ZahraNae4's Reading List
91 stories
Limerence | Vkook by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 2,202
  • WpVote
    Votes 309
  • WpPart
    Parts 14
┊Summary: من کیم تهیونگم، همون مردی که به نقاشی‌های عجیب غریبش معروفه...! داشتم گوشه‌ی خلوتی به زندگیِ آرومم می‌رسیدم، تا وقتی که اون معجزه وارد زندگیم شد! اون پسر چموش، همون کسی که تک‌تک سلول‌های تنم رو برای به دست آوردنش تحریک کرد و حالا... عطشی کل تنم رو فرا گرفته که وادارم می‌کنه برای داشتنش، دستم رو به خون معشوقه‌اش آلوده کنم! ┊Teaser: -یه بوسه‌ی سطحی انقدر بهمت ریخته که ازم فرار میکنی؟ -اون بوسه از نظرت سطحی بود؟ -مثل اینکه از نظر تو عمیق بوده، درسته؟ -تمومش کن!...و دیگه باهام تماس نگیر! -اینجوری نگو...بوسیدنت اشتباهی بود که من ازش پشیمون نیستم...اصلا نیستم...میدونی چرا؟...چون اون چند ثانیه رو زندگی کردم... Couple: Vkook Sub Couple: secret Genre: dram, Romance, Smut, crime Writer: Lone Telegram: @Papacita_01
MooNlight Hotel - هتل‌مهتـاب 🌖 ⃤🌱 by MaHoBarooN
MaHoBarooN
  • WpView
    Reads 154,670
  • WpVote
    Votes 10,627
  • WpPart
    Parts 80
در بلندترین آسمان‌خراشِ یکی از بزرگ‌ترین هتل‌های زنجیره‌ای جهان، مردی ایستاده که روزنامه‌ها بهش لقب «جوان‌ترین امپراطور» رو دادن. رئیس ۳۰ ساله‌ی استریت و دامیننتی که با یک نگاه قرارداد می‌بنده... و با یک کلمه دل می‌شکنه. اما بین هزاران کارمند، فقط یک نفر در برابرش سر خم نمی‌کنه... پسری ۲۱ ساله که اومده بود آینده بسازه، نه تو آینده‌ی رئیسش جایی داشته باشه. کسی نمی‌دونست همین پسر، روزی مردی رو به زانو درمیاره که همه ازش حساب می‌بردن. «هتل مهتاب» عاشقانه‌ای واقع‌گرایانه، پر تب و تاب و ممنوعه از دنیای تهکوک. " تا وقتی این رابطه تموم نشده، مرگ هم می‌تونه بخشی از بازی باشه!" ژانر: درام | رمنس | انگست | اسمات | واقع‌گرایانه __________ ⚠️ This is the Persian version of the story. English version will be published soon on my profile. __________ This is a fanfiction story. Characters belong to their original owners. (This work is created for entertainment purposes only and is not for commercial use.)
the witch (vkook) | ساحره by Lily_48
Lily_48
  • WpView
    Reads 498
  • WpVote
    Votes 36
  • WpPart
    Parts 20
...ساحره... نویسنده: لیلی... خلاصه: تهیونگ، پسر رئیس حزب کومینتانگ چین که از سربازی اجباری رفتن متنفره، با جونگکوک، شاهزاده روسی داخل ارتش آشنا میشه که باعث میشه...هیچ وقت نخواد ارتش رو ترک کنه و بلکه...هرکاری برای اون پسر روسی بکنه، حتی اگر جون خودش به خطر بیوفته... جونگکوک: مرگ برای من اهمیتی نداره وقتی پای تو درمیون باشه، مدوسایی من... تهیونگ: یه کیم وقتی میمیره، که معشوقش ازش بگیرند...نه وقتی که در آتش داغ میسوزه...
Realm of Blood by vxillius
vxillius
  • WpView
    Reads 549
  • WpVote
    Votes 44
  • WpPart
    Parts 7
⊰⊱قلمرو خون⊰⊱ نویسنده : ونوس کاپل : ویکوک ژانر : مافیایی ، اسمات ، دارک رومنس‌ ، معمایی خلاصه : در دو شهری که شب‌هایش مرز میان انسان و هیولا را می‌شکند، دو نفر در دو سوی دشمنی ایستاده‌اند: یکی زاده‌ی تاریکی، با چشمانی که حقیقت را پنهان می‌کنند. دیگری پرورش‌یافته‌ی خون، با زخمی قدیمی در روحش. ✮✮ قرار بود یکی شکارچی باشد و دیگری شکار؛ اما آنچه میانشان جوانه می‌زند، چیزی‌ست که مرزها را ویران می‌کند. عشقی که هم رهایی است و هم سقوط. و در دنیایی که هیچ‌کس بی‌گناه نیست، تنها یک حقیقت باقی می‌ماند: گاهی بزرگ‌ترین هیولا همان کسی‌ست که نمی‌توانی از او دل بکنی.
Can't you see me? by Snovulf
Snovulf
  • WpView
    Reads 628
  • WpVote
    Votes 103
  • WpPart
    Parts 26
"+ میتونم باهات روراست باشم؟ × یک ماهه داریم با هم زندگی می‌کنیم و دائم دعوا میکنیم و همش تقصیر توعه...میخوای ازم معذرت خواهی کنی مگه نه؟ + اصلا اینطور نیست...میخوام برات ساک بزنم. با تموم شدن جمله اش، تهیونگ گیج نگاهش کرد و اولش فکر کرد درست متوجه حرف جونگکوک نشده، پس با چهره ای سکته زده بهش خیره شد، × صبر کن ببینم...تو...چی گفتی؟! جونگکوک اما با گرفتن چهره بیخیالی به خودش، پررو تر از قبل ادامه داد، + گوشات سنگینه ها پیرمرد! گفتم میخوام بهت بلو جاب بدم...میخوام دیکتو ساک بزنم...با دهنم...میشنوی؟"
BLACK ROSE |Taekook| by redfic_
redfic_
  • WpView
    Reads 964
  • WpVote
    Votes 76
  • WpPart
    Parts 20
"Complete" Black rose کاپل اصلی : تهکوک کاپل فرعی: نامجین، یونمین ژانر: جنایی:،رمنس،غمگین،عاشقانه
Doctor Sexy (VK) Completed✅️ by VkookV131
VkookV131
  • WpView
    Reads 6,289
  • WpVote
    Votes 713
  • WpPart
    Parts 43
کارآموزی جوان، با چهرهای معصوم و نیتی پنهان، قدم به بیمارستانی میگذارد که رئیسش همان پزشکی است که سالها پیش، تنها یک نگاه کوتاه از او در ذهنش نقش بسته بود - مردی سرد، مغرور و زخمی از زندگی، که مسئولیتی سنگین بر دوش دارد و پسری کوچک تنها یادگار عشقی ازدسترفتهاش است.اما اینبار پسر نه برای تحسین آمده، نه برای آموختن.آمده تا قلب مردی را بلرزاند که هیچکس جرات نزدیک شدن به او را نداشت.میان شبهای طولانی شیفت، نگاههایی که بیش از حد طول میکشند و حرفهایی که گفته نمیشوند، بازیای خطرناک شکل میگیرد - بازی وسوسه، فاصلهها و احساسی که شاید نباید بیدار میشد... ژانر: ددی کینک، اختلاف سنی، عاشقانه، درام و اسمات هشدار : داستان دارای اختلاف سنی 15 سال می باشد و تهیونگ یک پسر 7 ساله از همسر مرحومش دارد. رتبه بندی های داستان در تاریخ 20/11/2025 رتبه 1 در دسته ی Taekook و رتبه 7 در دسته Vkook
Heart's Guardian Angel VK by VkookV131
VkookV131
  • WpView
    Reads 37
  • WpVote
    Votes 7
  • WpPart
    Parts 2
در یک شب بارونی سرد، بخاطر قتلی که مرتکب شده به زندان می افته و زندگی خودش و خانواده اش بهم میریزه . بعد از کشیدن هفت سال حبس قانونی، از زندان آزاد میشه و به دنبال دوست دخترش که شش ساله به دیدنش نیومده میره ولی متوجه میشه که ... فیکشن: فرشته نگهبان قلب ژانر : انگست، عاشقانه، درام و اسمات بخش اول این داستان توسط اسکای نوشته شده و بقیه اش رو من، سایا ادامه میدم.
Dumb raspberry🫐🌿 | Vkook ver by mahygoli
mahygoli
  • WpView
    Reads 2,705
  • WpVote
    Votes 196
  • WpPart
    Parts 1
[تمشک خنگ]🫐 Genre: omegavers , smut , fluff , comedy couple:Vkook/Jikook |2ver خلاصه: جئون جونگکوک امگای بوکسوری بود که خیلی اتفاقی وقتی دنبال خواهر زاده‌اش به مدرسه دختر کوچولوی لیمویی رفته بود، جفتش رو ملاقات کرد. یه معلم تازه کار و ظاهری به شدت معصوم که لعنت؟ الهه ماه شوخیش گرفته بود؟ اون آلفای خنگ تمشکی جفت تعیین شده‌اش بود؟ میتونست قسم بخوره اون الفا حتی چند سانتی ازش کوتاه تر و هیلکش ظریف تر بود!
Submissive/مطیع by writerokiko
writerokiko
  • WpView
    Reads 15,133
  • WpVote
    Votes 1,720
  • WpPart
    Parts 12
درحال آپ📌 -ازت متنفرم +من بیشتر -دوست دارم +من بیشتر -یه روز بلاخره میکشمت! -احتمال اینکه من با لباس زیر صورتی تو مافیا بگردم از اینکه تو منو بکشی بیشتره لیدی جئون! *** دو پسر که هیچ وجه اشتراکی ندارن، در دنیای خشن مافیا بزرگ می‌شن: تهیونگ، خونسرد، بی‌رحم و بی‌درد(cip)، استاد اسلحه و مبتلا به سادیسم، و جونگکوک، عصبی، لجباز و با حساسیت‌های شدید(Hyperalgesia)، استاد خنجر و مبتلا به مازوخیسم. تهیونگ، جونگکوک رو مقصر مرگ مادرش میدونه و وقتی دعوای سرنوشت‌سازی بین اون‌ها شعله می‌کشه و یه آتیش سوزی عظیم به پا می‌کنه، جونگکوک به روسیه تبعید میشه و توی مافیای براتوا با زندگی ای وحشتناک و پر درد بزرگ میشه... اونقدر درد میکشه که درد براش عادی میشه؛ با هر دردی که میکشه نفرتش به تهیونگ ذره ذره بیشتر میشه! حالا، بعد از سال‌ها دشمنی و نفرت عمیق، مسیرشون دوباره بهم می‌رسه؛ جونگکوک باید در ماموریتی خطرناک، همکار تهیونگ کسی که ازش متنفره باشه. برخورد این دو قطب مخالف، خشم، کشش، و رقابت بین اون‌ها رو تا حد انفجار بالا می‌بره... و هیچ‌کس تضمین نمی‌کنه که کسی زنده بمونه، یا اینکه دلشون رو کنترل کنه. 𝑵𝒂𝒎𝒆: submissive 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: mafia, crime, dark romance, BDSM, enemies to lovers 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: vkook 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: okiko