ZahraNae4's Reading List
90 histórias
𝚈𝚘𝚞 𝚋𝚎𝚕𝚘𝚗𝚐 𝚝𝚘 𝚖�𝚎‌ «𝚅𝙺» de xoxopomeon
xoxopomeon
  • WpView
    Leituras 45,486
  • WpVote
    Votos 5,681
  • WpPart
    Capítulos 22
جونگکوک یه هکر شیطون و بددهنه که اسمش توی دنیای زیرزمینی از خودِ ارازل و اوباش اون منطقه‌ هم ترسناک‌تره. کله‌گنده‌های کشور یا دنبالش می‌گردن، یا هنوز دردِ «نه» شنیدن ازش رو دارن. مشکلش؟ فقط وقتی کار می‌کنه که حالش بخواد، نه وقتی پول یا تهدید وسطه. ─── ⋆⋅☆⋅⋆ ───── ⋆⋅☆⋅⋆ ───── ⋆⋅☆⋅⋆ ───── ⋆⋅☆⋅⋆ ── «مطمئنی کار کردن با منو میخوای؟من‌..هم سیستم‌ها رو می‌شکنم، هم اعصابارو.» «هوم...اشکالی نداره. منم هم اعصابمو قفل می‌کنم، هم سیستممو.» 🐈𝙲𝙾𝚄𝙿𝙻𝙴: 𝚅𝙺𝙾𝙾𝙺 🐈‍⬛𝙶𝙴𝙽𝚁𝙴: 𝙼𝙰𝙵𝙸𝙰, 𝚂𝙼𝚄𝚃, 𝙰𝙲𝚃𝙸𝙾𝙽, 𝙰 𝙻𝙸𝚃𝚃𝙻𝙴 𝙵𝙻𝚄𝙵𝙵, 𝙲𝚄𝚃𝙴 🌸Start: 1404/09/29 🐞END: 1404/11/18 بیاید یک عدد تهیونگ رو جونگکوک ذلیل کنیم :)🎀✨️
Limerence | Vkook de Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Leituras 2,890
  • WpVote
    Votos 362
  • WpPart
    Capítulos 14
┊Summary: من کیم تهیونگم، همون مردی که به نقاشی‌های عجیب غریبش معروفه...! داشتم گوشه‌ی خلوتی به زندگیِ آرومم می‌رسیدم، تا وقتی که اون معجزه وارد زندگیم شد! اون پسر چموش، همون کسی که تک‌تک سلول‌های تنم رو برای به دست آوردنش تحریک کرد و حالا... عطشی کل تنم رو فرا گرفته که وادارم می‌کنه برای داشتنش، دستم رو به خون معشوقه‌اش آلوده کنم! ┊Teaser: -یه بوسه‌ی سطحی انقدر بهمت ریخته که ازم فرار میکنی؟ -اون بوسه از نظرت سطحی بود؟ -مثل اینکه از نظر تو عمیق بوده، درسته؟ -تمومش کن!...و دیگه باهام تماس نگیر! -اینجوری نگو...بوسیدنت اشتباهی بود که من ازش پشیمون نیستم...اصلا نیستم...میدونی چرا؟...چون اون چند ثانیه رو زندگی کردم... Couple: Vkook Sub Couple: secret Genre: dram, Romance, Smut, crime Writer: Lone Telegram: @Papacita_01
MooNlight Hotel - هتل‌مهتـاب 🌖 ⃤🌱 de MaHoBarooN
MaHoBarooN
  • WpView
    Leituras 190,023
  • WpVote
    Votos 12,532
  • WpPart
    Capítulos 82
در بلندترین آسمان‌خراشِ یکی از بزرگ‌ترین هتل‌های زنجیره‌ای جهان، مردی ایستاده که روزنامه‌ها بهش لقب «جوان‌ترین امپراطور» رو دادن. رئیس ۳۰ ساله‌ی استریت و دامیننتی که با یک نگاه قرارداد می‌بنده... و با یک کلمه دل می‌شکنه. اما بین هزاران کارمند، فقط یک نفر در برابرش سر خم نمی‌کنه... پسری ۲۱ ساله که اومده بود آینده بسازه، نه تو آینده‌ی رئیسش جایی داشته باشه. کسی نمی‌دونست همین پسر، روزی مردی رو به زانو درمیاره که همه ازش حساب می‌بردن. «هتل مهتاب» عاشقانه‌ای واقع‌گرایانه، پر تب و تاب و ممنوعه از دنیای تهکوک. " تا وقتی این رابطه تموم نشده، مرگ هم می‌تونه بخشی از بازی باشه!" ژانر: درام | رمنس | انگست | اسمات | واقع‌گرایانه __________ ⚠️ This is the Persian version of the story. English version will be published soon on my profile. __________ This is a fanfiction story. Characters belong to their original owners. (This work is created for entertainment purposes only and is not for commercial use.)
the witch (vkook) | ساحره de Lily_48
Lily_48
  • WpView
    Leituras 617
  • WpVote
    Votos 37
  • WpPart
    Capítulos 20
...ساحره... نویسنده: لیلی... خلاصه: تهیونگ، پسر رئیس حزب کومینتانگ چین که از سربازی اجباری رفتن متنفره، با جونگکوک، شاهزاده روسی داخل ارتش آشنا میشه که باعث میشه...هیچ وقت نخواد ارتش رو ترک کنه و بلکه...هرکاری برای اون پسر روسی بکنه، حتی اگر جون خودش به خطر بیوفته... جونگکوک: مرگ برای من اهمیتی نداره وقتی پای تو درمیون باشه، مدوسایی من... تهیونگ: یه کیم وقتی میمیره، که معشوقش ازش بگیرند...نه وقتی که در آتش داغ میسوزه...
Can't you see me? de Snovulf
Snovulf
  • WpView
    Leituras 900
  • WpVote
    Votos 136
  • WpPart
    Capítulos 27
"+ میتونم باهات روراست باشم؟ × یک ماهه داریم با هم زندگی می‌کنیم و دائم دعوا میکنیم و همش تقصیر توعه...میخوای ازم معذرت خواهی کنی مگه نه؟ + اصلا اینطور نیست...میخوام برات ساک بزنم. با تموم شدن جمله اش، تهیونگ گیج نگاهش کرد و اولش فکر کرد درست متوجه حرف جونگکوک نشده، پس با چهره ای سکته زده بهش خیره شد، × صبر کن ببینم...تو...چی گفتی؟! جونگکوک اما با گرفتن چهره بیخیالی به خودش، پررو تر از قبل ادامه داد، + گوشات سنگینه ها پیرمرد! گفتم میخوام بهت بلو جاب بدم...میخوام دیکتو ساک بزنم...با دهنم...میشنوی؟"
BLACK ROSE |Taekook| de redfic_
redfic_
  • WpView
    Leituras 1,014
  • WpVote
    Votos 77
  • WpPart
    Capítulos 20
"Complete" Black rose کاپل اصلی : تهکوک کاپل فرعی: نامجین، یونمین ژانر: جنایی:،رمنس،غمگین،عاشقانه
Doctor Sexy (VK) Completed✅️ de VkookV131
VkookV131
  • WpView
    Leituras 7,100
  • WpVote
    Votos 752
  • WpPart
    Capítulos 43
کارآموزی جوان، با چهرهای معصوم و نیتی پنهان، قدم به بیمارستانی میگذارد که رئیسش همان پزشکی است که سالها پیش، تنها یک نگاه کوتاه از او در ذهنش نقش بسته بود - مردی سرد، مغرور و زخمی از زندگی، که مسئولیتی سنگین بر دوش دارد و پسری کوچک تنها یادگار عشقی ازدسترفتهاش است.اما اینبار پسر نه برای تحسین آمده، نه برای آموختن.آمده تا قلب مردی را بلرزاند که هیچکس جرات نزدیک شدن به او را نداشت.میان شبهای طولانی شیفت، نگاههایی که بیش از حد طول میکشند و حرفهایی که گفته نمیشوند، بازیای خطرناک شکل میگیرد - بازی وسوسه، فاصلهها و احساسی که شاید نباید بیدار میشد... ژانر: ددی کینک، اختلاف سنی، عاشقانه، درام و اسمات هشدار : داستان دارای اختلاف سنی 15 سال می باشد و تهیونگ یک پسر 7 ساله از همسر مرحومش دارد. رتبه بندی های داستان در تاریخ 20/11/2025 رتبه 1 در دسته ی Taekook و رتبه 7 در دسته Vkook
Heart's Guardian Angel VK de VkookV131
VkookV131
  • WpView
    Leituras 53
  • WpVote
    Votos 8
  • WpPart
    Capítulos 2
در یک شب بارونی سرد، بخاطر قتلی که مرتکب شده به زندان می افته و زندگی خودش و خانواده اش بهم میریزه . بعد از کشیدن هفت سال حبس قانونی، از زندان آزاد میشه و به دنبال دوست دخترش که شش ساله به دیدنش نیومده میره ولی متوجه میشه که ... فیکشن: فرشته نگهبان قلب ژانر : انگست، عاشقانه، درام و اسمات بخش اول این داستان توسط اسکای نوشته شده و بقیه اش رو من، سایا ادامه میدم.
Dumb raspberry🫐🌿 | Vkook ver de mahygoli
mahygoli
  • WpView
    Leituras 3,596
  • WpVote
    Votos 235
  • WpPart
    Capítulos 1
[تمشک خنگ]🫐 Genre: omegavers , smut , fluff , comedy couple:Vkook/Jikook |2ver خلاصه: جئون جونگکوک امگای بوکسوری بود که خیلی اتفاقی وقتی دنبال خواهر زاده‌اش به مدرسه دختر کوچولوی لیمویی رفته بود، جفتش رو ملاقات کرد. یه معلم تازه کار و ظاهری به شدت معصوم که لعنت؟ الهه ماه شوخیش گرفته بود؟ اون آلفای خنگ تمشکی جفت تعیین شده‌اش بود؟ میتونست قسم بخوره اون الفا حتی چند سانتی ازش کوتاه تر و هیلکش ظریف تر بود!
Submissive|مطیع de writerokiko
writerokiko
  • WpView
    Leituras 21,996
  • WpVote
    Votos 2,254
  • WpPart
    Capítulos 14
درحال آپ📌 -ازت متنفرم +من بیشتر -دوست دارم +من بیشتر -یه روز بلاخره میکشمت! -احتمال اینکه من با لباس زیر صورتی تو مافیا بگردم از اینکه تو منو بکشی بیشتره لیدی جئون! *** دو پسر که هیچ وجه اشتراکی ندارن، در دنیای خشن مافیا بزرگ می‌شن: تهیونگ، خونسرد، بی‌رحم و بی‌درد(cip)، استاد اسلحه و مبتلا به سادیسم، و جونگکوک، عصبی، لجباز و با حساسیت‌های شدید(Hyperalgesia)، استاد خنجر و مبتلا به مازوخیسم. تهیونگ، جونگکوک رو مقصر مرگ مادرش میدونه و وقتی دعوای سرنوشت‌سازی بین اون‌ها شعله می‌کشه و یه آتیش سوزی عظیم به پا می‌کنه، جونگکوک به روسیه تبعید میشه و توی مافیای براتوا با زندگی ای وحشتناک و پر درد بزرگ میشه... اونقدر درد میکشه که درد براش عادی میشه؛ با هر دردی که میکشه نفرتش به تهیونگ ذره ذره بیشتر میشه! حالا، بعد از سال‌ها دشمنی و نفرت عمیق، مسیرشون دوباره بهم می‌رسه؛ جونگکوک باید در ماموریتی خطرناک، همکار تهیونگ کسی که ازش متنفره باشه. برخورد این دو قطب مخالف، خشم، کشش، و رقابت بین اون‌ها رو تا حد انفجار بالا می‌بره... و هیچ‌کس تضمین نمی‌کنه که کسی زنده بمونه، یا اینکه دلشون رو کنترل کنه. 𝑵𝒂𝒎𝒆: submissive 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: mafia, crime, dark romance, BDSM, enemies to lovers 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: vkook 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: okiko