دکتر جئون در حالی که در یکی از مهمونی های رییسش از نوشیدنیش لذت میبره با صدای شلیک با پیکر خونی مواجه میشه و در کلنجار بین قلب و عقلش قلب لعنتیش پیروز میشه و اشتباهی رو مرتکب میشه که هیچ راه برگشتی براش نیست...
*صدای منو میشنوی؟
*اسمت چیه؟
- ت.. هی.. و. نگ..
وضعیت درحال اپ
کاپل ها :
اصلی : ویکوک
فرعی : یونمین
{کامل شده}
همیشه ب رام سوال بود چطور میتونی انقدر سرما رو تو چشمات حبس کنی اونم وقتی یه نفر فقط به خاطر اینکه هر روز ببینتت حاضر بود ایستاده با جاروش چرت بزنه اما با گذشت زمان همه چیز معنی دیگهای پیدا کرد...
~~~~~
شاید اون کسی که گذاشت رفت من بودم،اما اون تو بودی که تنهاییتو ترجیح دادی..!
#vkook
~~~~~
بیا برای ساختن کلماتی که باید برای احساساتمون بسازیم به هم زمان بدیم چطوره..؟
#hunhan
~~~~~
نام: قهوه و خامه 🍦☕
ژانر: رمنس|کمدی|روزمره 🐾
نویسنده: میلکشیک^^ 🍼
~~~~~
Best Ranks:
#9 in روزمره
#2 in Humor
#10 in SliceOfLife
[به من نگاه نکن]
-:میشه انقدر بهم زل نزنی؟
تهیونگ:
خب متاسفم چون باید بگم نمیشه ، تو زیادی خوشگلی.
جونگ کوک پسر ساکت دانشگاه که خیلیا روش کراش دارن و منظور از خیلیا ، تهیونگی که هر روز نگاهش میکنه هم هست.
_____
Couple:VKOOK
پسرِ مو بلند | 𝖫𝗈𝗇𝗀 𝖧𝖺𝗂𝗋𝖾𝖽 𝖡𝗈𝗒
-کامل شــده-
همه چی از اونجایی شروع شد که دال، پسرِ ۵ سالهی کیم تهیونگ، با دیدنِ موهای بلند و آبیِ پسری، اون رو "مامان" صدا زد و این بود اولین دیدارِ اون پسرِ مو بلند و تهیونگی که کلِ زندگیِ بعد از جداییش از همسرش رو با جق زدن میگذروند!
ژانر ↶
عاشقانه، فلاف، کمدی، چتاستوری، توییتر، ددیکینک، اسمات
کاپل ↶
«اصلی - ویکوک» تهیونگ↑- جونگکوک↓
«فرعی - سُپ»
قسمتی از فیک ↶
_از وقتی دیدمت ، قلبم یه جایی بین دریای موهات گیر کرد!
_منم از وقتی دیدمت ، قلبم یه جایی بین شلوار و باکسرت گیر کرد!
•روزِ آپ: یکشنبه ها•
، اسنیر ، یا همون نیشخند
و ...اوم ، امیدوارم که ازش خوشتون بیاد ، یعنی فک کنم دارم همون چیزیو مینویسم که میخواین ؟ همون چیزی که الان دارین کپشن فیکارو میخونین تا بدونین توش چیه !
William .
صورت جونگکوک رو بین دست های لرزونش گرفت.
-بگو دوسم داری
-دوست دارم
- قول بده جونگکوک... بهم بگو تا تهش مال منی
-تا تهش مال توام کیم تهیونگ. هیچکس و هیچ چیز نمیتونه بین مون جدایی بندازه.
نفس داغ تهیونگ حواس جونگکوکو پرت میکرد.
-حتی اگه یه پسر جوون و جذاب تر از من ببینی؟
-چرا نمیفهمی ددی؟ چشم های من جز تو کسیو نمیبینه.
***
=من شما رو میشناسم؟
جین نمیتونست باور کنه چه کلماتی از دهنش بیرون اومده.
+نامجون.. من. معذرت میخوام اگه بهت سر نزدم تو گوشیتو جواب ندادی.
=منظورم اینه.. میشه خودتونو معرفی کنید؟ آخه.. بعد تصادف فراموشی گرفتم....
جین شوکه شده به کلماتی که از دهنش خارج شده بود فکر کرد.
+تو.. منو یادت نمیاد؟
=متاسفم..
+من..جینم..دوس...
نامجون که از چیزی خبر نداشت... چرا فرصتو از دست میداد؟
چشم هاش رو بست و سریع گفت :
+دوست پسرت
Name :
Soft Spot
Season 1:
I'm not your toy!
Genre:
Smut / Daddy kink / Romance / little space / Fluff
Start:
1399/11/28
° پارت ها کوتاهن