صورت جونگکوک رو بین دست های لرزونش گرفت.
-بگو دوسم داری
-دوست دارم
- قول بده جونگکوک... بهم بگو تا تهش مال منی
-تا تهش مال توام کیم تهیونگ. هیچکس و هیچ چیز نمیتونه بین مون جدایی بندازه.
نفس داغ تهیونگ حواس جونگکوکو پرت میکرد.
-حتی اگه یه پسر جوون و جذاب تر از من ببینی؟
-چرا نمیفهمی ددی؟ چشم های من جز تو کسیو نمیبینه.
***
=من شما رو میشناسم؟
جین نمیتونست باور کنه چه کلماتی از دهنش بیرون اومده.
+نامجون.. من. معذرت میخوام اگه بهت سر نزدم تو گوشیتو جواب ندادی.
=منظورم اینه.. میشه خودتونو معرفی کنید؟ آخه.. بعد تصادف فراموشی گرفتم....
جین شوکه شده به کلماتی که از دهنش خارج شده بود فکر کرد.
+تو.. منو یادت نمیاد؟
=متاسفم..
+من..جینم..دوس...
نامجون که از چیزی خبر نداشت... چرا فرصتو از دست میداد؟
چشم هاش رو بست و سریع گفت :
+دوست پسرت
Name :
Soft Spot
Season 1:
I'm not your toy!
Genre:
Smut / Daddy kink / Romance / little space / Fluff
Start:
1399/11/28
° پارت ها کوتاهن
خلاصه:
دوست خوب خانوادهی دومه؛ اصلا دوست خوب یه واجبه واسه زندگی هرکسی ولی...
وقتی بهترین دوستت تبدیل بشه به عشقت... یه دردسر بزرگه!
شنیدی میگن عشق مخفیانه یه مزهی دیگه داره؟ ولی به نظر اونا عشقی که مخفی نبود و باید مخفی نگه داشته میشد از اون نوعش بود که نباید امتحان کنی... عشق به همجنس؟! قطعا باید ازش دوری کرد!
گناه... هنجارشکنی... ممنوعه... هرچی! اونا فقط میخواستن دیگه تا ابد هیچ دوربینی نباشه و یه بلهی بزرگ بگن به عشقی که داشت در خونهی قلبشون رو از جا در میآورد...
🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺
*من زیاد تو شروع خوب نیستم پس خواهشا با همون پارتای اول قضاوت نکنید و یکم بیشتر بخونید و به داستان این شانسو بدید که خودشو بهتون نشون بده، از پارت پنج شیش داستان اصلی شروع میشه❤️*
* این فیک ریل لایفه! تاریخها و وقایع گفته شده و هشتاد درصد دیالوگها واقعی هستن و فقط اتفاقات پشت دوربین زادهی ذهن نویسنده است*
* واسه هر پست این فیک زمان زیادی صرف شده تا حدالامکان با رعایت تمام جزئیات واقعی، موقع خوندن فیک بتونید بهتر باهاش ارتباط برقرار کنید؛ خواهشا کسی کپی نکنه!! *
*ردهی سنی +۱۸ سال رو رعایت کنید*
💜کاپل اصلی: تهکوک💜