Larry
Истории 9
Unknown number(persian translation)*Completed* на Bts_fics_Ir
Bts_fics_Ir
  • WpView
    Прочтений 103,597
  • WpVote
    Голосов 14,980
  • WpPart
    Частей 36
شماره ی ناشناس: دوستت دارم. هری:باشه. شماره ی ناشناس:عزیزم فکر کردم تو هم دوستم داری. هری:باشه منم دوست دارم عجیب غریب. شماره ی ناشناس:وات د فاز نایل این بازی رو بس کن هری:تو کی هستی؟ شماره ی ناشناس: وایسا ببینم..تو کی هستی؟ هری:من هریم و تو؟ شماره ی ناشناس:اوه ببخشید رفیق شماره ی اشتباهی بود. ---- وقتی لویی موقع اس ام اس دادن به دوست پسرش اشتباهی به جای هشت صفر میزاره همه چی تغییر میکنه.گاهی وقتا اشتباهایی که می کنی به نفعتن 12 Aug 2016 Highest rank: #5 in fanfiction
 • Beloved Rival • [L.S] на Cnstylinson
Cnstylinson
  • WpView
    Прочтений 87,946
  • WpVote
    Голосов 12,399
  • WpPart
    Частей 31
-تو چی از جون من میخوای؟ خسته نشدی از این همه کثافت کاری؟ اونم بخاطر پول ؟ فقط بگو چی از من میخوای و تنهام بزار +خودتو ! • رقیبِ معشوق • -M.Preg- Written by: Cnstylinson
little rose на feelslikepetrichor
feelslikepetrichor
  • WpView
    Прочтений 28,787
  • WpVote
    Голосов 4,471
  • WpPart
    Частей 22
از جایی مینویسم که هری میتونه لگد های کوچیکی رو توی شکمش احساس کنه و دست های مهربونی که موهاش رو نوازش میکنن یا چشم هاش رو میبوسن و لبهای سرخی صداش میکنن: "هَزا..."
Got The Sunshine On My Shoulders [L.S](Persian Translation) на PersianGayVodka
PersianGayVodka
  • WpView
    Прочтений 140,396
  • WpVote
    Голосов 30,097
  • WpPart
    Частей 52
[Completed] پنج سال پیش، هری استایلز برای تبدیل شدن به یک خواننده و هنرمند، زادگاهش رو ترک کرد. هری به اون چه که پشت سرش به جا گذاشت توجه زیادی نکرد- یک زندگی، یک خانواده، و یک همسر... کسی که روزی از خواب بیدار شد و فهمید هری ترکش کرده. و حالا، هری همه چیز داشت: پولدار و معروف بود و همه ستایشش می کردند، از جمله دوست پسرش. اما وقتی حرف جدی شدن رابطه به میان اومد، هری مجبور شد با تمام واقعیت های ناراحت کننده ی گذشته اش رو به رو بشه - و لویی. کسی بود که تمام برگه های طلاقی که هری در طي پنج سال گذشته براش فرستاده بود رو پس فرستاد. ------ H a p p y E n d i n g ------ Written by: @Hattalove (AO3) Translated by: Persian Gay Vodka Team
+ еще 9
Strawberry Milk (Persian Translation) на larents_iranff
larents_iranff
  • WpView
    Прочтений 114,580
  • WpVote
    Голосов 12,776
  • WpPart
    Частей 24
توی واحد نجوم، جایی که هری ناخون هاش رو لاک میزنه و شیر توت فرنگی میخوره و زیادی برای همه چی استرس داره، لویی سعی میکنه بفهمه که مشکل اون پسر چیه.
SICK [L.S] на MakeRainbow
MakeRainbow
  • WpView
    Прочтений 12,425
  • WpVote
    Голосов 2,022
  • WpPart
    Частей 10
آدم ها کی میخوان بفهمن بزرگترین دشمنشون ذهنشونه؟ ❌شامل مقدار زیادی سلف هارم، حیوان آزاری و قتل =)❌ SHORT STORY Highest ranking : #2 in shortstory
01:44 AM~L.S [Completed] на gisustylinson
gisustylinson
  • WpView
    Прочтений 98,806
  • WpVote
    Голосов 17,857
  • WpPart
    Частей 51
نفس هام رو به تو میبخشم... اگه این،تمام چیزیه که نیاز داری. محتوای این داستان شامل: توصیفات غم‌انگیز/ سلف‌هارم/ اقدام به خودکشی/ و... میباشد. 11نوامبر2018
+ еще 11
End Game (L.S) на harold_iran
harold_iran
  • WpView
    Прочтений 636,212
  • WpVote
    Голосов 88,778
  • WpPart
    Частей 77
[ Completed ] من مرده بودم..... اما تو منو زنده کردی که خودت بکشیم.....
Always You [L.S] ~ By Miss X на larry_diary
larry_diary
  • WpView
    Прочтений 3,323,441
  • WpVote
    Голосов 303,389
  • WpPart
    Частей 140
هری...هرررری...خواهش میکنم نجاتم بده...نذار من رو ببرن...هرررری... قطرات اشک گونه های پسر چشم سبز رو تر میکنن...صدا توی ذهنش تکرار میشه....حتی جرات نکن به التماس هاش گوش بدی استایلز...حتی جرات نکن برگردی سمتش... صدای فریادهای وحشت زده ی لویی تنش رو میلرزونن...روحش رو از هم میدرن...قلبش رو از کار میندازن اما این اجبار بود.هری این قسم نانوشته رو امضا کرده بود. صدای لویی پشت سرش خاموش میشه.زمزمه ی خفه ی هری توی باد گم میشه. هری:متاسفم لویی.متاسفم...