Список для чтения Romiimiina
25 stories
GodFather by Ma_gpo
Ma_gpo
  • WpView
    Reads 140,373
  • WpVote
    Votes 18,939
  • WpPart
    Parts 14
[Completed] "ارباب جوان، یک پسربچه یتیمه؟!" سال نو مبارککک🎊 توی سیزده روز تعطیلات عید هر روز یک پارت از این مینی فیک آپ میشه.*-*
𝗡𝗔𝗭 | نآز  by ShiigaisHere
ShiigaisHere
  • WpView
    Reads 150,065
  • WpVote
    Votes 20,419
  • WpPart
    Parts 23
"تو دزد توت فرنگی های باغ بابابزرگمی؟" ابروش رو با شیطنت بالا انداخت و جوری که انگار هیچ اهمیتی به حضور الفای‌ کله فندقی نمی‌ده توت فرنگی نشسته رو بین دندون هاش گیر انداخت: "قراره دعوام کنی؟ " "آره!" "پس نه، من دزدی که عصر ها بعد از مدرسه میاد و به باغ بابابزرگت‌ حمله می کنه نیستم. مطمئن باش." توی اون لحظه جونگ‌کوک فقط حس می‌کرد می‌خواد امگای‌ روبه‌روش رو هم مثل درخت های اطرافش توی زمین بکاره؛ البته با کَله‌اش. °°°°°°°°°°°°°°°° 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: AU -رمنس - امگاورس - روزمره - اسمات- ددی کینک 𝐍𝐚𝐦𝐞: نآز‌ | 𝗡𝗮𝘇 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: کوکوی - هوپمین‌ 𝐔𝐩 𝐓𝐢𝐦𝐞: هفته‌ای یک تا دوبار
Wrong number by kookiefortae
kookiefortae
  • WpView
    Reads 628,811
  • WpVote
    Votes 112,467
  • WpPart
    Parts 69
ناشناس: هنوز نمیتونم باورت کنم.ما سه سال باهم قرار میزاشتیم. سه سالِ لعنتی ،این هیچ معنی ای برات داشت؟ خب، برای من داشت. من اون همه زمانو صرف تو کردم وقتی میتونستم کار بهتری کنم هیچ ایده ای نداری چقدر ازت متنفرم جونگکوک: آم جونگکوک: شماره اشتباه؟ **** [Completed] Toptae Bottomkook Taekook Namjin Yoonminseok [Translated] #1 in vkook🥇 #1 in taekook🥇
Nepenthe | Vkook Namjin by _SaeVa_
_SaeVa_
  • WpView
    Reads 896,819
  • WpVote
    Votes 111,313
  • WpPart
    Parts 52
[completed] خلاصه: این ازدواج اجباری برای جونگ کوک، اونم توی کشور هموفوبیکی مثل کره سم بود. نمیدونست چطوری از اون موقعیت فرار کنه. نمیدونست چطور شجاعتش رو جمع کنه و مخالفت کنه. فقط میدونست که هرچقدر بیشتر مقاومت کنه، بیشتر توی این منجلاب فرو میره... ژانر : ازدواج اجباری - عاشقانه - انگست - هپی اند کاپل : ویکوک (تهکوک) - نامجین - یونمین شروع : 1400.1.1 پایان : 1400.4.30 ✨Best rankings✨ #1 Vkook #1 BTS #1 Farsi #1 jungkook #2 فارسی #1 تهیونگ
drowned in their pain🌏(VKOOK):)○● by vkook_1987
vkook_1987
  • WpView
    Reads 14,985
  • WpVote
    Votes 1,093
  • WpPart
    Parts 11
اسم: غرق شده در درد هایشان هنگامی که همه درون مهمانی های مجلل و پارتی ها مشغول به نوشیدن و پچ زدن در گوش هم و سپس خندیدن بودنند پسری با دلی رنجور گوشه ایی از زیر زمین نمور با چشم های رنج دیده و خونین خیره به در، در حال گداییِ ذره‌ایی آرامش بود سرانجام آشنایی قلب سیاه پسرکِ رنجور با مرد مهربون و دهن بین داستان چی میشه؟ نویسنده چه نقشه ایی واسه این دنیا‌ی کاغذی کشیده 🌏💫📜 _________________ ژانر:غمگین/خشن/کمی کیوت/امپرگ/امگاورس،🌸 🤍🌸هشدار اگه اعصاب خوب ندارید یا مشکلی دارید پاتون رو از این فیک به بیرون بکشید با تشکر🤍🌸 🌸توجه🌸 🌏🤍🌸💫📜تمامی اتفاق ها و شخصیت ها نوشته ذهن نویسنده است هر گونه حرف کار و شخص وجود خارجی نداره 📜🌏🤍🌸💫
°!Alpha Jeon!°||°KOOKV° by S_TAEHKOOK
S_TAEHKOOK
  • WpView
    Reads 1,119,518
  • WpVote
    Votes 114,065
  • WpPart
    Parts 40
امگایی مطیع که مجبور میشه به اجبار خانواده اش و راحتی زندگیشون با الفا خون خالص و مغروری جفت بشه.‌‌.. *** Couple:Kookv Side couple:Namjin-Yonmin Genre:Omegavers-Romance-Smut-Mpreg Status:Completed By:S_TAEHKOOK
Shade Of Beauty by StheCherry
StheCherry
  • WpView
    Reads 49,481
  • WpVote
    Votes 7,375
  • WpPart
    Parts 32
Complete #yoonmin #Vkook برقص روی تیغ این صحنه برای ماست و اگه تمام شدیم جاودانه خواهیم شد ! چشمم رو آینه ات کن بهم بگو که توی صورت غمگینت میبینی که چطور غم تورو مثل فرشته ای پاک قالب داده بهم بگو که از لا به لای ترک های قلبت ... نور بکر عشق رو میبینی بهم بگو ... چشم من هر چه در تو دید طیف های زیبایی بود. پارتی از فیک 👇 بدن جیمین مثل کوره ای داغ شده بودی حسی بین خواستن و نخواستن داشت نمیدونست باید چی کار کنه ولی تو ذهنش پر از سوال بود اولیش هم این بود که آیا باز هم قراره پس زده بشه ؟ به لباس مشکی پسرش رو به روش چنگ زد و لباش رو جدا کرد جیمین : چرا ... با..هام اینکارو میکنی وقتی ... قر..راره بازم پسم بزنی به چشم های خمار پسر نوجوون نگاه کرد یونگی : من همیشه میخواستمت ! فکر میکردم کردم که تو ... ازش خوشت نیومده لباس مشکی و بیشتر توی دستش فشرد جیمین : ولی من میخوامش ... حتی بیشتر میخوامش با لحنی که برای یونگی اغواکننده بود گفت ، تعلل نکرد و دوباره پسر کوچیک تر و بوسید و اینبار جیمین هم همراهی کرد یونگی : درس امروز یه درس جدیده جیمین ... و بهتره بین خودمون دوتا بمونه ...
Up and Down by yukieygjm
yukieygjm
  • WpView
    Reads 107,521
  • WpVote
    Votes 15,998
  • WpPart
    Parts 41
C O M P L E T E D توی این دنیا اگه یه امگا باشی فرقی نداره که خوش اخلاق یا خیلی جذاب باشی؛ تو در واقع یه وسیله واسه لذت آلفا هایی! چرخه ای که هیچوقت عوض نمیشه و این چیزیه که جیمین بیشتر از هر چیزی ازش متنفره چون او نه تنها یه امگاس بلکه مرد هم هست! اگه مادرش با اون آلفای جذاب و ثروتمند ازدواج نکرده بود هیچ وقت عاشق یه آلفای عوضی که هیچی جز لذت براش مهم نیس نمیشد! و هیچوقت وارد باتلاقی که هیچ راه خروجی نداره نمیشد! Couple: YoonMin, J-hope x boy Genre: Daddy kink, Omegaverse, Smut, Angest, Romance Writer: Yuki.YG.JM
°second life° by titi09304426090
titi09304426090
  • WpView
    Reads 33,541
  • WpVote
    Votes 2,862
  • WpPart
    Parts 48
- اینجا کجاست درحالی ک سرمای نگاهش نگران کننده بود لب زد : جایی ک بهش تعلق داری - چی؟! ... من...منظورت چیه +اینجا جاییه که تو باید میخوابیدی... ن هانای من - ته...تهیونگ چی میگی؟! + خیلی واضحه جونگکوک...خواستم طعم مرگ و بچشی.. حالا برام مردی -ولی.... تو من و گول زدی + هاه.... تو باور کردی داستانای عاشقانه منو؟! - عوضی + بلند تر بگو نشنیدم.. - چرا.. فقط بگو چرا + احمق کوچولو
 𝔓𝔲𝔯𝔢 by StheCherry
StheCherry
  • WpView
    Reads 246,928
  • WpVote
    Votes 32,257
  • WpPart
    Parts 57
Pure [ Mpreg ] ▪Yoonmin ▪Kookv بخشی از فیک: جیمین: اون ... اون قضیه یه اجبار بود! من به محض اینکه بتونم کمکت رو جبران میکنم تا برای همیشه کارمون باهم دیگه تموم بشه تو هم مجبور نباشی هرزه ای مثل منو ببینی! مرد خنده ی مستی سر داد ، طوری که صدای خنده هاش لرز ترسی به جون پسر می انداخت، آروم سمتش قدم برداشت و جلوی اون ایستاد ، سایه ی مرد روی سرش افتاده بود انگار اون مانع تموم نوری بود که بهش میخورد و زندگیش رو تاریک میکرد... جیمین نگاهش رو به کف خونه انداخت و اخم ظریفی کرد تا ترسش رو از اون مرد پنهان کنه ، اون تونسته بود از گذشته ی تاریکش فرار کنه ... اما حالا انگار سرنوشت نمیخواست اون آینده ی روشنی داشته باشه. یونگی: تو به من چیزی بدهکار نیستی هرزه کوچولو... صدای ضخیم شده ی مرد که باعثش الکل بود با بوی تند نفس های اون به بینیش میخورد. یونگی: ولی یه سری چیزا هست که نمیذاره به این راحتیا دست از سرت بردارم... دستش رو جلو برد و با تیکه ای موهای نرم و رنگ شده ی اون پسر بازی کرد یونگی : هرچقدر بخوای میتونی از دستم فرار کنی ، هر چقدر بخوای جیمین! ولی ... پوزخندی وسط حرفاش زد اون همیشه مطمئن میشد که در مقابله باهاش از تحقیر آمیز ترین لحنش استفاده کنه و همین جیمین رو عذاب میداد. یونگی :... ولی تو نمیتونی از چیزی که درست پشت سرته فرار کنی..