Ongoing stories
12 stories
پرتو‌امید‌|Nadeleine by NobodyLS
NobodyLS
  • WpView
    Reads 135
  • WpVote
    Votes 63
  • WpPart
    Parts 9
موضوع بر سر امید بود. چیزی بسیار مقدس‌تر از زندگی. -هاروکی موراکامی
If The World Was Ending [L.S] by LouHil
LouHil
  • WpView
    Reads 334
  • WpVote
    Votes 60
  • WpPart
    Parts 4
تونست چال گونه‌های مرد رو زیر نور آبی رنگ چراغ ببینه. حس کرد از لای پرونده‌ای که به سینه‌ش چسبونده، چیزی زیر پاهاش افتاد. پایین رو نگاه کرد و صدای دکتر، توی گوش‌هاش زنگ زد: -برای مسابقه‌ت میام قهرمان! امیدوارم موفق باشی. چیزی زیر پاهای لویی نبود. حداقل نه چیزی که قابل دیدن باشه. ژانر: هاناهاکی، امپرگ کاپل: لری Louis top -LouHil
• 𝙖 𝙈𝙤𝙙𝙚𝙡 𝘼𝙣𝙙 𝙖 𝙁𝙖𝙣 • [𝙇.𝙎] by eris_e0
eris_e0
  • WpView
    Reads 20,108
  • WpVote
    Votes 4,292
  • WpPart
    Parts 104
لویی چند شب قبل از تولدش تصمیم میگیره که به خانوادش بگه که گی. بالاخره اونها پدر و مادرش هستن و ازش حمایت میکنن. اما وقتی اونو از خونه بیرون انداختن لویی تازه فهمید چه اتفاقی افتاده؟ هری همون شب فقط میخواست یه پیاده روی بی سر و صدا تو خیابون داشته باشه بدون اینکه مردم دورش جمع بشن اما وقتی میبینه پسری رو از خونه پرت میکنن بیرون چیکار میکنه؟ ~~~~~~ "اولین بوسه تون کجا و کی بود؟" "فکر کنم تو هتل...شب سال نو." هری سرش رو تکون داد "آره، وقتی سعی میکردی ازم فرار کنی." لویی سرخ شد و اروم به بازوش زد . "ما پنج، تقریباً شیش ماهه با هم قرار میذاریم؟" ~~~~~~ لویی یه پسر خجالتی و ساکت هری یه یوتیوبر و مدل مشهور ~~~~~~ نویسنده اصلی whatsuphello1@ [translated] [Larry , ziam] [𝗛𝗮𝗽𝗽𝘆 𝗲𝗻𝗱]
Blue Dimension by onequoteir
onequoteir
  • WpView
    Reads 3,060
  • WpVote
    Votes 815
  • WpPart
    Parts 40
تو پیدام میکنی. شاید جایی غیر از اینجا. ولی پیدام میکنی. کاور فف عوض شده. گمش نکنید♡ هر هفته بین یک تا دو پارت اپ میشه* -kim
69 For 28 || l.s by evrsincenewyrk
evrsincenewyrk
  • WpView
    Reads 152,004
  • WpVote
    Votes 3,946
  • WpPart
    Parts 62
(18+) "I want to bend you over the table, tie your hands, and fuck you so hard that you won't be able to walk the next day" "Jesus, do you have childhood trauma?"
Fuck You | L.S by by_harry
by_harry
  • WpView
    Reads 11,774
  • WpVote
    Votes 2,429
  • WpPart
    Parts 21
~ هری استایلز یه مرد ایده‌آل و جنتلمنه که همراه نامزدش به مهمونی عروسیِ یکی از بهترین دوست های دوران دبیرستانش میره و چی میشه اگه اونجا اکسش رو هم ببینه که دعوت شده؟ ~ ~ لویی تاملینسون، پسری که صورت زیبا و رمانتیک بودنش زبان‌زد خاص و عام شده فقط یه نفر هست که ازش خوشش نمیاد، اکس دیوونه و وحشیش.. ~ ~ و چه اتفاقی میوفته اگه سرنوشت دوباره اون دو نفر رو سر راه هم قرار بده؟ اما اینبار به شیوه ی نوین و عجیب تری؟ ~ + فاک یو هری تو همین الان اون زن رو کُشتی! _ اگه جاخالی نمی‌دادی اینطور نمی‌شد!! ژانر : عاشقانه، کمدی، تخیلی و زامبی. کاپل : لری. هشدار ❌ [ داخلِ این داستان از الفاظ رکیک استفاده شده و محتویاتش مناسب برای هر سنینی نیست ]
watermilk | A.H by imdamlami
imdamlami
  • WpView
    Reads 29,148
  • WpVote
    Votes 3,875
  • WpPart
    Parts 22
🔞این سم حاوی نویسنده ای بسیار بسیار گشاد است لطفا صبرتان به کام باشد.🔞 همش لحظه ای اتفاق افتاد که چشمام به چشماش برخورد کرد.... لحظه ای که اون موجود کوچولو با اون عشوه های کیوتش منو اسیر خودش کرد... گایز من واقعا از چشماتون بابت خوندن این سم معذرت میخوام😔💔
little one _L.s (Persian Translation) by 00Libraaaaa
00Libraaaaa
  • WpView
    Reads 7,281
  • WpVote
    Votes 1,182
  • WpPart
    Parts 15
Little one_L.S (Persian Translation) لویی یه عوضی اما نه برای هری چون اون بیبی شه . جایی که لویی به بدی شهرت داره اما هیچ چیز مانع محافظت از بیبی کوچولوش نمیشه و از هر اتفاق بدی که قراره توی دبیرستان یا زندگی برای اون بیوفته جلوگیری میکنه 《Libra 》
selenophil  by AtrinaAbbbeuhd
AtrinaAbbbeuhd
  • WpView
    Reads 1,463
  • WpVote
    Votes 296
  • WpPart
    Parts 7
کاپل: لری ژانر: دبیرستانی. داستان راجع به زندگی روزمره، یک دانش آموز سال اولی به اسم هری استایلزعه‌. که توی ارتباط برقرار کردن با دیگران و خودش مشکل داره. و خبری از اون پسرای بد و لباس های تیرشون نیست، فقط هریه، کسی که توی دبیرستان عاشق اولین دوستی میشه که پیداش میکنه.
Punishment of love [L.S] by thegreenblueone
thegreenblueone
  • WpView
    Reads 6,269
  • WpVote
    Votes 1,512
  • WpPart
    Parts 33
- من همه چیو نابود کردم... دریامو از دست دادم... آرامشمو از دست دادم... من "ما" رو نابود کردم... حالا چجوری باید ادامه بدم...؟ چجوری باید بدون اون ادامه بدم...؟ با دستای خودم تنها رنگی که تو زندگیم بود و پاک کردم... از خودم دورش کردم... بازم ترسو بودم... بازم احمق بودم... مثل همیشه...