We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
Kookv completed
187 stories
Revenge (ترجمه) انتقام  by Agathaa1997
Agathaa1997
  • WpView
    Reads 5,826
  • WpVote
    Votes 688
  • WpPart
    Parts 23
✨این فیکشنی هستش که تو لیست پیشنهادات خود واتپد قرار گرفته تو ریدر لیست هایب تو حساب رسمی واتپد کیپاپ بوده✨ چطور ممکنه از یک دانشجوی پرستاری تبدیل بشی به زندانی یکی از بزرگ‌ترین زندان‌های کشور؟ چطور ممکنه خودتو توی سلولی پیدا کنی که بدنام‌ترین و ترسناک‌ترین زندانی اونجاست؟ چطور میتونی زنده بمونی وقتی تنها گزینه‌ات برای ادامه زندگی، زنده موندن توی اون زندانه؟ تهیونگ این سوال‌ها رو تقریباً روزی ده بار از خودش میپرسید. یه سلول سرد، تختی سخت، و یک هم‌سلولی دیوانه حالا تنها دوستان تهیونگ بودن. اون به جرم قتل برادرش محکوم شده و به زندان افتاده بود. با تهیونگ همراه شو در سفرش پشت دیوارهای بزرگ‌ترین زندان کشور. آیا تهیونگ میتونه اعتماد ترسناک‌ترین زندانی زندان رو جلب کنه؟ و آیا روزی از این جهنم بیرون میاد؟ داستانی سرشار از: عشق، خیانت، دشمنی، جلب اعتماد و همکاری عاشقانه ، دارک رومنس، اسمات
𝗡𝗔𝗭 | نآز  by ShiigaisHere
ShiigaisHere
  • WpView
    Reads 162,181
  • WpVote
    Votes 21,374
  • WpPart
    Parts 23
"تو دزد توت فرنگی های باغ بابابزرگمی؟" ابروش رو با شیطنت بالا انداخت و جوری که انگار هیچ اهمیتی به حضور الفای‌ کله فندقی نمی‌ده توت فرنگی نشسته رو بین دندون هاش گیر انداخت: "قراره دعوام کنی؟ " "آره!" "پس نه، من دزدی که عصر ها بعد از مدرسه میاد و به باغ بابابزرگت‌ حمله می کنه نیستم. مطمئن باش." توی اون لحظه جونگ‌کوک فقط حس می‌کرد می‌خواد امگای‌ روبه‌روش رو هم مثل درخت های اطرافش توی زمین بکاره؛ البته با کَله‌اش. °°°°°°°°°°°°°°°° 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: AU -رمنس - امگاورس - روزمره - اسمات- ددی کینک 𝐍𝐚𝐦𝐞: نآز‌ | 𝗡𝗮𝘇 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: کوکوی - هوپمین‌ 𝐔𝐩 𝐓𝐢𝐦𝐞: هفته‌ای یک تا دوبار
𝐇𝐀𝐈𝐑𝐎 by Dr_Runin
Dr_Runin
  • WpView
    Reads 362,310
  • WpVote
    Votes 41,109
  • WpPart
    Parts 34
«complete» جفت‌شدن با آلفای سیاه و داشتن مارک مرگبارش آخرین چیزی بود که کیم تهیونگ هیجده‌ساله از زندگیش می‌خواست؛ خبرنگار جوان وقتی برای ماجراجویی پاش رو داخل اون کلاب لعنتی گذاشت هیچ‌وقت تصورش رو هم نمی‌کرد قراره با جفت آینده‌اش مواجه بشه؛ جئون هاییرو، یاکوزایی که توی نگاهِ اول شیفته‌ی اون امگای مو فندقی شده بود.
♡𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕♡ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ by yadegar
yadegar
  • WpView
    Reads 18,731
  • WpVote
    Votes 3,742
  • WpPart
    Parts 16
🕊️𝑵𝒂𝒎𝒆 : 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 🕊️𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 : 𝑻𝒂𝒆𝑲𝒐𝒐𝑲/𝑲𝒐𝒐𝑲𝑻𝒂𝒆 🕊️𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆 : 𝑭𝒂𝒏𝒕𝒂𝒔𝒚/𝑨𝒏𝒈𝒔𝒕/𝑫𝒂𝒊𝒍𝒚 𝑳𝒊𝒇𝒆/𝑯𝒚𝒃𝒓𝒊𝒅 🕊️𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓 : °•𝔂𝓪𝓭𝓮𝓰𝓪𝓻•° 🕊️پرواز🕊️ 🕊️خلاصه: +یه افسانه ای تو این روستا هست..میگن یه پرنده خاص سالهاست که داره تو این روستا زندگی میکنه..میدونی چی خاصش میکنه؟ _چی؟ +میگن قلب اون پرنده یخ زده‌است! . . +خودت درد میکشی جونگکوک..تو میدونی قلب من نمیتونه از گرمای عشقی بتپه.. _مسئولیتش پای خودم.. 🕊️وضعیت : پایان یافته
Waldosia by Badgalshookoo
Badgalshookoo
  • WpView
    Reads 11,146
  • WpVote
    Votes 991
  • WpPart
    Parts 18
جئون جونگ‌کوک و بهترین دوستش کیم تهیونگ، ستاره‌های موسیقی راکن و بعد از پشت‌سر گذاشتن فراز و نشیب‌های زیادی، بالاخره موفق شدن تا به رویاهاشون نزدیک بشن. اما شاید حقیقت اینه که رسیدن به هر رویایی، یک تاوانی داره. تاوانِ بعضی از رویاها هم دلتنگیه. یک دلتنگیِ عمیق و امیدوار... - الان انتظار چی رو داری؟ + این‌که بگی اون‌شب هیچی اتفاقی نبوده! - فراموشش کن لعنتی! من و تو فقط یک‌شب رو با همدیگه گذروندیم؛ این دلیل نمی‌شه که بخوام بقیه‌ی عمرم رو باهات باشم‌. ⇶Genre: Romance, Smut, Angst ⇶Author: Xookoo ⇶Couple: Vers
Betrayal by Yoni_Yoongi
Yoni_Yoongi
  • WpView
    Reads 51,561
  • WpVote
    Votes 5,163
  • WpPart
    Parts 19
چی میشه اگه یه روز خبر بیاد که جفت سلطنتی گم شده اگه چهار سال ازش خبری نشه و بعد چهار سال آلفای سلطنتی نشونی از امگاش پیدا کنه امگای حاملش رو که خودش رنجودتش و باعث فرارش شده ....... ژانر:امگاورس،اکشن،کمی طنز کاپل:کوکوی،یونمین،نامجین،چانبک وضعیت "درحال آپ
❏ᏟᎪᏞᎷ ᏚᏞᎬᎬᏢ❏ by YukiS_08
YukiS_08
  • WpView
    Reads 887
  • WpVote
    Votes 62
  • WpPart
    Parts 6
نام :خواب آرام🩶 کاپل:ویکوک_کوکوی ژانر:انگست، روزمره،بخشی از زندگی،کلاسیک،سداند،چندشاتی. شروع:۶ آپریل۲۰۲۳ /۱۷ فروردین ۱۴۰۲ پایان: ۱۰آگوست ۲۰۲۵/ ۱۹ مرداد ۱۴۰۴ بخشی از داستان: با تمام وجود داد میزد - همیشه میگفتن ما جدا نشدنی ایم،همیشه فکر میکردم حرفشون درسته اما حالا ببین کجا ایستادم ؟ - قرارمون این نبود که من و توی این دنیای سرد و بی رحم ول کنی و بری. - خیلی خودخواهی جونگکوک،میدونستم خوابالویی ولی نمیدونستم من و به یه خواب راحت میفروشی - این بود دوست دارم هایی که میگفتی؟همینقدر دوسم داشتی؟ - ولی من بی معرفت نیستم، من ولت نمیکنم، تا همین الان هم اشتباه کردم که صبر کردم حالا که تو نمیتونی من میام پیشت نگاهی به زیر پاش و دریای خروشان انداخت موج های دریای عصبانی محکم خودشون و به صخره ها میکوبیدن و آسمون هر از چند گاهی غرشی میکرد و سعی می‌کرد ابر های تیره رو بشکافه چشماش و بست و بعد از نفس کشیدن بوی دریا آروم لب زد _تو عاشق بوی دریا بودی و حالا این دریا میشه آرامگاه من دلم برات تنگ شده جوری که همین الان میخوام بیام بغلت و مثل همیشه خواب آرومت و بهم بزنم عشق من🩶
BROKEN |KV ver. by Helen___Aw
Helen___Aw
  • WpView
    Reads 454,436
  • WpVote
    Votes 48,562
  • WpPart
    Parts 41
[Completed] "به شوهرم نگو، ولی قراره ازش طلاق بگیرم" تهیونگ مست در حال گفتن این حرف ها به جونگکوک بود. کسی که در واقع شوهرش بود! Genre: romance, General, Drama, Slice of life Couple: Kookv Writer: ongiepills Translator: Helen___aw ⭐ورژن Vkook در اکانت موجوده. 🥇angst 🥇Lgbt 🏅boyxboy 🏅Kookv 🥇Fanfiction 🥇Jungkook 🥇fic 🥇taekook 🥇Romance 🥇جونگکوک 🥇ویکوک 🥇تهکوک 🥇فیک
TINNITUS  by moneli_vk
moneli_vk
  • WpView
    Reads 175,160
  • WpVote
    Votes 16,066
  • WpPart
    Parts 29
فرار از مراسم ازدواج اجباری‌اش، چیزی بود که مدت‌ها براش برنامه داشت؛ اما جایی همه‌چیز پیچیده‌ شد که در حین فرار، با جفتش روبه‌رو می‌شه؛ جفتی که برادرِ نامزد عزیزش بود. "_ فرار نکن، بامبی... مکثی کرد و با قدمی به جلو، کمی از نور تابیده‌شده از سمت حیاط رو به‌طرف خودش کشوند و مقابل نگاه گیج امگا، ادامه داد: «از من، از جفتت فرار نکن بامبی.» جفت؟ متعجب ابرویی بالا انداخت و خواست با خنده و بی‌حوصلگی سیگما رو به سخره بگیره که حرف جونگ‌کوک و خنده‌ی دل‌نشینش، زبون به دهنش خشک کرد. _ به‌جای برادرم، با من ازدواج کن." ژانر: امگاورس، امپرگ، هیجانی، عاشقانه، اندکی جنایی و وحشت کاپل: کوکوی رایتر: مانلی
My Little Kitten! | KookV by JustLikeARainyDay
JustLikeARainyDay
  • WpView
    Reads 53,703
  • WpVote
    Votes 4,634
  • WpPart
    Parts 17
「Completed」 چی میشه اگه دوست‌دختر جونگ‌کوک یه گربه جلوی در خونه‌ی پسر پیدا کنه و با اصرار به داخل خونه بیاره؟ یعنی اون گربه جای اون زن رو میگیره؟ ••••• کاپل: کوکوی(اصلی) _ نامجین و یونمین(فرعی) ژانر: هایبرید_اسمات_فلاف و کمی انگست ••••• ~امیدوارم لذت ببرید~