال های عمرش رو با برنامه های دقیق روی دیوار اتاقش زده بود، اون هم از چهارده سالگی اون پیش بینی کننده بود و حالا حالش از این اینده‌ی پیش بینی شده بهم می‌خورد. و حالا می‌خواد زیر بار این زندگی معمولی خارج بشه اما؛ چی می‌شه که این دوتا توی یک سفر به لاس وگاس، توی مستی ازدواج می‌کنن؟"
Eros [L.s] на fa3exi
fa3exi
  • WpView
    Прочтений 4,520
  • WpVote
    Голосов 801
  • WpPart
    Частей 10
"به کسی یا چیزی وابسته نشو که نتونی زیر سی ثانیه قیدش رو بزنی."
Fake Alpha [L.S] на fa3exi
fa3exi
  • WpView
    Прочтений 172,764
  • WpVote
    Голосов 32,716
  • WpPart
    Частей 119
-Complete- "برای انتخاب لونا دیگه وقتی ندارم. تو جفت مقدر شده ی منی اهمیتی نمیدم اگر یه الفا یا هر کوفت دیگه ای تو حق نداری این تصمیم رو بگیری که نمیخوای لونا باشی." "من الفام و الفاها نمیتونن جفت بشن. در ضمن من به جفت های مقدر شده اندازه ی فاک هم اهمیت نمیدم." "باشه ولی اگر قبول نکنی لونا بشی از اونجایی که من رییس پکم تورو از پک طرد میکنم. خوب میدونی چه اتفاقی برای گرگ های طرد شده میوفته مگه نه هانی؟" #1larry #1larrystylinson #1louis #1louistomlinson #1harry #1zayn #1taylorswift #1niall #1niallhoran #1liam #1liampayne #1alpha #1beta #2omega
Eyes[L.S] (Completed) на Erfan_a
Erfan_a
  • WpView
    Прочтений 51,838
  • WpVote
    Голосов 8,231
  • WpPart
    Частей 50
چشم‌ها. مال تو مثل قلبت بودند و نور از اون‌ها می‌ریخت! و مال من فقط چشم بودن؛ فقط چشم... Completed UNEdited
+ еще 6