Fucking great
7 hikaye
نخلستانِ هوس [L.S|Z.M|M.Preg] tarafından icallmaat
icallmaat
  • WpView
    OKUNANLAR 3,918
  • WpVote
    Oylar 592
  • WpPart
    Bölümler 4
❌چند ماه آپ نخواهد شد❌ + دلم تنگ شده برا روزایی که سیبیلای بلندت توی تیلیت کله‌پاچه می‌رفتن و برات ضعف می‌کردم. × دلم تنگ شده برا روزایی که اونقدر خوشگل بودم و با دیدنم توی ستونا می‌خوردی. + دلم تنگ شده برا روزایی که نوار می‌بستی رو ترک دوچرخه و دم خونه‌م می‌شستی و نوشابه زرد می‌خوردی. × دلم تنگ شده برا روزایی که قایمکی پشت درختای باغ همدیگه رو می‌بوسیدیم و پرنده‌هات روی شونه‌تو کثیف می‌کردن. + دلم تنگ شده برا روزایی که صابون گلنارا رو به یادت تموم می‌کردم.
It isn't a one-shot book! [L.S] tarafından williamdrc
williamdrc
  • WpView
    OKUNANLAR 2,665
  • WpVote
    Oylar 232
  • WpPart
    Bölümler 4
این یه کتاب وان شات نیست!
"خوشگلِ بابا" tarafından Golden1Nstar
Golden1Nstar
  • WpView
    OKUNANLAR 2,538
  • WpVote
    Oylar 295
  • WpPart
    Bölümler 4
📍لطفا پارت مقدمه رو بخون! 📍بعدش یه دبه اسید بردار شروع کن به خوندن
دوپنجره tarafından ishouka
ishouka
  • WpView
    OKUNANLAR 14,573
  • WpVote
    Oylar 3,296
  • WpPart
    Bölümler 12
[تمام شده] دستات خودت نیستن، اما جزئی از تو ان...
Permanent midnight [L.S] tarafından williamdrc
williamdrc
  • WpView
    OKUNANLAR 3,388
  • WpVote
    Oylar 689
  • WpPart
    Bölümler 14
[persian translation] •ترجمه برای مدتی متوقف شده• از نظر مردان قانون، اون روحی بود که هرگز دستشون بهش نمی‌رسید. اون برای CIA «آدمی که کارها رو گره‌گشایی می‌کنه» بود. اگه از بیرون نگاه کنید، اون فقط یه میلیاردر بود که کلاب‌های شبانه داشت. اون یه روح بود که با وارد کردن یه کوکائین پونزده میلیارد دلاری به کشور، آغاز به نوشتن افسانه‌‌ی خودش کرده بود و سابقه‌ی کِیفَری‌ش پر بود از قاچاق، جنایت‌ها و باج‌گیری‌ها. اما اون برای هری استایلز، مثل یه نیمه شبِ ابدی بود.
کلاغ باغ حسرت [ Z.M , L.S] tarafından dorsamz
dorsamz
  • WpView
    OKUNANLAR 5,740
  • WpVote
    Oylar 1,173
  • WpPart
    Bölümler 5
زین عاشق یه پسر ساده به اسم لیامه و یه دوست صمیمی به اسم لویی داره، اما ماجرا از جایی شروع میشه که زین باید بره خدمت سربازی و چی میشه که ته رفاقت به خون ختم شه؟ فقط چهار پارت!!! 𝐓𝐡𝐢𝐬 𝐢𝐬 𝐚 𝐟𝐚𝐧 𝐟𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐟𝐨𝐫 𝐚𝐥𝐥 "𝐋𝐢𝐥𝐨, 𝐙𝐨𝐮𝐢𝐬, 𝐙𝐢𝐚𝐦 𝐚𝐧𝐝 𝐋𝐚𝐫𝐫𝐲 𝐒𝐡𝐢𝐩𝐞𝐫𝐬" اخطار ⚠️چاقو قمه خون⚠️ اخطار ⚠️ سم ⚠️ 𝐉𝐮𝐬𝐭 𝐅𝐨𝐫 𝐅𝐮𝐧 𝐚𝐧𝐝 𝐂𝐫𝐲
worthless [L.S] (Persian translate) tarafından Herstylss284
Herstylss284
  • WpView
    OKUNANLAR 8,997
  • WpVote
    Oylar 1,577
  • WpPart
    Bölümler 30
[Completed] هشدار!خودآزاری،اختلال در خوردن غدا،افکار خود کشی و مرگ احتمالی‌ شخصیت.اگه نمیتونید از عهدش بر بیاید،عقب نشینی کنید و یه فنجون چایی بخورید. !!!‌ این هشدار رو جدی بگیرید !!! شاید اگه قبل از شروع به گفتن چیزای زشتی که به مردم میگفتیم یه لحظه فکر میکردیم،میتونستیم جون خیلیارو نجات بدیم.شاید اگه یه قدم به جلو برمیداشتید مردم از چیزی که فک میکردید میتونستن شاد تر باشن. هری و لویی،بهترین دوستا؟خب حداقل دیگه نیستن