fzsyfzsy's Reading List 1 شروع
123 قصة
Shifting ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ بقلم HannaTheEllA
HannaTheEllA
  • WpView
    مقروء 1,706
  • WpVote
    صوت 383
  • WpPart
    فصول 5
بیون بکهیون پسر کتابداری که به حیوونای عجیب غریبش معروفه ‌، اما هیچکس نمیدونه یه جادوگر پایه دو همیشه خستست که ترجیح میده با شش تا هم خونه غیرانسانیش وقت بگذرونه تا بعضی ادمای بیرون ولی درست قبل ازینکه بخواد ورد جدید «تبدیل حیوانات به انسان» رو روی کتی مار خوشگلش پیاده کنه ، پارک چانیول ، کراش پنهانی بکهیون ، ازش میخواد تا به خونه ش بره و حیووناش رو ببینه ! 🪄Couples : Chanbaek | Kaihun 🪄Parts : 5 🪄Genre : MiniFiction . Angst . Magical . HappyEnd 🪄Update : Sundays 🌟 🪄 Completed on 05 November 2023 🪄Wait for season 2 👀✨
𓂃Lemony Love𓂃 بقلم Hony88Moon
Hony88Moon
  • WpView
    مقروء 64,486
  • WpVote
    صوت 11,908
  • WpPart
    فصول 29
🍋 عشق لیمویی 🍋 پارک چانیول رئیس آلفای کمپانی جواهرسازی Happy Shineه که کارمنداش از عصبانیتش و فریاداش آسایش ندارن. اما حتی آلفای مغروری مثل اون هم باید یه منبع آرامشی داشته باشه نه؟ مثلا آرامشی از جنس لیمو و وانیل که ناگهانی توی زندگیش پیدا بشه و چشمای آلفا رو به روی امگای سرنوشتش‌ باز کنه. با این وجود، دیگه چیزی از این غرور و خشم باقی می‌مونه؟ باید دید!! 𖣠~ Couple: Chanbaek 𖣠~ Genre: Omegaverse, Romance,Drama,fluff,Smut 𖣠~ Writer: Hony Moon
𓂃Amalthea��𓂃 بقلم Hony88Moon
Hony88Moon
  • WpView
    مقروء 46,772
  • WpVote
    صوت 9,334
  • WpPart
    فصول 34
✮آمالتیا✮ بکهیون پسر ۲۱ ساله‌ای که از بچگیش به عنوان فرزند طرد شده‌ی خانواده زندگی کرده بدون اینکه هیچ وقت دلیلش رو بدونه...یعنی برادرش سهون که از افسردگی و وضعیت جسمی نه چندان خوب بکهیون خبر داره میتونه کمکش کنه تا با کمک پارک چانیول روانشناس به زندگیش امیدوار تر بشه و دلیل این زندگی ناعادلانه‌ رو بفهمه؟ ✮~ Couple: Chanbaek,Hunhan ✮~ Genre: Angst, Romance,Drama, Psychology, +18 ✮~ Writer: HonyMoon
Come For Me🤍 بقلم exo_Bl_fiction
exo_Bl_fiction
  • WpView
    مقروء 43,892
  • WpVote
    صوت 5,639
  • WpPart
    فصول 42
✅️completed ❄️Name : Come For Me " برای من بیا " 🌙Gener : Romance.Fluf.Comedy.Smut🔞 . FamilyProblems.Drama 💍Couples : ChanBaek , HunHan 🍂خلاصه : چانیول مرد ۳۸ ساله ای که استاد دانشگاه هانگوک بود به همراه پسر ۱۷ سالش ، میشد گفت تنهایی زندگی میکردن .چانیول و همسرش آیرین مدتی طولانی بود که از هم جدا شده بودن ، هر چند از اول علاقه چشمگیری بهم نداشتن اما چانیول لااقل توقع داشت این رابطه توافقی , بخاطر سهون ادامه پیدا کنه اما مثل این که اون خیلی زود از این زندگی بی عشق خسته شده و ترکشون کرده بود . و حالا بعد از چند سال چانیول دل به یک فاحشه باخته بود . چطور باید بهش ثابت میکرد عشقش فراتر از تملک جسمه ؟! آیا راهی بود تا اون رو کنار خودش داشته باشه؟! جدا از همه این ها پسر دردونه اش چطور با علاقه پدرش به یک فاحشه که قرار بود جایگاه پدر رو براش تصاحب کنه ، کنار میومد؟! 💌تکه ای از متن : +میخوام با من بیای خونم و باهام زندگی کنی ! _زندگی ؟!! خندم ننداز ‌. اونطوری فقط میتونی بی وقفه پارم کنی بی اون که ذره ای برات مهم باشه ! +میخوام باورم کنی و باهام بیای ‌‌‌‌.... _بیام که روزی سه وعده بفاکم بدی؟! عمرااااا ... +میخوام بهم جواب بدی ! _و اگه منفی باشه ؟ +هر شب VIP میگیرم و تا صبح به هم ذول میزنیم ! _مطمئنی کار دیگه ای نمیکنی؟ +راست میگی میتونم مقاله هام رو این جا
Wonderwall بقلم MiyunaBBH
MiyunaBBH
  • WpView
    مقروء 49,084
  • WpVote
    صوت 11,092
  • WpPart
    فصول 98
𖦹 ݈݇-𖢖⃟💸ᴡᴏɴᴅᴇʀᴡᴀʟʟ ༆꯭ ‌᷍❖‌✨ ڪسی که تا به خودت میای می‌بینی تمام مدت داشتی بهش فکر می‌کردی...شخصی که کاملا شیفتشی... زندگی با نفس کشیدن شروع میشه...یک نفس دردناک که نوزادی که حتی دنیا رو ندیده رو وادار به گریه کردن می‌کنه ولی هیچ‌کس این لحظه رو به یاد نداره...شاید برای همین که همه به قهرمان‌ها و خوب شدن روزها...تموم شدن سختی‌ها و عدالت، مهربونی، امید، لبخند، دوستی و بخشش باور دارن...شاید اگه به یاد داشتن از همون اولش فقط اشک، جیغ و گریه، درد و رنج اولین احساسات بودند...دیگه هیچ‌وقت از احساسات و خوب بودن حرف نمی‌زدن. پارک چانیول یک پسر ساکت بود که فقط به خشم و ترس باور داشت. یک دانشجوی کارشناسی ارشد مکانیک که بدون آرزو، هدف و رویا زندگی می‌کرد..،شاید برای همین بود که رفته بود سراغ ماشین‌ها و چرخ‌دنده‌ها...جایی که چشمش به رنگ قرمز نیفته و اسمی از عشق، قلب، علاقه و شیفتگی نشنوه. بین کیف ابزارش و طرح ساخت ربات‌ها و ماشین‌هاش فقط میشد فلزات نقره‌ای و رنگ خاکستری رو دید...هیچ راهی برای دیدن رنگ سرخ یا به یادآوردن عشق وجود نداشت. همه‌ی این‌ها تا قبل از دیدن پسری بود که انگار از کتاب قصه‌ها و سرزمین رویاها بیرون اومده بود چون حتی چشم‌هاش هم قرمز بود... Couple: chanbaek Genre: fluff, romance, action, smut
SOMEONE  SAVE PARK FROM HIS NEIGHBOR  بقلم ARAM1326
ARAM1326
  • WpView
    مقروء 5,907
  • WpVote
    صوت 1,318
  • WpPart
    فصول 44
🏩 پارک چانیول دکتری که زندگیش رو در خوشی و آرامش میگذرونه و کسی مزاحم اون نمیشه 💉 🏨 کسی که حرفه ای ترین توی کار خودشه و هیچکس حریف اون نمیشه🧬 🏥 ولی با ورود همسایه جدیدش به اون ساختمان همه چیز به هم می ریزه 🧫 🐾 چه اتفاقاتی بین پارک و همسایه جدیدش میفته؟! ( پارت ها کوتاهه) 🏥🧴🏥🧴🏥🧴🏥🧴🏥🧴🏥🧴🏥 💭کاپل ها : اصلی ( CHANBEK ) 💊 💭 فرعی : ( کریسهو ) 💊 (هونهان)💊 💭 نویسنده : ( S.S.SHADOW ) 💊 💭 ژانر : (لایف استایل) 🔬 (دراماتیک) 🔬( طنز )🔬(اسمات) 💭 وضعیت : ( در حال آپ ) 💭 اسم فیک : ( یکی پارک رو از همسایه اش نجات بده)
Because of you [COMPLETED] بقلم Ten_1485
Ten_1485
  • WpView
    مقروء 5,812
  • WpVote
    صوت 1,184
  • WpPart
    فصول 12
پارک چانیول، بیزینس‌من جوانی که هر لحظه از زندگیش رو به کار کردن گذرونده و سر و صدای زیادی در دنیای اقتصاد کره به پا کرده، هیچ وقت تصور نمیکرد یک روز نقاشی بزرگی از خودش رو روی دیوار شهر ببینه! درسته اون معروف بود اما تا به حال عکس خودش رو اینطوری روی دیوار ندیده بود؛ و حالا... رنگ هایی که تصویرش رو روی دیوار ترسیم کرده بودن در حقیقت مسیری رو براش نقاشی کردن که اون رو به یک نقاش رسوند. نقاشی که به زندگیش رنگ تازه‌ای زد. اما دقیقا زمانی که میخواست اون رو برای خودش نگه داره همه چیز بهم ریخت... و چرخه زندگی همینه؛ دقیقا جایی که احساس میکنید با خوشبختی فاصله‌ی کوتاهی دارید، ناگهان متوجه میشید یه نقاش بزرگ‌تر هست که داره زندگیتون رو هر جوری که خودش میخواد طرح میزنه و شما هیچ کاری از دستتون بر نمیاد جز اینکه اون رو تماشا و لحظه به لحظه‌ی اون نقاشی رو به واقعیت تبدیل و زندگی کنید!! ⦁ Gener : Angst | Romance | Smut ⦁ Couple : ChanBaek ⦁ Author : TEN ⦁ ID Channel : @AsteriaFic
+3 أكثر
🐾Don't Blame Me 🐾 بقلم exo_Bl_fiction
exo_Bl_fiction
  • WpView
    مقروء 23,375
  • WpVote
    صوت 3,807
  • WpPart
    فصول 49
✅️Completed 🐾 Don't Blame Me {!من رو سرزنش نکن} 🐾 🧷 ژانر✔️ : رمنس، خانوادگی، کمی طنز، معمایی، اسمات، امپرگ، امگاورس، ومپایر، روزمره، روانشناسی 💞 کاپل‌ها✔️ : چانبک، ویمین و ... ━━━━━━━━━━━━━━━ تهیونگ، آلفای خودخواه خاندان کیم، برخلاف میل خانواده‌ش با جفت حقیقیش از قلمرو پارک‌ها، پارک جیمین، ازدواج می‌کنه. با اینکه به نظر می‌رسه عشق میون اون‌ها واقعی شده... یک مشکل بزرگ زندگی‌شون رو تهدید می‌کنه: جیمین باردار نمی‌شه. در همون زمان، بیون بکهیون، امگای طردشده‌ی خاندان کیم-که سال‌ها از جامعه دور نگه داشته شده-در جست‌وجوی عشق و محبت پا به دنیایی می‌ذاره که برای اون هیچ رحمی نداره. و در نهایت توی دام یه آلفای سودجو می‌افته... آسیب می‌بینه... و زخمی‌تر از قبل برمی‌گرده. اما عجیب‌ترین بخش ماجرا اینجاست: آلفای حقیقی بکهیون، پارک چانیول، هنوز نمی‌فهمه چرا بکهیون اون رو نمی‌پذیره... چرا به راحتی ازش دوری می‌کنه... انگار اصلاً هیچ پیوندی بینشون وجود نداره! ━━━━━━━━━━━━━━━ ✨ تکه‌ای از فیک : _اون پسره رو دوست داری؟ هوم؟ آره؟ فقط کافیه بهم... +نه یورا این طور نیست... مگه نشنیدی اون آشغال بهش گفت هرزه... _اگه این چیزیه که می‌خوای باشه نگو... مثل خیلی چیزای دیگه که تو خودت می‌ریزی و به کسی ن
• Eyes Sign • بقلم CarolineRedDreams
CarolineRedDreams
  • WpView
    مقروء 350
  • WpVote
    صوت 101
  • WpPart
    فصول 6
"من بدنیا اومدم تا زندگی کنم ، اما این دنیایی که دارم من میبینم ، فقط بهم یه دستور رو میده ؛ پیداش کن !" توی این دنیا هممون درونمون یه ماهی به رنگ گل رز داریم که وقتی جفتش رو میبینه ، نشان خودش رو نمایان میکنه. با وجود این که این نشان رو فقط جفتش میتونه ببینه اما ... همین که چشماشون بعد از دیدن هم رنگ حقیقی میگیره ... برای جفتشون زیباترین اتفاق میتونه باشه. مگه نه بکهیونا ؟ ژانر : فانتزی ، درام ، امپرگ ، امگاورس *با تغییرات ، رومنس ، اسمات کاپل ها : چانبک ، کایسو ، هونهان و کریسهو وضعیت آپ : نامنظم نویسنده : CarolineDreams *توضیحات حتما خونده شه 🤍
+17 أكثر