ماجرای تئو پسر فرانسوی
و ارمیا که ی پسر ایرانی هستش
و تازه به فرانسه اومده
و توی کالج ی شهر کوچیک با تئو آشنا میشه😍
ژانر:عاشقانه،گی
زمان آپ:نامشخص
#love=1⭐
#lgbt=1⭐
من از بالاترين قله به خاطر تو افتادم
برام دوريت خطرناكه،به آزارِ تو معتادم
نگو قبل از تو كي بودم،بگو بعد از تو كي ميشم؟
نيار اسم جدايي رو قشنگ نيست حتي شوخي شم
سرنوشت جوری پیش رفته بود که در یک زمان با مردی ازدواج کرده و عاشق مرد دیگری شده بود.
داستان زندگی یک دختر ایرانی که به مادری ناخواسته ، عشق و خیانت می انجامد...
"رهای من"اولین داستانیه که مینویسم ویه داستان بلنده.
داستان یه دختره به اسم رها..عاشقونست رمانتیکه وصحنه دار.(معذرت از اونایی که دوست ندارن)
لطفابهم پیشنهادبدین وازم انتقادکنین ممنون.
دست هاش دور گردنم نشسته بود و هر چقدر تقلا می کردم تا خودم رو بالا بکشم، اون من رو بیشتر درون وان پر از آب می فشرد. سرم رو زیر آب فرو می کرد و ناخن های بلندم هر چقدر چنگش می زدند، فایده ای نداشت. باز هم شکست می خوردم.
آب در بینی و دهانم فرو می رفت و رسیدن اکسیژن به من داشت کمتر و کمتر می شد، و داشت به صفر می رسید.
داشت خفه ام می کرد. داشت توی آب وان غرقم می کرد.
برای ثانیه ای، فقط ثانیه ای، تونستم سرم رو از آب بیرون بکشم، و با قاتلم چشم در چشم شدم.
یک جفت چشم مشکی پر از نفرت درون چشم هام خیره شده بودند.
قصد جانم رو کرده بود.
🚫 رده ی (16+) برای کلمات رکیک، صحنه های باز کلامی و موقعیت های خشونت بار. 🚫
شروع تا پایان: ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۳.
تو جامعه ای که قشر ثروتمند از فقیر با یه دیوار جدا شده و چندین سال قوانین سرکوب کننده ای حکمفرما بوده
از وقتی نینا عقلش رسیده اون و خانوادش ساکن مرز بودن
و قوانین برای ساکنان مرز سنگین تر از بقیه ی مردمه
🚫پرده ها رو کنار نزنید!
🚫آنسوی پنجره ها رو نبینید
تمام قوانین برای زنده نگه داشتن اونهاست...
مگه نه؟
⚠️⚠️⚠️اما ماجرا از اونجایی شروع میشه که نینا مخفیانه نیم نگاهی به دنیای آنسوی دیوار میندازه...
⏪و این تازه شروع ماجراست...!