could not be better
15 cerita
Hypoxia oleh Veritas_98
Veritas_98
  • WpView
    Membaca 36,301
  • WpVote
    Vote 6,042
  • WpPart
    Bab 29
🌊هیپوکسی : کمبود اکسیژن در بافت های بدن بر اثر خفگی. وضعیت: اتمام یافته کاپل: کوکوی ژانر: روزمره، رمنس، اسمات #HYPOXIA
GALOCHER oleh nill_vk
nill_vk
  • WpView
    Membaca 35,538
  • WpVote
    Vote 4,208
  • WpPart
    Bab 5
💋اون شب توی مهمونی بزرگ سالانه که تمام سلبریتی‌های کره حضور داشتن همه چیز آروم بود. همه چیز جز قلبِ جئون جونگکوک، خواننده‌ی محبوبِ سولو که برای دیدن آیدل و کراش چند ساله‌اش کیم تهیونگ، بی‌قرار بود.💋 . . . وضعیت: فول شده 🍷part of part🍷 جونگکوک نگاه خیره تهیونگ به پایین تنه‌اش رو غافل‌گیر کرد. - چیز جذابی چشمتون رو گرفته قربان؟ تهیونگ نگاهش رو تا چشم‌های شیطون پسر بالا کشید و هول شده تک سرفه‌ای کرد. - نه... یعنی چرا! نه نه هیچی. جونگگوک خندید و با قدم های اروم به تهیونگ نزدیک شد اونقدر نزدیک که عطر گرم و کمی تلخش توی بینی‌اش پیچید. - چرا قربان؟ خوشتون نیومد‌؟ تهیونگ اخم کرد. اما می‌دونست نباید از پسر شیطون رو به روش کم بیاره پس پوزخند زد و با لحن جذابی گفت: - اگر خوشم بیاد بهم می‌دیش؟ جونگکوک دوباره خندید و ابرویی بالا انداخت. - بستگی داره چی رو درخواست کنی. تهیونگ به لب‌های جونگکوک خیره شد که ماتیک روش به چشم میومد و برق عجیبش توی چشم بود. - برای شروع لب‌هات؟ جونگکوک مستانه خندید و صدای خنده‌اش گوش‌های تهیونگ رو مشتاقانه نوازش کرد. - برای اولین دیدار خواسته‌هاتون یکم زیاد نیست آقا؟ 𝑵𝒂𝒎𝒆: Galocher 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: Vkook 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: Smut┃Romance 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: #Nill
Let Me Touch Your Voice | Vkook, Sope oleh ItsRainyNight
ItsRainyNight
  • WpView
    Membaca 180,969
  • WpVote
    Vote 25,207
  • WpPart
    Bab 36
〴︎Summary ৲︎ زندگی کردن بدون یکی از حس‌هایی که به روزهات آهنگ می‌بخشید کارِ راحتی نبود، اما جئون جونگوک نیمی از زندگیش رو به همین مِنوال گذرونده بود؛ پسری که با وجود نشنیدن هیچ صدایی، روحِ یک خواننده‌ی دلشکسته رو درک می‌کرد. با این وجود، چقدر باید می‌گذشت تا تهیونگی که برعکس اون موهبتِ داشتن تموم حس‌هاش رو داشت، دردهای ناگفته‌‌ی پسر رو درک کنه؟ 〴︎Writer: Soodeh 〴︎Couple: Vkook 〴︎Sub Couple: Sope, Namjin 〴︎Genres: SliceOfLife, Romance, Angst, Drama
~TJ family~ (kookv) oleh sainayaoistuff
sainayaoistuff
  • WpView
    Membaca 28,845
  • WpVote
    Vote 4,180
  • WpPart
    Bab 10
[متوقف شده] جونگکوک و تهیونگ یه کاپل معروفن ، یه چنل یوتیوب به اسم TJ family دارن که توش همدیگه رو پرنک میکنن و ویدیو کاپلی اپلود میکنن... کامنت کنین "تیم جی کی" یا "تیم ته" Couple: Kookv Genre: youtube, intsagram
Mint green cookie🍃 oleh lemoneii
lemoneii
  • WpView
    Membaca 8,499
  • WpVote
    Vote 1,482
  • WpPart
    Bab 6
+ ادمی که میبینی من نیستم ته. - تو جونگکوکی و جونگکوک رو به روی منه. + شاید من فقط توهم تو باشم. - مهم نیست تو توهم قشنگی هستی. +مثل شیرینی سبزا؟ -مثل شیرینی سبزا...:) کاپل: ویکوک.🍃 ژانر: درام، رومنس.
𝗔𝗰𝗵𝗶𝗹𝗲𝗮 ᵏᵒᵒᵏᵛ oleh yelital
yelital
  • WpView
    Membaca 46,079
  • WpVote
    Vote 7,181
  • WpPart
    Bab 10
𝙧𝙤𝙢𝙖𝙣𝙘𝙚- 𝙨𝙡𝙞𝙘𝙚 𝙤𝙛 𝙡𝙞𝙛𝙚 یک عاشقانه‌ی آرام... ━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━ برای من آچیلا فقط یه گل مقدس نبود! برای من آچیلا عطرِ تلخِ تنِ تو بود که توی آغوشم تبدیل به آرامش می‌شد. توی شیرینی آغوشت، من کسی بودم که معتاد بوی تلخت شد؛ حالا برای نفس کشیدن توی تک تک لحظه‌هام، به تلخی شیرین مانند تو، تا ابد محتاجم..!
FLORENCE🎻 oleh ariiellmina2
ariiellmina2
  • WpView
    Membaca 158,214
  • WpVote
    Vote 21,931
  • WpPart
    Bab 33
«فلورانس»🎻 _ازش متنفرم اما نگاهم به هیچکس جز چشم های مشکی اون خیره نمیشه... اون درست مثلِ سمفونی که فراموشش کردم... گلی که هیچوقت ندیدمش... مجسمه ای که هیچوقت نساختم... سمفونی که هیچ وقت نواخته نشده و من اون رو بین چشم های اون شنیدم. این حس ممنوعه است و من... برای اینکه ممنوعه ترین ادم زندگیمه ازش متنفرم🎻 ___________________________ FLORENCE 💜 ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᴋᴏᴏᴋᴠ, .... 📝ᴡʀɪᴛʜᴇʀ : @ArieElll 📌 ɢᴇɴʀᴇ: ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ, sᴍᴜᴛ, ᴀɴɢᴜsᴛ,+18
Leica oleh BTSIR7_FF
BTSIR7_FF
  • WpView
    Membaca 64,948
  • WpVote
    Vote 12,266
  • WpPart
    Bab 18
• Name : Leica 📷 • Couple : Vkook • Writer : Ziwon • Summary : یک دوربین! همه ی آنچه که سرنوشت برای گره زدن آن دو در سال ۱۹۵۱ نیاز داشت، یک دوربین بود و همه ی آنچه این گره را می گشود٬ جنگ؟ عاشقانه ای در دل جنگِ میان دو کره!🚢
𝐂𝐀𝐍𝐍𝐄𝐋𝐋𝐄 <ⱽᵏᵒᵒᵏ> oleh VIIRTTU
VIIRTTU
  • WpView
    Membaca 45,377
  • WpVote
    Vote 6,479
  • WpPart
    Bab 11
کانل/دارچین(کامل شده) دارچین:درختی که از همه ی قسمت هاش بوی مطبوعی استشمام میشه و مثل چوب جادویی هرچیز رو لمس کنه، رائحش رو به اون میده. داستانی در دهه 50 میلادی، بین جغرافیا های مختلف و شخصیت های متفاوت تر. مرد تاجری که اعتیادش به تنباکوی لیکوای فرانسوی، با عطر دارچین آمیخته میشه، و پسر چشم آبی نابغه ... __________✴✧ _قرار بود با بوسیدنت بفهمم حسم بهت چیه... اما این چهره ی غرق خونت چرا داره نفسم رو میگیره؟! ___________✴✧ 🔺𝙶𝚎𝚗𝚎𝚛 : 𝚌𝚕𝚊𝚜𝚜𝚒𝚌, 𝚍𝚛𝚊𝚖, 𝚁𝚘𝚖𝚊𝚗𝚌𝚎, 𝚂𝚖𝚞𝚝 🔻ᴄᴏᴜᴘʟᴇ :ᴠᴋᴏᴏᴋ, ꜱᴇᴄʀᴇᴛ 🦋𝗛𝗲𝗮𝗿𝘁 𝘄𝗮𝗿𝗻𝗶𝗻𝗴🦋 *کانل= کلمه دارچین در زبان اسپانیایی*
Black Hole🕳️ oleh Veritas_98
Veritas_98
  • WpView
    Membaca 254,475
  • WpVote
    Vote 26,065
  • WpPart
    Bab 62
بلک هول 🪐 سرگذشت مرگ بی صدای یک ستاره، تبدیل شدن به سیاهچاله ست. برای سرپرست موفق ترین نشریه ستاره شناسی که سال ها پشت نقاب استیگما زندگی کرد، یک لمس کوتاه از نگاه بی ستاره‌ی سردبیر جدید و جوانش که با اسم جئون جانگکوک وارد زندگیش شد کافی بود تا برای نشون دادن کیم تهیونگِ وجودش به کل دنیا تلاش کنه! قسمتی از متن: "امیدوار بودم جایی ببینمت که تعریفی از زمان و مکان نباشه.. به هیچ تعریفی محدود نباشیم.. به هیچ دنیایی تعلق نداشته باشیم.. دوست داشتم جایی دستاتو بگیرم که سرد نباشه.. جایی که گرمای دستت تا آخر عمر بین دستام بمونه.. وقتی گفتی چشمام سیاهچاله دارن، خندیدم و هیجان زده شدم.. من دلم میخواست تورو توی سیاهچاله داشته باشم.. که نترسم از زود بودن یا دیر شدن.. که نترسم از آدمای اطراف.." °کاپل: کوکوی °ژانر: روزمره، انگست، رمنس، اسمات °وضعیت: به اتمام رسیده ⛔ بوک بلک هول متاسفانه به دلیل پاک شدن اکانت کوکی فمیلی از دسترس خارج شده بود و الان مجدد در این بوک آپ شده.