من بردش بودم
و بازیچه اش
حیوون خونگیش
بیبیش
اسباب بازیش
و همسرش ....
من فک میکنم شما تصور میکنید که من از اول عمرم توی BDSM بودم . و من نبودم . زین ، ارباب من ، و یا ددیم ، یه سادیسمی بود . اون دوست داره به بقیه آسیب برسونه ؛ توی بدترین حالت های جنسی . این چیزی بود که اتفاق می افتاد ؛ اون همیشه بهم صدمه میزد . ولی بعضی اوقات ، من عاشق حسی می شدم که اون بهم میداد ..... :)
Top ranck : #2 in fanfiction
[Persian translation 2017]
⚠ [ Warning ]⚠
"بوک های کامل شدهی زیام"
بوک های معرفی شده توی ریدینگ لیست
"Completed Ziam Books "
اد شده و اگه پیداشون نکردید میتونید از داخل چنل لینکش رو پیدا کنید.
با عشق ~ تدی 💕
[Completed]
+یعنی در ازای کونم بهم پول میدی؟
-من اینجوری نگفتم بچه!
+ببین بابابزرگ، من سکسی ترین و خوشگل ترین پسریم که تو این شهر وجود داره! یا قیمت رو عوض میکنی یا تمومش میکنم؛ اون موقع تو میمونی، دستت و دیک چروکیدت!
فلاف/ فان/ اسمات.
زین تاپ.
^^Ziam Mayne Cute Short Story^^
جایی که لیام یه پاستیل خور حرفه اییه و زین براش پاستیل می خره تا راضی بشه باهاش حرف بزنه...
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
#1_fanfiction
#1_Ziam