تو داری مثل یه گنجشکِ کوچولو نفس نفس میزنی!
[𝗖𝗼𝗺𝗽𝗹𝗲𝘁𝗲𝗱]
ɢᴇɴʀᴇ: ᴿᵒᵐᵃⁿᶜᵉ, ˢᵐᵘᵗ, ᶠˡᵘ ᶠᶠ, ᵒᵐᵉᵍᵃᵛᵉʳˢᵉ, ᵐᵖʳᵉᵍ
ꜱᴜʙ ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᶜʰᵃᵉⁿⁿⁱᵉ, ˢᵘᵖᵉ
𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: _𝒓𝒊𝒕𝒕𝒐𝒘_
(قبل از خوندن، اولین پیام مسیج بردم رو چک کنین..)
کی فکرش رو می کرد روزی دنیای کوچیک جونگ کوک انقدر بزرگ بشه که بتونه عشق رو توی خودش جا بده..؟
"همون طور که به کلمات پسر فکر می کرد، دستش رو جلو برد و کتابش رو بین دست هاش گرفت: ولی اون شکلات ها می تونن تلخ ترین لحظه هات رو هم شیرین کنن. تو دو تا شکلات داری؛ پس یکیش رو زمانی بخور که احساس تلخی کردی..."
نام: آخرین آفتابگردون 🌻 The Last Sunflower 🌻
ژانر : رمنس، روزمره، انگست
کاپل: ویکوک
#multishot
چند شاتی
+ یونی میتونم ببوسمت؟
- برای بوسیدنم هیچوقت ازم نپرس؛)
**✿❀ ❀✿****✿❀ ❀✿**
× میتونم پیشت بمونم؟
= البته که میتونی
× واقعا؟
= اهوم
**✿❀ ❀✿****✿❀ ❀✿**
هدف از نوشتن این داستان تنها این است که شما خواننده عزیز رنگینن کمان بالا اورده و چندین سکته پشت سر هم بزنید :)))))))))))))))))))
ژانر: اسمات ، امپرگ، سوییت ، فوق کیوت، فلاف
کاپل: یونمین ، ویکوک، نامجین
جونگ کوک یه لیتله و هیچکس جز افراد نزدیک زندگیش راجب این موضوع خبر نداره..
چی میشه اگه تهیونگ، هم اتاقی جدیدِ جونگ کوک از این موضوع باخبر بشه؟
کاپل: ویکوک~سپ~ناممین💕
ژانر: فلاف-رومنس-اس مات
این اولین فیکیه که مینویسم
امیدوارم دوستش داشته باشید و چون اولین فیکمه ایرادامو بهم بگید
اگه خوشتون اومد ووت و اضافه کردن به لیستتون هم فراموش نکنید😉💜
~اکشن،معمایی،اسمات~
♡کاپل : تهکوک
خلاصه : تهیونگ فکر میکرد که پری های دریایی وجود ندارن، اما چی میشه که یدونه از نوع خوشگل و لیتلش توی زندگیش جا باز کنه؟؟!!
༶•┈┈⛧┈♛
ژانر : لیتل، فانتزی، اسمات و...
تهیونگ مردی مطلقهست و یک دختر به اسم 'مِی' داره ولی با همه اینها هنوز در حال سر و کله زدن با گرایششـه.
جونگکوک، پسر دانشجویی که کار خاصی برای انجام دادن نداره و برای سرگرمی به مردم عکس پاهاش رو میفروشه!
ولی چی میشه اگه بین شمارههای رندمی که میزنه، یکیشون شماره کیم تهیونگ باشه؟
𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌
TR & Edit: SAMAR
Genre: Fluff, Slice of life🍂
𝑻𝒆𝒍𝒈𝒓𝒂𝒎 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒏𝒆𝒍: 𝑽_𝑲𝒐𝒐𝒌𝒊
نام فیک :✨my white wolf✨
کاپل : ☕کوکوی☕
🍩 ژانر 🍩 : 🐺امگاورس🐺 🍑ددی کینگ🍑🍥رمنس🍥 🍷اسمات🍷 🍼فلاف🍼
خلاصه :🍓 تهیونگ از اطاعت کردن خوشش نمیاد مخصوصا از زمانی که فهمید یه بتاعه سادس ، اما همه چیز با یک آرزو عوض میشه آرزویی که قرار بود در حد یه گلایه از کارما باشه ولی... 🍓
🍸جئون جونگکوک آلفایی که ساعت های خودشو با کار کردن میگذرونه ، چی میشه اگه یه تار موی سفید اونو از دنیایی که یقین داشته میتونه تنهایی از پسش بربیاد بیرون بیاره؟ 🍸
🍨 « من... من یه جفت می خوام ، یه امگای زیبا و مطیع ، دلم ... یه خانواده می خواد »🍨
✨🍑🍓🌈«بدن الفا به ارومی روش خزید و برای صدمین بار بی توجه به ناله های بتا توی بغلش زمزمه کرد .
"دوباره بگو..."
با صدای خش داری گفت و به پلک های خیس و گونه های سرخ تهیونگ زل زد ...
بتا به سختی پاهاشو بالا نگه داشت و نفس لرزونشو با ناله ی کشیده ای بیرون داد .
"د...ددی!"
فاک ...فقط همون کلمه کافی بود تا الفا دوباره بخواد اون توله گرگ هورنیو خیسو به فاک بده ...
"فاک بیبی ... همینه ... همیشه اینطوری ددیو صدا کن ... "
به نرمی لاله ی گوش بتا رو لیسید و ضربه ی محکمی به پروستاتش زد .
"چطور خودمو نگه داشتم تا به فاکت ندم کیم ... "
"ددی...اههه..."» 🌈🍓🍑✨
فیکشن آقای من🥀
▪︎جونگکوک: "زیاده روی کن آجوشی
من عاشق زیاده روی هاتم!"🐰
▪︎تهیونگ: "تو یه سازی اسمتو میذارم کُ...
از پایین مینوازمت از این بالا ملودیت رو استخراج کن!"🐯
•ممنوعه ای در دل #عشق و #خیانت 🤍↯
#MyAjjussi 🥀
-
-Couple: TaeKOok 🌙
-Author: -Smutic🥀