ᴍʏ ʟɪᴛᴛʟᴇ ʀᴇᴀᴅɪɴɢ ʟɪsᴛ♡︎
20 stories
𝐓𝐞𝐦𝐩𝐭𝐚𝐭𝐢𝐨𝐧 (ᴼⁿᵍᵒⁱⁿᵍ) by Iamannahita
Iamannahita
  • WpView
    Reads 37,231
  • WpVote
    Votes 8,026
  • WpPart
    Parts 67
The Flame In Your Eyes | KookMin by Fikaorever
Fikaorever
  • WpView
    Reads 19,714
  • WpVote
    Votes 3,061
  • WpPart
    Parts 16
~ شعله‌ی درون چشم‌هایت [کامل شده] + "انقدر میدرخشی که نورت داره اذیتم میکنه!" - "اگه تو بخوای میتونم خاموش بشم تا چشمات آسیب نبینه!" {ماجرای عشق جیمینِ بازیگر و پسر بدلکاری که توی یک روز بارونی با هم ملاقات میکنن} ◇•◇ کاپل: کوکمین ژانر: بخشی از زندگی/ عاشقانه/ انگست/ اسمات 🔞 نویسنده: Fika
Salvatore by Ministories13
Ministories13
  • WpView
    Reads 162,148
  • WpVote
    Votes 24,226
  • WpPart
    Parts 59
(فصل اول فول💜)salvatore . ناجی . . . چطور شد؟چطور یکی میشه پاییز و بهار و تک تک ذره های هواش...تنها ترین الهه ی روی زمین...شکسته ترین...وقتی نبض بزنه اون نگاهش تو دونه دونه ی سلول های عصبیش... و فوران کنه اون حس سرخ داخل رگایی که یخ زده بود... حالا که داشت قدم برمیداشت سمت اون بهشت بی انتها...قدماش میلرزید...سست میشد...تحلیل میرفت هر چی که داشت غرور...ابهت...مردونگی...قسم خورده بود...به صداش...به چشماش...به روحش جلوی اون الهه ی جنگجو زانو زد و دستی به ساق پای سفید و خوشتراشش کشید و لذت مثل دارویی جذب سلول های تشنه ی تنش شد...ساق پاشو بالا اورد و بوسه هاش بودن که شروع شدن...از مچ تا زانو....و انگشتایی که روی رون سفیدش کشیده شد و همون فاصله ی هیجان انگیز و طی میکرد و حوله کنار میرفت و دیدش روی بهشتش کامل تر میشد اره این جئون جونگکوک بود زانو زده جلوی الهه اش دستایی که کنترل از دست میدادن دلی که عنان از کف داد و لبایی که تن سفیدی و لمس میکردن...تن سفید الهه ی هرزه اش...آفرودیته لعنتی که شده بود پاییز و بهار و ذره های هوایی که نفس میکشید آفرودیتی که با چشمایی خمار بند حولشو باز کرد و با پاهایی باز شده و پوزخندی منتظر حرکت بعدی سالوا شد جونگکوک__ناب ترین حضور زندگیم • • • کاپل اصلی : کوکمین • کاپل فرعی: یونمین.تهگی • ژانر: اکشن•هار
Salvatore: Res by Ministories13
Ministories13
  • WpView
    Reads 46,602
  • WpVote
    Votes 7,919
  • WpPart
    Parts 26
Salvatore : Res⛼(فول شده💜) . Return to seoul🦂 . فصل دوم salvatore . . ژانر:انگست•اکشن•بتریال•رومنس•اسمات . کاپل: کوکمین•تهگی . . خلاصه: کنار من میخوابی؟ تا گوشه ای از این توهم و تو دستات بگیری... من دارم به سمت پوچی میدوم... بدنت هوشیاری منو میگیره... و حرف های نا گفته حرف هایی که با خیره شدن به چشم هام توو ذهنت میچرخه و من... با من گریه میکنی؟ تا طلوع صبح... که پا بزاریم...روی تک تک نور های چشمک زن این شهر نفرین شده عزیزم...با من میمیری؟... . . . با من تا طلوع خورشید...گریه کن... . . . Savatore : Res . Return to seoul⛼ . . . ♡Mini stories♡
𝐇𝐲𝐮𝐧𝐠 | 𝐊𝐨𝐨𝐤𝐦𝐢𝐧 by jungminty
jungminty
  • WpView
    Reads 1,192
  • WpVote
    Votes 211
  • WpPart
    Parts 1
چند صفحه ای از روزمرگی های پسری که به بیماری خطرناکی مبتلاست و فرصت زیادی برای موندن کنار دوست کوچیکترش که دچار عقب ماندگی ذهنیه نداره!
𝐕𝐚𝐬𝐢𝐥𝐢𝐬𝐚 ||kookmin by Felicitaviola
Felicitaviola
  • WpView
    Reads 87,754
  • WpVote
    Votes 18,626
  • WpPart
    Parts 84
🪧 پایان یافته • fic : vasilisa •main couple : kookmin •side couple: vmin /taegi • angst / romance (smut)/ tragedy/ classic " افسر خطاب کردن یک نوع یاداوری به حساب میاد تا دست و پام رو گم نکنم و به نوازش لب‌هات با سر انگشت‌هام راضی باشم .. بهانه یک بهانه ست برای تجسم مرز نامرئی بین ما" پ.ن : ژانر تراژدی و کاپلِ تهگی مرتبط با فصل دوم هستن. برای اشنایی با داستان " حرف دل" رو بخونید ????
My little policeman  by ghv_gray
ghv_gray
  • WpView
    Reads 54,699
  • WpVote
    Votes 7,068
  • WpPart
    Parts 37
هی پلیس کوچولو منتظرم باش از اینجا که بیام بیرون کلی کار باهات دارم .حق نداری تا اون موقع با کسی قرار بزاری . منتظرم بااااش . . . . . تو با من قرار میذاری پارک جیمین حالا میخوای پلیس باش یا هر چیز دیگه من تورو بدستت میارم مطمئن باش 〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️ کاپل اصلی: کوکمین کاپل فرعی: نامجین ^•{cover by MasumeisArika}•^
𝘈𝘭𝘭 𝘠𝘰𝘶𝘳 𝘎𝘭𝘰𝘳𝘺 ( ترجمه )  by timamvd
timamvd
  • WpView
    Reads 28,527
  • WpVote
    Votes 2,425
  • WpPart
    Parts 24
•𝘍𝘪𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯• [ خانواده های جونگکوک و جیمین برای دهه ها رقیب هم بودن و توی یه زندگی سرشار از ثروت و موفقیت غوطه ور شدن! اون دو از بدو تولد یاد گرفتن تا چیزی غیر از نفرت و کینه نسبت بهم احساس نکنن علی‌رغم اینکه که میدونن باید رقیب باشن نمیتونن جلوی کشش شدیدی که نسبت بهم دارن رو بگیرن. ] ▪︎ 𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦 : 𝘚𝘮𝘶𝘵 - 𝘍𝘰𝘳𝘣𝘪𝘥𝘥𝘦𝘯 𝘭𝘰𝘷𝘦 - 𝘌𝘯𝘦𝘮𝘪𝘦𝘴 𝘵𝘰 𝘭𝘰𝘷𝘦𝘳𝘴 - 𝘈𝘯𝘨𝘴𝘵 - 𝘏𝘢𝘱𝘱𝘺 𝘦𝘯𝘥 ▪︎ 𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦 : 𝘑𝘪𝘬𝘰𝘰𝘬 - 𝘬𝘰𝘰𝘬𝘮𝘪𝘯 ( 𝘫𝘬 𝘵𝘰𝘱 ) - 𝘴𝘰𝘱𝘦 ■ توجه : - برای ترجمه این مولتی‌شات اجازه و رضایت نویسنده اصلی گرفته شده. - کامنت و ووت فراموش نشه.
Let's get things straight for once ~|| Kookmin/Sope Au  [ ᴄᴏᴍᴘʟᴇᴛᴇᴅ ]  by _bunisa
_bunisa
  • WpView
    Reads 16,876
  • WpVote
    Votes 2,196
  • WpPart
    Parts 19
"من استریتم. فقط موضوع اینکه برای بازی پورن‌های گی، پول بیشتری می‌دن." جونگ کوک، پورن استارِ پورن‌های گی، یه پسر استریت بود و طبق گفته‌هاش، فقط چون با یه مرد دیگه فیلم پورن بازی می‌کرد، میتونست حقوق بیشتری نسبت به پورن‌های استریت بگیره. اون به همراه دوستش یونگی توی یه خونه زندگی میکرد و در کنار بازیگری، زندگی عادی خودش رو میگذروند و حتی دوست دختر داشت. از طرفی دیگه، پارک جیمین، یکی از الهه‌های پورن‌های گی، هربار صحنه رو به آتیش می‌کشید و می‌تونست کاری کنه تا هر کسی به گرایشش شک کنه. جیمین به عنوان شغل عادی، با دوستش هوسوک توی یه فروشگاه شیرینی فروشی کار می‌کرد که برای اولین بار خارج از محل کارش جونگ‌کوک رو می‌بینه. طی یه پروژه‌ی مشترک، جونگ کوک پارتنر پارک جیمین توی فیلم معرفی می‌شه تا این بار توی یه کار تیمی هر دو مهارتشون رو نشون بدن و مخاطب‌های بیشتری بگیرن. اگرچه جونگ کوک قبل از همبازی شدن با جیمین، در موردش از یونگی می‌شنوه، اما همچنان اصرار داره تا ثابت کنه هیچکس حتی پارک جیمین هم نمی‌تونه باعث بشه که اون استریت نباشه. ----❦ 𝘤𝘰𝘮𝘱𝘭𝘦𝘵𝘦𝘥 𖦹 ɴᴀᴍᴇ: بیا راست و ریستش کنیم 𖦹 ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: کوکمین، سپ 𖦹 ᴇɴᴅɪɴɢ: هپی 𖦹 ɢᴇɴʀᴇ: کمدی، اسمات، عاشقانه 🥈 in #کوکمین 🥈 in #جیکوک
✓Let the Flames Begin✓| Kookmin by AuroraMM98
AuroraMM98
  • WpView
    Reads 62,927
  • WpVote
    Votes 9,438
  • WpPart
    Parts 50
ژانر: AU, Crime, OmegaVerse, Romance, Angst, Drama, Mpreg, Smut کاپل اصلی: Kookmin کاپل فرعی: Taejin, Namgi خلاصه: «کلاس مینی تموم شد؟» جیمین در حالی که مقابل پنجرهی قدی ایستاده بود، بدون این که بچرخه سرش رو تکون داد. رایحهی چوب صندل زیر بینیاش پیچید؛ سردردش شدیدتر شد. «بهش قول داده بودم بریم بیرون ولی انگار قراره بارون بیاد.» جیمین میتونست سینهی محکم آلفایی رو که حالا پشتش ایستاده بود، با فاصلهی کمی از خودش حس کنه. این روزها انگار نزدیکتر از همیشه میایستاد. به ابرهای تیرهای که سئول رو ناامیدکنندهتر از همیشه نشون میدادن نگاه کرد. اشک گرمی روی گونهی یخزدهاش غلتید. «داره بارون میاد.» ✨ وسط درگیری دو خانوادهی مافیایی در سئول، جیمین داشت تمام تلاشش رو میکرد تا جون خودش و دخترش رو نجات بده؛ تنها مشکل این جا بود که دیگه مطمئن نبود فرار کردن بهترین راه باشه. *** چنل تلگرام: Aurorafic هشدارها: خشونت، تجا*وز و روابط بدون رضایت طرفین، روابط با افراد زیر سن قانونی، سقط ج*ین، افکار خودکشی، حمله پانیک، جراحت و آسیب فیزیکی Ranks: #1 جیکوک 1# جیمین